{
  "bookName": "بیشعوری",
  "taaghcheId": "8213",
  "taaghcheQuotes": [
    "«اگه بی‌شعورها عاشق ‌می‌شن، فقط به یه دلیله: نمی‌خوان تو هیچ‌چیزی کم بیارن، از جمله عشق. »",
    "باهوش‌بودن و تحصیل‌کردن هیچ ربطی به بی‌شعور نبودن ندارد",
    "بی‌شعوری یک‌‌جور اعتیاد است و مثل اعتیاد به الکل و مواد مخدر یا یک داروی خاص، تاثیر بدی روی شخصِ معتاد و جامعه‌‌اش دارد. بدی‌‌اش این است که بی‌شعورها اصلا از بی‌شعوری‌شان خبر ندارند.",
    "«هر کسی در شرایط خاصی ممکنه وقیح باشه، اما همین‌که اون شرایط از بین رفت آدم معمولی به خودش می‌یاد و از وقاحتش پشیمون می‌شه، اما آدم بی‌شعور می‌گرده تا دوباره اون شرایط رو فراهم کنه. »",
    "در مورد دولت کار از بی‌شعوری گذشته، صحبت از بی‌شعوری بیشینه است",
    "ما آدمیان بر این باوریم که تمامی مشکلات اجتماعی ریشه در فقر، جهل و استثمار دارد، اما اشتباه می‌کردیم. تمامی این مشکلات به خاطر وجود آدم‌های بی‌شعوری است که به جاه و مقامی رسیده‌اند و جامعه را در وضعیتی سردرگم و شلم‌شوربا اداره می‌کنند.",
    "«اگه بی‌شعورها عاشق ‌می‌شن، فقط به یه دلیله: نمی‌خوان تو هیچ‌چیزی کم بیارن، از جمله عشق. »",
    "«بی‌شعوری که مرض نیست. یک‌جور خصیصه‌ست و به خاطر همین هم قابل درمان نیست. »",
    "بی‌شعوری نوعی بیماری‌ است که قوه‌ی تشخیص و ارزش‌گذاری مبتلایان را به هم می‌زند و باعث می‌شود تا این آدم‌ها هر کاری را بدون شایستگی در انجامش، و بدون ذره‌یی احساس گناه، شرم یا پشیمانی انجام بدهند. (خیلی راحت! )",
    "دو تا از عجایب بزرگ دنیا مجسمه‌ی ابوالهول و اهرام ثلاثه نیستند، آن‌ها:\n۱. چرا بی‌شعورها به خود اجازه می‌دهند که رفتاری نفر‌ت‌انگیز داشته باشند.\n۲. چرا وقتی مشت‌شان باز می‌شود که رفتارشان نفرت‌انگیز است، می‌رنجند.\nهراکلیوس، شهید صدر مسیحیت (یا حداقل آن‌گونه که خود می‌پنداشت)",
    "«هیچ‌وقت با یک آدم عصبانی شبیه خودش رفتار نکن، بلکه ده برابر عصبانی‌تر از اون برخورد کن!",
    "بی‌شعورها اعتقاد دارند که تمام آدم‌های کره‌ی خاکی وظیفه دارند که خواسته‌های آن‌ها را برآورده کنند.",
    "«اگه جزِ راه‌حل نیستی، پس حتما بخشی از مساله‌یی! »",
    "«به‌جای تولید ناخالص ملی، نسل جدیدی از بی‌شعورهای خالص ملی تولید می‌کنیم. »",
    "اسقف، والتر را پیش من فرستاد و من به‌اش کمک کردم تا قبول کند هرگز او آدم دیندار و پرهیزگاری که وانمود می‌کرده، نبوده است. او یک بی‌شعورِ مذهبی بود.",
    "مثل بسیاری از بیماری‌ها، بی‌شعوری هم ممکن است ارثی باشد. خیلی از بی‌شعورها، بیماری‌شان از پدر یا مادرشان به‌شان رسیده. البته بعضی از فرزندان افراد بی‌شعور آن‌قدر از رفتار بی‌شعورانه‌ی والدین‌شان متنفر می‌شوند که از هر خصوصیت بی‌شعورانه‌یی پرهیز می‌کنند، اما متاسفانه بیش‌ترشان به این ویروس بی‌شعوری آلوده شده و مثل والدین‌شان یک بی‌شعورِ لعنتی و کوفتی‌ می‌شوند.",
    "وقتی که مسوولان مدرسه به‌جای بالابردن وضعیت کیفی آموزش، زمان بیش‌تری را به برنامه‌های فوق‌برنامه و جنبی اختصاص می‌هند، اطمینان داشته باشید که تمام جامعه بی‌شعور شده است.",
    "اگر احساس می‌کنید با خواندن این کتاب به شما توهین شده، می‌توانید سه کار بکنید: \n۱. از دولت کشورتان بخواهید که نویسنده و کتاب را محکوم کند. (این عمل باعت فروش بسیار بالای کتاب خواهد شد. ) \n۲. جشن کتاب‌سوزی راه بیاندازید! این عمل شبکه‌های خبری را جذب کرده و عملا تبلیغی برای ما محسوب می‌شود. \nنامه‌ی اعتراض‌آمیز به نمایندگان مجلس بنویسید، آن‌گاه آن‌ها نیز خواهند فهمید که شما نیز بی‌شعورید!",
    "به قول یکی از بی‌شعورها: «اگه جزِ راه‌حل نیستی، پس حتما بخشی از مساله‌یی! » فقط یک بی‌شعورِ در حالِ درمان می‌فهمد این حرف یعنی چه!",
    "بی‌شعوری مثل خوره ا‌ست. همه‌ی وجود آدم را می‌گیرد",
    "شما باید از همه‌ی دشمنان آن‌ها بدون استثنا متنفر باشید. مبادا با کسانی آن‌ها ازشان خوش‌شان نمی‌آید دوستی کنید، که کلاه‌تان پسِ معرکه است.",
    "«اگه من بی‌شعورم، پس تو هم خیلی بی‌شعوری! »\nگفتم: «آره. به همین دلیل هم من فکر می‌کنم می‌تونم کمکت کنم. »",
    "افتخارم این بود که همیشه در اقدام علیه‌ی دیگران پیش‌قدم بودم.",
    "مشکلات به خاطر وجود آدم‌های بی‌شعوری است که به جاه و مقامی رسیده‌اند و جامعه را در وضعیتی سردرگم و شلم‌شوربا اداره می‌کنند.",
    "بگذارید یک‌سری از خصوصیات مشترک بی‌شعورها را برای‌تون بگویم: \n- خودپسندی مفتضح. \n- تنفرانگیزی در حد بسیار. \n- تکبر حتا در خیرخواهی. \n- وجدانی که با میخ هم نمی‌شود به‌ا‌ش نفوذ کرد. \n- میل به کسب قدرت حتا با خوارکردن دیگران. \n- تلاش برای کسب‌نکردن ویژگی‌های انسانی. \n- سواستفاده از آدم‌های ساده.",
    "تقریبا همه موافقند که بی‌شعور کسی‌ است که رفتار وقیح و نفرت‌انگیز دارد، او هم به صورت کاملا اِرادی، و از آزاری که به دیگران می‌رساند قلبا خوشحال است.",
    "باهوش‌بودن و تحصیل‌کردن هیچ ربطی به بی‌شعور نبودن ندارد ـ همان‌طوری که خیلی از این نوابغ دقیقا می‌دانند چه بلایی بر سر مردم می‌آورند، مثل هیتلر. نکته‌ی شوکه‌کننده در این‌باره چنین است که متوجه می‌شویم بی‌شعوری مشکلی ذهنی نیست و به این دلیل با هیچ دارو و دوایی قابل درمان نیست.",
    "«هر کسی در شرایط خاصی ممکنه وقیح باشه، اما همین‌که اون شرایط از بین رفت آدم معمولی به خودش می‌یاد و از وقاحتش پشیمون می‌شه، اما آدم بی‌شعور می‌گرده تا دوباره اون شرایط رو فراهم کنه. »",
    "سعی کنید روی رسانه‌ها کنترل داشته باشید. این‌طور که هر وقت از رادیو یا تلویزیون اخبار بی‌شعورانه‌یی شنیدید یا دیدید، آن را خاموش کنید و به جای آن یک کتاب خوب بخوانید",
    "بی‌شعور تمام‌عیار به‌ندرت با بمب و سلاح‌ برای کشتن مخالفانش به سراغ‌شان می‌رود. تخصص این بی‌شعورها بیش‌تر در ترور شخصیت آدم‌هاست، هرچند توانایی آن را نیز دارند که در زمینه‌های دیگر هم استثمارگر باشند.",
    "«هر کسی در شرایط خاصی ممکنه وقیح باشه، اما همین‌که اون شرایط از بین رفت آدم معمولی به خودش می‌یاد و از وقاحتش پشیمون می‌شه، اما آدم بی‌شعور می‌گرده تا دوباره اون شرایط رو فراهم کنه. »",
    "آدم بی‌شعور فقط یک چیز لازم دارد؛ جسارت دست‌کشیدن از بی‌شعوری.",
    "- وقتی که مسوولان مدرسه به‌جای بالابردن وضعیت کیفی آموزش، زمان بیش‌تری را به برنامه‌های فوق‌برنامه و جنبی اختصاص می‌هند، اطمینان داشته باشید که تمام جامعه بی‌شعور شده است.",
    "«مشکل تو اینه که بی‌شعوری! »\nمن از این جواب بی‌ادبانه یکه خوردم و با عصبانیت گفتم: «من نیومدم این‌جا که توهین بشنوم. مثه این‌که تو نمی‌تونی مشکل من رو حل کنی. »",
    "م:\n «من بی‌شعورم! »",
    "او شما را به خاطر این‌که به اندازه‌ی کافی وقت‌تان را به او اختصاص نمی‌دهید سرزنش می‌کند و بعد هم از شما می‌خواهد که از جلوی چشمش گم شوید",
    "آدم بی‌شعور فقط یک چیز لازم دارد؛ جسارت دست‌کشیدن از بی‌شعوری.",
    "«هر کسی در شرایط خاصی ممکنه وقیح باشه، اما همین‌که اون شرایط از بین رفت آدم معمولی به خودش می‌یاد و از وقاحتش پشیمون می‌شه، اما آدم بی‌شعور می‌گرده تا دوباره اون شرایط رو فراهم کنه. »",
    "آیا واقعا بی‌شعوری یک مرض است؟ پاسخ من به این پرسش یک «بله»‌‌ی قاطع و بلند است. بی‌شعوری مرضِ وقاحت و سواستفاده از آدم‌هاست.",
    "چند درصد از دروسی که در مدرسه یادگرفته‌اید تاکنون برای‌تان مفید واقع شده؟",
    "شاید ‌چیزی دردناک‌‌‌تر از این در زندگی نباشد که صبح که از خواب بیدار شویم، متوجه شویم او که در رخت‌خواب کنارمان دراز کشیده بی‌شعوری بیش نیست. بعضی آدم‌ها این واقعیت تلخ را در همان شب نخست ازدواج‌شان می‌فهمند و بعضی تا سال‌ها بعد هم ممکن است متوجه نشوند.",
    "اگر بچه‌های‌تان دست به کارهای خطرناک زده‌‌اند، پلیس را که نمرده، خبرش کنید. چند شب که بمانند در بازداشتگاه و آب خنک بخورند، قدر خانه و زندگی را می‌دانند.",
    "خیلی‌ها الکل مصرف می‌کنند، اما هیچ‌کس نمی‌خواهد «الکلی» نامیده شود و درست به همین دلیل اولین مرحله از برنامه‌ی ترک الکل، این است که شخص قبول کند که الکلی‌ است. برای آدم بی‌شعور هم اولین قدم در درمان و بهبودی‌ا‌ش، گفتن «من بی‌شعورم! » است",
    "روان‌پزشکی به نام چارلز کامبربوند می‌گوید: «میزان اعتماد‌به‌نفس بی‌شعورها غیرقابل تصوره. اگه ملکه‌ی انگلستان از زندانی بازدید کنه و در این میون به سلولِ یه بی‌شعور نزدیک بشه، اون مطمئن می‌شه که ملکه فقط به دیدار اون اومده. »",
    "بی‌شعوری یک نوع اعتیاد به قدرت، تحقیر و سرکوب دیگران، وظیفه‌نشناسی بی‌حد و شهوت تسلط بر دیگران است. این بیماری تعادل درونی خود فرد را برهم می‌زند و او را به بیچارگی و بدبختی می‌اندازد؛ البته تا زمانی که آدم شود و اعتراف کند که: «من بی‌شعورم! »",
    "بی‌شعوری چیزی شبیه باد است. باد ممکن است آرام باشد یا شدید، هم‌چنین متناوب یا نامتناوب. شاید آن‌قدر ملایم باشد که فقط یک‌کم موهای‌مان را آشفته کند یا آن‌قدر شدید که چادر مسافرتی‌مان را از بیخ بکند. بعضی وقت‌ها هم به شکل گردباد و توفان‌های مهیب ظاهر می‌شود و ویرانی‌های بزرگی به بار می‌آورد.",
    "بی‌شعوری مرضِ وقاحت و سواستفاده از آدم‌هاست.",
    "- رسانه‌ها نیز شهوت قدرت دارند، اما چون قدرت واقعی ندارند، ریختن آبرو و اعتبار آدم‌هایی که به طور حسادت‌برانگیزی قدرت و اعتبار دارند، برای‌شان در حکم تسویه‌حساب و نوعی نمایش قدرت محسوب می‌شود. همین امر رسانه‌ها را به سمت عُقده‌گشایی جهت داده است؛",
    "ما آدمیان بر این باوریم که تمامی مشکلات اجتماعی ریشه در فقر، جهل و استثمار دارد، اما اشتباه می‌کردیم. تمامی این مشکلات به خاطر وجود آدم‌های بی‌شعوری است که به جاه و مقامی رسیده‌اند و جامعه را در وضعیتی سردرگم و شلم‌شوربا اداره می‌کنند.",
    "برای آدم بی‌شعور هم اولین قدم در درمان و بهبودی‌ا‌ش، گفتن «من بی‌شعورم! » است. حتا گفتن جملات مشابه مثل من آدم وقیحی‌ام اثر لازم را ندارد.",
    "وقتی آدم گرفتار بی‌شعوری شده باشد، چار‌ه‌ی دیگری ندارد. دیر یا زود زندگی به آدم می‌فهماند که بی‌شعور است. آن‌وقت آدم در برابر این واقعیت موضع می‌گیرد، داد و هوار راه می‌‌اندازه، سعی می‌کند نفی‌اش کند، اما هیچ‌چیزی با این کارها تغییر نمی‌کند.",
    "ما آدمیان بر این باوریم که تمامی مشکلات اجتماعی ریشه در فقر، جهل و استثمار دارد، اما اشتباه می‌کردیم. تمامی این مشکلات به خاطر وجود آدم‌های بی‌شعوری است که به جاه و مقامی رسیده‌اند و جامعه را در وضعیتی سردرگم و شلم‌شوربا اداره می‌کنند.",
    "«دلی بزرگ دارم، آن‌قدر که همه‌ی اسکناس‌های دنیا هم می‌تواند در آن جای شود. »",
    "- کوتاه نمی‌آیند. همه‌ی خطاها را پشت نقابی از وقاحت و رذالت مخفی می‌کنند؛ چراکه هر چه جرمت بزرگ‌تر باشد باید پررویی‌ت هم بیش‌تر باشد.",
    "فرزندان والدین بی‌شعور، به خاطر این‌که در سال‌های اولیه‌ی عمر و دوران شکل‌گیری شخصیت‌شان تحت کنترل آدم‌های بی‌شعور بوده‌ا‌ند، با همان بی‌شعوری پدر و مادرشان بزرگ می‌شوند. ویرجینیا یکی از همین جوان‌‌هاست که بعد از سه سال درمان، حالا تازه توانسته خودش راپیدا کند. او می‌گوید: «بچه که بودم دلم می‌خواست وقتی بزرگ شدم بی‌شعوری مثل مادرم بشم. حالا خوب می‌فهمم که چه‌قدر از اون آرزوی لعنتی لطمه دیدم. من باید خودم باشم و برای خودم زندگی کنم. باید یه تولد دوباره داشته باشم. لطفا برام اسم انتخاب کنین! »",
    "مشکل درمان بی‌شعوری این است که آدم بی‌شعور معمولا قبول نمی‌کند که بی‌شعور است. اگر هم عاقبت این واقعیت را بپذیرد، باز تمایل دارد که تقصیر را به گردن یکی دیگر بیاندازد.",
    "سابقا روال بر این بود که مردم اعتراض می‌کردند تا به آزادی و حقوق خودشان برسند، اما گویا امروزه افراد زیادی از آزادی و حقوق خودشان فقط در راه اعتراض‌کردن استفاده می‌کنند. آن‌ها همیشه در حال اعتراض مدنی و شعار دادن هستند. شعاردادن برای‌شان حتا از یافتن راه‌حل منطقی برای مساله‌یی که به‌ا‌ش اعتراض دارند هم مهم‌تر است. خیلی‌ها به همین راحتی و صرفا با دادن شعارهایی که خودشان هم به آن‌ها اعتقاد ندارند، فعال اجتماعی می‌شوند، البته درواقع فعال در بی‌شعوری یا به بیانی بهتر: فعال بی‌شعوری.",
    "ما آدمیان بر این باوریم که تمامی مشکلات اجتماعی ریشه در فقر، جهل و استثمار دارد، اما اشتباه می‌کردیم. تمامی این مشکلات به خاطر وجود آدم‌های بی‌شعوری است که به جاه و مقامی رسیده‌اند و جامعه را در وضعیتی سردرگم و شلم‌شوربا اداره می‌کنند.",
    "به‌طور حتم هیچ‌کسی دوست ندارد که قبول کند یکی از دوستانش ممکن است بی‌شعور باشد، اما متاسفانه این حقیقت وجود دارد. دنیای دوستی بی‌عیب‌ونقص نیست. این دوستان بعضی‌وقت‌ها مدت‌ها بعد از آغاز دوستی‌شان با ما به بی‌شعوری مبتلا می‌شوند. بعضی وقت‌ها بی‌شعوری‌شان روی مودِ خاصی است و برای همین هم هست که مدت‌ها طول می‌کشد تا متوجهِ بی‌شعوری‌شان شویم. یا ممکن است این‌قدرآب‌زیرکاه و در ظاهر متشخص باشند، که ما هرگز تردیدی به خود در بی‌شعور‌ی‌شان راه ندهیم.",
    "- اطمینان از این‌که همیشه کسی هست که می‌شود گناه‌ها را به‌ گردن او انداخت. یکی از دلایل اصلی ازدواج و بچه‌دارشدن بی‌شعورها همین است.",
    "در اجتماع همیشه به کسانی که زودتر از دیگران به چیزی می‌رسند، پاداش داده می‌شود، این‌طوری به‌نظر می‌رسد که بی‌شعورها آدم‌های موفق و پیروزی هستند. در تجارت، همیشه کسی که بهتر بتواند ایده‌های دیگران را بدزدد، موقعیت بهتری به دست می‌آورد و در دولت هر چه‌قدر کسی بتواند بهتر و نامحسوس‌تر خواسته‌های مردم را نادیده بگیرد، مقام بالاتری به‌ا‌ش می‌دهند. نسل جدید، بی‌شعورها را موفق‌تر می‌بیند و با این دیدگاهِ احمقانه خودش را تحت‌تاثیر بی‌شعوری قرار می‌دهد.",
    "می‌خواستم به همه‌ی دنیا مسلط بشم، درحالی‌که حتا نمی‌تونستم به خودم مسلط باشم.",
    "جای خوشبختی است که همه‌ی آدم‌های مذهبی بی‌شعور نیستند و چه بسیارند آدم‌هایی که بر طبق آموزه‌های دینی‌شان کارهای خوب و مفید زیادی انجام می‌دهند، اما با وجود این، نباید از فجایعی که بی‌شعورهای متحجر به نام دین و مذهب انجام می‌دهند غافل شد. مثل هر چیز خوب دیگری، دین هم اگر به دست آدم‌های سواستفاده‌چی بیفتد، به کژراهه می‌رود.",
    "درحقیقت، رسانه[ به‌ویژه رسانه‌های دولتی ]‌، کمالِ بی‌شعوری است. زیرا: \nرسانه متکبر و خودستاست. خیلی دوست دارد که خودش را به عنوان «رکن چهارم دموکراسی» قلمداد کند و به اندازه‌ی نهادهای دینی و دولتی قدر و اهمیت داشته باشد.",
    "- رسانه‌ها بی‌رحمانه بی‌رحم‌اند. خبرنگارها عاشق ماجراجویی وجنجال‌سازی درگیری‌های خانوادگی و سیاسی و اجتماعی‌اند. از همان سال‌های اول خبرنگاری‌شان، برای‌شان امری عادی می‌شود که از بیوه‌زن‌های غمگین بپرسند از این‌که شوهرشان از طبقه‌ی دهم یک ساختمان نیمه‌کاره سقوط کرد و له‌ولورده شد، چه احساسی دارند. در عین‌حال وقتی که آن زن صادقانه می‌گوید: «احساسی مثل وقتی یکی با لگد بزنه لای پاهات، بی‌شعور! » هیچ‌وقت این قسمت را در گزارش‌شان نمی‌آورند، بلکه آن چیزی که به نظر خودشان جالب باشد جای آن می‌گذارند.",
    "تا جایی که برای‌تان امکان‌پذیر است با همسرتان با مهربانی و تسامح رفتار کنید. این کار باعث کاهش درگیری بین‌ شما می‌شود. مثلا وقتی که از سر کار به خانه می‌آیید، اولین کلماتی که به همسرتان می‌گویید این باشد که: «متاسفم. به خاطر هر چیزی که به خاطرش ناراحتی، معذرت می‌خواهم. » این نوع عذرخواهی‌های عمومی، باعث می‌شود اعصاب‌تان راحت‌تر و سر جایش باشد.",
    "اگر همسرتان به هر دردی می‌زند که شما را به دعوا بکشاند، در این صورت مطمئن باشید با یک بی‌شعور معمولی ازدواج نکرده‌اید، بلکه با یک بی‌شعور تمام‌عیار ازدواج کرده‌اید. باید ‌کاری کنید که او انرژی زیادی‌ا‌ش را به روش‌های ممکن از جمله حضور در کلاس‌های رزمی تخلیه کند. (خودتان هم بد نیست کاراته یاد بگیرید! )",
    "تحقیقات نشان داده که فرزندان والدین بی‌شعور، مستعدِ این هستند که خودشان هم به والدین بی‌شعور تبدیل شوند، مگر این‌که جور دیگری به آن‌ها آموزش داده شود.",
    "- احساس می‌کنند که خدا ازشان خواسته هر کس را که عقیده‌یی خلاف آن‌ها دارد مجازات کنند.",
    "«بزرگ‌ترین راز آفرینش این نیست که خدا چرا جهان را آفریده، بلکه این است که چرا بی‌شعورها را این‌طوری خلق کرده است.",
    "مطالعات من نشان می‌دهد که محافل و موقعیت‌های خانوادگی بهترین وضعیت را برای رشد و گسترش بی‌شعوری به وجود می‌آورد. خصوصا در آن میهمانی‌هایی که عمه‌ها و خاله‌ها و عموها و دایی‌ها و مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها و بچه‌های فامیل همه دور هم جمع می‌شوند تا بعد از بیست‌وپنج سال همدیگر را ببینند. معمولا چنین مهمانی‌هایی تصمیم یکی/دو تا بی‌شعور بی‌کار است که به این نتیجه رسیدند که فامیل خیلی وقت است از هم دور افتاده و باید دور هم جمع شوند.  خب، همه می‌دانند که چرا افراد فامیل این همه سال است که دور هم جمع نشدند، اما هیچ‌کس جرات بیانش را نداره؛ بنابراین هفتاد/ هشتاد نفر آدم که نفرت تنها وجه اشتراک‌شان است، تعطیلات مزخرفی را در کنار هم می‌گذرانند تا به دو بی‌شعور تمام‌عیار احساس قدرت و کاربلدی دست بدهد.",
    "«واقعا آدم به کشیش‌ها حسودی‌ش می‌شه. هم خدا به کارش می‌یاد، هم شیطان. این همه امکانات برای یه آدم خیلی زیاده. این عادلانه نیست! »",
    "- وقتی صاحبان صنایع تلاش می‌کنند ما را متقاعد کنند که مصرف این‌همه سوخت فسیلی هیچ آسیبی به محیط‌زیست نمی‌رساند و آبزیان هم می‌توانند از پسماندهای کارخانه‌های‌شان استفاده ‌کنند، آن‌وقت است که تجارت روی واقعی خود که بی‌شعوری تمام‌عیار است را رو می‌کند.",
    "ما آدمیان بر این باوریم که تمامی مشکلات اجتماعی ریشه در فقر، جهل و استثمار دارد، اما اشتباه می‌کردیم. تمامی این مشکلات به خاطر وجود آدم‌های بی‌شعوری است که به جاه و مقامی رسیده‌اند و جامعه را در وضعیتی سردرگم و شلم‌شوربا اداره می‌کنند.",
    "بی‌شعوری یک‌جور ویژگی رفتاری بد نیست، بلکه یک بیماری‌ است. نوعی اعتیاد به رفتار ابلهانه و گستاخانه که باعث بیچارگی ما می‌شود و نمی‌گذارد حتا بفهمیم چه‌قدر مغرور و متعصبیم.",
    "آدم بی‌شعور فقط یک چیز لازم دارد؛ جسارت دست‌کشیدن از بی‌شعوری.",
    "بی‌شعورها پُررو، نفرت‌انگیز و متکبرند و باید اسمی روی‌شان باشد که دست‌کم کمی به خودشان بیاوردشان.",
    "«اگه بی‌شعورها عاشق ‌می‌شن، فقط به یه دلیله: نمی‌خوان تو هیچ‌چیزی کم بیارن، از جمله عشق.",
    "هیچ تعریف مختصری نمی‌تواند پیچیدگی این پدیده را بیان کند، اما این مساله، حل‌نشدنی نیست. بسیاری از مردم معتقدند که شاید نتوانند بی‌شعوری را تعریف کنند، اما وقتی بی‌شعوری را ببیند، می‌شناسندش، و این درست است. ت",
    "عنوان نمونه، فردی بی‌شعور اگر پدر باشد می‌تواند فرزندش را وادار به انجام هر کاری بکند مثل زیاد درس‌خواندن، درحالی‌که خودش این کار را نمی‌کرده",
    "بی‌شعوری یک‌‌جور اعتیاد است و مثل اعتیاد به الکل و مواد مخدر یا یک داروی خاص، تاثیر بدی روی شخصِ معتاد و جامعه‌‌اش دارد.",
    "بی‌شعورها: \n- ازخودمتشکرند، وقتی درباره‌ی بی‌شعوری‌شان حرف می‌زنند. \n- معتقدند که موهبتی از سوی خدا برای جهانیان هستند.",
    "اعتماد به ‌نفس\nبی‌شعورها با اعتمادبه‌نفس بالا و شگردهای خاصی زیرِ کار درمی‌روند. روان‌پزشکی به نام چارلز کامبربوند می‌گوید: «میزان اعتماد‌به‌نفس بی‌شعورها غیرقابل تصوره. اگه ملکه‌ی انگلستان از زندانی بازدید کنه و در این میون به سلولِ یه بی‌شعور نزدیک بشه، اون مطمئن می‌شه که ملکه فقط به دیدار اون اومده. »",
    "بی‌شعورها یک‌ریز حرف می‌ز‌نند. عاشق حرافی‌اند، مخصوصا درباره‌ی خودشان",
    "‌‌۵: میزان بی‌شعوری\n «او بی‌شعوری بود برای تمام فصول\nمابین بیابان‌ها یا در خیابان‌ها\nدر شرایط سخت و گاه آسان»",
    "شعار واقعی‌ا‌ش هم همیشه این است: «حق هیچ‌وقت با مشتری نیست، مگر آن‌که مشتری، خودم باشم! »",
    "که آنان بدون توجه به ارزش‌های اخلاقی و احساسات افراد دیگر دست به هرکاری که دل‌شان بخواهد می‌زنند.",
    "برای مدت‌ها بی‌شعوری بیماری‌یی بود که نباید اسمش را می‌بُردیم، اما حالا وقتش است که واقعیت‌ این بیماری پذیرفته و درمانش شروع شود. اگه دل‌مان برای خودمان نمی‌سوزد، باید برای آیندگان هم که شده این کار را بکنیم، دنیا در خطرِ بی‌شعوری‌ است!",
    "من می‌خواستم این کتاب را سال‌ها پیش بنویسم، اما آن موقع هنوز یک بی‌شعور بودم.",
    "حالا بگذارید یک‌سری از خصوصیات مشترک بی‌شعورها را برای‌تون بگویم: \n- خودپسندی مفتضح. \n- تنفرانگیزی در حد بسیار. \n- تکبر حتا در خیرخواهی. \n- وجدانی که با میخ هم نمی‌شود به‌ا‌ش نفوذ کرد. \n- میل به کسب قدرت حتا با خوارکردن دیگران. \n- تلاش برای کسب‌نکردن ویژگی‌های انسانی. \n- سواستفاده از آدم‌های ساده.",
    "بی‌شعورهای آب‌زیرکاه معمولا به صورت منفعل- فعال عمل می‌کنند. آن‌ها بیش‌ترین آسیب‌شان را از طریق پرت‌کردن حواس دیگران وارد می‌کنند. مثلا کارها را جوری انجام می‌دهند که زیانش به شما برسد. بعد جوری برای شما دلسوزی می‌کنند که انگار مادر ترزا هستند، با این تفاوت که هیچ کمکی به‌ شما نمی‌کنند.",
    "بی‌شعورهای بدبخت هم هم‌چون بی‌شعورهای ‌پشت‌میزنشین، در سواستفاده از زمان استادند. آن‌ها می‌توانند آن‌چنان ‌موس‌موس کنند که حلزون در مقابل‌شان هواپیما به نظر برسد. در منزل، همیشه آخرین فردی هستند که وقتی خانواده می‌خواهد به پیک‌نیک برود، حاضر می‌شوند. هربار که به دستشویی می‌روند گویی یک قرن گذشته. می‌توانند یک ساعت کارِ خانه را به اندازه‌ی تمام روز کش بدهند. در محل کار، به‌طور معمول همه را منتظر می‌گذارند. مهم‌ترین مهارت‌شان این است که همیشه گرفتار و مشغول به نظر بیایند، درحالی‌که تقریبا هیچ کاری انجام نمی‌دهند.",
    "«اگه بی‌شعورها عاشق ‌می‌شن، فقط به یه دلیله: نمی‌خوان تو هیچ‌چیزی کم بیارن، از جمله عشق. » \nوینفرد، کسی که یک بی‌شعور را دوست می‌داشته",
    "مبارزه با بی‌شعوری فقط از خود آدم برمی‌آید. دیگران یا از این قضیه سردرنمی‌آورند یا خودشان هم بی‌شعورند. پس نمی‌شود ازشان توقعی داشت.",
    "آدم بی‌شعور فقط یک چیز لازم دارد؛ جسارت دست‌کشیدن از بی‌شعوری. البته مشکل‌ترین بخش ماجرا هم معمولا همین‌جاست.",
    "بی‌شعورها همیشه چشم طمع به مقام و قدرت دارند. او در تحقیقات خودش هیچ سیاستمدار، موعظه‌گر یا پزشکی را پیدا نکرده که به خاطر سیاست، وعظ یا طبابت بی‌شعور شده باشد، بلکه آن‌ها به خاطر بی‌شعوریِ خودشان به سمت شغل‌هایی رفتند که بتوانند با احاطه و سلطه‌ی کافی به روی مردم، و البته با وجود حقارت، بر آن‌ها حکم برانند.",
    "در تجارت، همیشه کسی که بهتر بتواند ایده‌های دیگران را بدزدد، موقعیت بهتری به دست می‌آورد و در دولت هر چه‌قدر کسی بتواند بهتر و نامحسوس‌تر خواسته‌های مردم را نادیده بگیرد، مقام بالاتری به‌ا‌ش می‌دهند.",
    "هیچ‌کسی نمی‌تواند از یک بی‌شعور سواستفاده کند، مگر این‌که یک بی‌شعور بزرگ‌تر باشد.",
    "اطمینان از این‌که همیشه کسی هست که می‌شود گناه‌ها را به‌ گردن او انداخت. یکی از دلایل اصلی ازدواج و بچه‌دارشدن بی‌شعورها همین است.",
    "تشخیص آسان بود. گفتم: «مادرت بی‌شعوره! » با عصبانیت جواب داد: «شما ساعتی صد دلار از من پول می‌گیرین که چیزی رو به‌م بگین که خودمم می‌دونمش؟ » و راه‌ افتاد که برود، اشاره کردم که صبر کن!",
    "بدی‌‌اش این است که بی‌شعورها اصلا از بی‌شعوری‌شان خبر ندارند.",
    "چنگیزخان مغول، چهار مرحله برای رسیدن به مقامی که «ایلخان بی‌شعورها» نامیده شده، وجود دارد: \n۱. تمام رقیبان را از میان بردار. \n۲. قدرت را از آنِ خود کن. \n۳. نیت واقعی خود را با دروغ و نیرنگ از دیگران پنهان کن. \n۴. طوری عمل کن که کسی جز خودت سر از کارت درنیاورد.",
    "بی‌شعور سه‌تکه با کارکنان و کارمندانش مثل برده‌های آفریقایی در قایق‌های پارویی رفتار می‌کند و برای مشتریانش حتا از این‌هم کم‌تر ارزش قایل است. انگار که خاری تو چشمش باشند و شعار واقعی‌ا‌ش هم همیشه این است: «حق هیچ‌وقت با مشتری نیست، مگر آن‌که مشتری، خودم باشم! »",
    "کتابِ مقدسِ این نوع بی‌شعورها، کتابی است به نام «هنر دزدی» از دونالد کرامپ که می‌نویسد: «راستی و درستی، مهمل و بی‌معنا است.",
    "بی‌شعورِ آزاد\n «اگه هفته‌یی دست‌کم یه‌بار تو یه اعتراض مدنی شرکت نکنم، مرضِ بی‌‌درمان می‌گیرم. علت اعتراض زیاد مهم نیست، مهم نفسِ اعتراض‌کردنه که به خاطرش زندگی می‌کنم. » \nهنریتا براون، یک فعال مدنیِ بی‌شعورِ تحت درمان",
    "یک بی‌شعور آزاد به این قصد در تجمعات حضور دارد تا صدها هزار نفر را که هرکدام می‌خواهند با دادن شعارها و خواندن آوازهای لوس و مهمل، دنیا را تغییر بدهند، به خودش جذب کند و این یعنی فضای مطلوب برای انتشار بی‌شعوری.",
    "تا آن‌جایی که می‌توانید به مردم آزاد و متمدن فکر کنید. آیا در بین‌شان ‌آدم خوشحال و راضی پیدا می‌شود؟ چندتای‌شان برای گذراندن روز محتاج داروهای آرام‌بخش و ضدافسردگی‌ هستند؟ چه درسی از آن‌ها می‌توانید یاد بگیرید؟",
    "زمان، ارزشمندترین سلاحِ بی‌شعورهای پشت‌میزنشین است. آن‌ها مقدار فراوانی از این سلاح را در اختیار دارند و شما هیچ. اگه درخواستی بدهید، اعلام می‌شود که دو هفته‌ی قبل باید آن را تحویل می‌دادید، و الان مهلت آن تمام شده است. اگر برای صدور جواز کسب بخواهید تقاضا بدهید، متوجه می‌شوید که فقط ساعت شش تا هفت صبح‌های پنج‌شنبه برای این کار در نظر گرفته شده.",
    "مظلوم‌نمایی می‌تواند قدرت عظیمی داشته باشد. بسیاری از بی‌شعورها می‌دانند که چه‌طور تا آخرین واحد انرژی را در هر موقعیتی استفاده کنند. اگر آن‌قدری که توقع دارند مورد توجه قرار نگیرند، دیگران را به بی‌تفاوتی در برابر نیازهای‌شان متهم می‌کنند. اگر به آن میزانی که کمک خواستند، به‌ آن‌ها کمک نشود به سیم آخر می‌زنند. اگر به خواسته‌‌های‌شان نرسند آن‌قدر تمارض می‌کنند تا دیگران مجبور شوند کارشان را رها کنند و فقط به آن‌ها توجه کنند.",
    "دیوانه‌ساختن، هنرِ دیوانه‌کردن مردم است. این کار با هوشمندی و استمرار در خواسته‌های غیرمنطقی، شهوانی، نالیدنِ مدام و ایرادگیری دایمی انجام می‌شود. بی‌شعور بدبخت از شما گله و شکایت می‌کندکه هرگز برای او چنین کاری نکردید و هیچ‌گاه به قدر کفایت دوستش نداشته‌اید. او شما را به خاطر این‌که به اندازه‌ی کافی وقت‌تان را به او اختصاص نمی‌دهید سرزنش می‌کند و بعد هم از شما می‌خواهد که از جلوی چشمش گم شوید و همان‌طور که دزدموند دیکیتون در کتابش «درمانده یا دشمن درجه یک جامعه» می‌نویسد: «همین برای دیوانه‌کردن هر آدمی کافی است! »",
    "یکی از بیمارهای من بعد از این‌که زنِ بی‌شعورش بر اثر مصرف زیاد کرم ضدچروک فوت کرد، می‌گفت: «او خون‌آشامی بود که هر روز از اشتبا‌هات و شکست‌های من تغذیه می‌کرد. حالا دیگر خدا به داد شیطان برسد. «خدایا شکر! »",
    "آیا شما هم بی‌شعورهای دیوانه‌ساز در خانواده‌تان دارید؟ در محل کار چه‌طور؟ در موقعیت‌های دیگر چه‌طور؟ \nآیا تا حالا چُس‌ناله‌های یک بی‌شعور را شنیدید؟ سعی کنید در صد کلمه یا کم‌تر آن‌ها را توصیف کنید.",
    "یکی از دست‌آوردهای ارزشمند جوامع دموکراتیک، حق‌طلبی در محاکم قضایی است. این حق بر این اصل استوار است که یک آدم معمولی با یک آدم صاحب منصب و قدرت در موضع برابر و مساوی قرار دارند. \nفقط یک مشکل در این میان وجود دارد: بی‌شعورها. شکسپیر نوشته «قانون احمق است! » صرف‌نظر از این‌که این عقیده درست است یا نه، واقعیت غم‌انگیز این است که نظام قضایی ما به‌شدت دستش با بی‌شعورها در یک کاسه است و حتا گاهی به آن‌ها باج هم می‌دهد.",
    "سریع‌ترین راه برای شکست‌خوردن در یک دعاوی قضایی این است که آدم باور داشته باشد سیستم قضایی «بی‌طرف» است",
    "بی‌شعورهای شاکی هرگز اقناع نمی‌شوند. به نظر بی‌شعور شاکی هرگز نه آسمان به اندازه‌ی کافی آبی‌ است و نه آب مرطوب، و برای چیزهایی که به نظرشان مشکل‌دار هستند، همیشه یکی در آستین دارند که به عنوان مقصر نشان دهند، حتا شما دوست عزیز!",
    "مارشال مک‌درولین در کتاب «دسیسه‌‌چینی بی‌شعورها» می‌نویسد: «تنها راه برای مخفی‌کردن بی‌فایده‌بودن یک چیز، رشدِ بیش‌تر آن است. اگر چیز ساده‌یی بی‌فایده است، پیچیده‌ترش کن! پس از آن، باز هم بی‌فایده خواهد بود، اما درکش برای مردم سخت‌تر می‌شود و تغییرش هم هزینه‌ی بیش‌تری طلب می‌کند. پس وردِ جادویی تمام بوروکرات‌ها این است: دورش بزن! بپیچانش! بچپانش! »",
    "- رسانه‌ها به‌طور ذاتی مخرب‌اند. کارشان ترور شخصیت‌های مشهور است. گاهی اوقات خراب‌کردنِ یک شخصیت از عهده‌ی یک خبرنگار به‌تنهایی برمی‌آید و گاهی هم چند نفری با همدستی یکدیگر، یک شخصیت بزرگ را آن‌قدر به گند می‌کشانند تا از نابودی او مطمئن شوند.",
    "در هر زمان و مکان مراقب رفتارتان باشید. اگر می‌بینید دارید اشتباه می‌کنید به‌جای توجیه آن، به آن اعتراف کنید و در جهت جبرانش تلاش کنید. از بقیه نیز بخواهید اشتباهات‌تان را به شما گوشزد کنند.",
    "از هر کاری که از دست‌تان برمی‌آید برای این‌که ارتباط‌تان با خدا قطع نشود دریغ نکیند. از دعا گرفته تا مراقبه. اما هرگز نخواهید که به صرف این کارها دیگران شما را به چشم یک آدم خاص و متفاوت ببینند.",
    "یک دلیل ساده‌ی گرایش آدم‌ها به بی‌شعوری این است که با بی‌شعوری زودتر می‌شود به هدف و منظور رسید",
    "«بی‌شعور» بر آن هیچ کنترلی ندارد. \nدکتر خاویر کرمنت تخصصش را در رشته‌ی مشکلات دستگاه گوارشی آغاز کرد، اما بعدها به روانپزشکی روی آورد و از آن زمان نقص در نحوه‌ی درمان آکادمیک بی‌شعوری را که بسیار هم خودنمایی می‌کرد بهبود بخشیده است. نخستین هدف نوشتن این کتاب چنین است که برای افراد نقش خودآموز داشته باشد تا بی‌شعوری‌شان را کنار بگذارند ـ افرادی که با این اعتیادشان دچار مشکل شده‌اند و در تلاش‌اند تا بفهمند چه‌طور می‌توان انسان",
    "گفت: «بی‌شعوری که مرض نیست. یک‌جور خصیصه‌ست و به خاطر همین هم قابل درمان نیست. »\n «یعنی چی که قابل درمان نیست؟ »\n «خیلی از مردم بی‌شعورن. بی‌شعوری چیزی‌یه مثل چپ‌دست‌بودن. درمانی هم نداره. »",
    "به باور من، نخستین گام در راه این اصلاحات، گنجاندن یک واحد درسی جدید به نام «شناخت بی‌شعوری» در برنامه‌ی درسی دبیرستان‌ها و مراکز پیش‌دانشگاهی است، که می‌تواند زیرمجموعه‌ی دروس اجتماعی قرار بگیرد.",
    "«بزرگ‌ترین راز آفرینش این نیست که خدا چرا جهان را آفریده، بلکه این است که چرا بی‌شعورها را این‌طوری خلق کرده است.",
    "دو تا از عجایب بزرگ دنیا مجسمه‌ی ابوالهول و اهرام ثلاثه نیستند، آن‌ها: \n۱. چرا بی‌شعورها به خود اجازه می‌دهند که رفتاری نفر‌ت‌انگیز داشته باشند. \n۲. چرا وقتی مشت‌شان باز می‌شود که رفتارشان نفرت‌انگیز است، می‌رنجند.",
    "البته شاید ما رغبتی به پذیرفتن این واقعیت که سناتورها، نمایندگان مجلس و قانون‌گذاران محلی‌مان بی‌شعورند نداشته باشیم، به‌ویژه اگر خودمان به آن‌ها رأی داده باشیم، اما در بیش‌ترِ انتخابات‌ها، انتخاب واقعی ناممکن یا غیرممکن است. در انتخابات فقط این امکان پابرجاست که به نامزدی که خطرش را کم‌تر احساس می‌کنیم، رأی بدهیم.",
    "خصوصیات مشترک بی‌شعورها را برای‌تون بگویم: \n- خودپسندی مفتضح. \n- تنفرانگیزی در حد بسیار. \n- تکبر حتا در خیرخواهی. \n- وجدانی که با میخ هم نمی‌شود به‌ا‌ش نفوذ کرد. \n- میل به کسب قدرت حتا با خوارکردن دیگران. \n- تلاش برای کسب‌نکردن ویژگی‌های انسانی. \n- سواستفاده از آدم‌های ساده.",
    "بی‌شعوری یک نوع اعتیاد به قدرت، تحقیر و سرکوب دیگران، وظیفه‌نشناسی بی‌حد و شهوت تسلط بر دیگران است.",
    "بی‌شعوری یک‌جور ویژگی رفتاری بد نیست، بلکه یک بیماری‌ است. نوعی اعتیاد به رفتار ابلهانه و گستاخانه که باعث بیچارگی ما می‌شود و نمی‌گذارد حتا بفهمیم چه‌قدر مغرور و متعصبیم.",
    "همه‌چیز را برای خودشان می‌خواهند و برای این هدف، بی‌رحمانه کار می‌کنند. بااین‌حال، هرگز از دست‌آوردهای‌شان استفاده نمی‌کنند و از حاصل دسترنج خودشان لذت نمی‌برند، چون به خوبی می‌دانند که اگر لحظه‌یی استراحت کنند بی‌شعورهای دیگر‌ی کارشان را از چنگ‌شان درمی‌آورند. آن‌ها نه‌تنها می‌خواهند همیشه برنده باشند، بلکه تا زمانی که نبینند رقبای‌شان به خاکِ سیاه افتاد‌ه‌اند، روی زمین بند نمی‌شوند.",
    "در این کتاب گفته می‌شود که باهوش‌بودن و تحصیل‌کردن هیچ ربطی به بی‌شعور نبودن ندارد ـ همان‌طوری که خیلی از این نوابغ دقیقا می‌دانند چه بلایی بر سر مردم می‌آورند، مثل هیتلر",
    ". من هم مثل بقیه‌، بی‌شعوری را یک بیماری نمی‌دانستم و به‌ نظرم بی‌شعوری یک‌‌جور کمبود شخصیت بود که می‌شد با تلاش و کوشش، آن را از بین بُرد.",
    "بی‌شعور آب‌زیرکاه، مثل باد بهاری‌ است؛ همین‌طور که آدم دارد ازش لذت می‌برد، یک دفعه متوجه می‌شود که از آن سرما خورده.",
    "«اگه بی‌شعورها عاشق ‌می‌شن، فقط به یه دلیله: نمی‌خوان تو هیچ‌چیزی کم بیارن، از جمله عشق. »",
    "بی‌شعورها کسانی‌ هستند که فکر می‌کنند قانون در رابطه با آن‌ها وضع می‌شود، و آن‌ها تافته‌های جدابافته‌یی‌ هستند که حق انجام هر کاری را دارند. بی‌شعوری نوعی بیماری‌ است که قوه‌ی تشخیص و ارزش‌گذاری مبتلایان را به هم می‌زند و باعث می‌شود تا این آدم‌ها هر کاری را بدون شایستگی در انجامش، و بدون ذره‌یی احساس گناه، شرم یا پشیمانی انجام بدهند. (خیلی راحت! )",
    "آدم باید بتواند یک سری دیدگاه‌ها را به طور بنیادی در خودش تغییر بدهد. باید با یک سری واقعیت‌ها روبه‌رو شوید. مثلا این‌که دیگران درباره‌ی شما چه فکر می‌کنند. چیزهایی وجود دارند که باید آن را بپذیرید؛ چیزهایی که ممکن است دانستن‌شان آدم را حتا شرمنده بکنند. اما این را به‌تان بگویم که نتیجه‌یی که خواهید گرفت به این زحمت‌ها می‌ارزد.",
    "شاید ‌چیزی دردناک‌‌‌تر از این در زندگی نباشد که صبح که از خواب بیدار شویم، متوجه شویم او که در رخت‌خواب کنارمان دراز کشیده بی‌شعوری بیش نیست. بعضی آدم‌ها این واقعیت تلخ را در همان شب نخست ازدواج‌شان می‌فهمند و بعضی تا سال‌ها بعد هم ممکن است متوجه نشوند",
    "هر وقت بچه‌های‌تان گریه و زاری‌ کردند، نگاه کنید ببینید آسیب و جراحتی دیده‌‌اند یا نه. اگر نه، بگویید ساکت شوید! خوش‌شان نمی‌آید که نیاید، «همینی که هست! »",
    "۱. چرا بی‌شعورها به خود اجازه می‌دهند که رفتاری نفر‌ت‌انگیز داشته باشند. \n۲. چرا وقتی مشت‌شان باز می‌شود که رفتارشان نفرت‌انگیز است، می‌رنجند. \nهراکلیوس، شهید صدر مسیحیت (یا حداقل آن‌گونه که خود می‌پنداشت)",
    "واقعیت این است که نقطه‌ی شروع درمان هر بی‌شعوری با بی‌شعور دیگر متفاوت و هیچ فرمول دقیقی برایش وجود ندارد.",
    "چندتا نکته دربار‌ه‌ی بی‌شعوری فهمید. هر آدمی، پولدار و بی‌پول، زن و مرد، پیر و جوان، می‌تواند به بی‌شعوری مبتلا شود. این‌که باهوش باشید یا نباشید، هیچ‌کدام باعث نمی‌شود به این بیماری دچار نشوید؛ بی‌شعوری مرضی‌ است که می‌تواند هر کسی را در هر زمانی، او هم بدون هشدار قبلی آلوده کند.",
    "اگر احساس می‌کنید با خواندن این کتاب به شما توهین شده، می‌توانید سه کار بکنید: \n۱. از دولت کشورتان بخواهید که نویسنده و کتاب را محکوم کند. (این عمل باعت فروش بسیار بالای کتاب خواهد شد. ) \n۲. جشن کتاب‌سوزی راه بیاندازید! این عمل شبکه‌های خبری را جذب کرده و عملا تبلیغی برای ما محسوب می‌شود. \nنامه‌ی اعتراض‌آمیز به نمایندگان مجلس بنویسید، آن‌گاه آن‌ها نیز خواهند فهمید که شما نیز بی‌شعورید!",
    "برای هیچ‌کس آسان نیست که اشتباهاتش را در نظر دیگران پُررنگ کند. من هم تا مدت‌های مدیدی از حرف‌زدن درباره‌ی این موضوع و درنهایت نوشتن این کتاب دوری می‌کردم، چون دوست نداشتم همه بفهمند که من آدم بی‌شعوری بوده‌‌ام. آخر سر، وجدان، دوست‌ها و بیماراینم توانستن متقاعدم کنند که همه می‌دانند من قبلا بی‌شعور بوده‌‌ام و نوشتن یا ننوشتن در موردش از این نظر فرقی نمی‌کند و شاید بتوانم با نوشتن درباره‌ی آن چیزی که بر من گذشته، به بی‌شعورهای دیگر در درمان‌شان کمک کنم.",
    "همیشه باید یک عده‌ مثل نوکر، از بی‌شعور مراقبت کنند. فرقی نمی‌کند که مادرشان باشد یا زیردست‌شان. باید همیشه مطمئن باشند که افرادی وظیفه‌ی تروخشک‌کردن آن‌ها را برعهده دارند. در عالم تجارت، مدیرانی وجود دارند که به‌نظرشان دیگران فقط به این درد می‌خورند که همیشه تاییدشان کنند و تقصیرها را گردن بگیرند تا وجهه‌شان آسیب نبیند. در کارهای دولتی هم دسته‌یی از مسوولان هستند که برای هر کاری که به‌شان می‌دهند، دو نفر را به کار می‌گیرند و هیچ‌وقت مجبور نیستند که هیچ کاری انجام بدهند.",
    "هر آدمی، پولدار و بی‌پول، زن و مرد، پیر و جوان، می‌تواند به بی‌شعوری مبتلا شود. این‌که باهوش باشید یا نباشید، هیچ‌کدام باعث نمی‌شود به این بیماری دچار نشوید؛ بی‌شعوری مرضی‌ است که می‌تواند هر کسی را در هر زمانی، او هم بدون هشدار قبلی آلوده کند.",
    "دوست داریم فکر کنیم که بیش‌تر مردم طبیعی و باشعورند. البته تجربه‌های واقعی نشان می‌دهد که اکثریت مردم بی‌شعورند",
    "چیزی که اصلا نمی‌توانم تحملش کنم، آدمی‌ است که بخواهد جلوی من معلق بزند و زرنگ‌بازی دربیاورد. حالا می‌خواهد کارمندم باشد یا موکلم؛ رییس منم و هیچ‌کس حق ندارد برایم تعیین تکلیف کند.",
    "بی‌شعورها نسبت به همه‌چیز گارد دارند: آماده‌ی حمله‌اند. در جنگ حالت تهاجمی دارند، در صلح حالت تهاجمی دارند و حتا در گفتن دوستت دارم هم حالت تهاجمی دارند.",
    "ما آدمیان بر این باوریم که تمامی مشکلات اجتماعی ریشه در فقر، جهل و استثمار دارد، اما اشتباه می‌کردیم. تمامی این مشکلات به خاطر وجود آدم‌های بی‌شعوری است که به جاه و مقامی رسیده‌اند و جامعه را در وضعیتی سردرگم و شلم‌شوربا اداره می‌کنند.",
    "خیلی‌ها می‌خواهند بدانندآدم می‌تواند با یک بی‌شعور همکار شود و درعین‌حال شخصیت خودش را هم حفظ کند؟ آسان نیست، ولی با اطمینان می‌گویم که این امکان وجود دارد. \nدر وهله‌ی اول به روی خودتان کار کنید. برای این‌که به‌خوبی از عهده‌ی بی‌شعورها بربیایید باید هدفمند و باانگیزه باشید. باید از خودتان یک سری پرسش‌هایی بپرسید: \n- چه‌قدر کارم را دوست دارم؟ \n- چه‌قدر به حقوقم احتیاج دارم؟ \n- آیا این کار ارزشِ تحمل‌کردن این بی‌شعور را دارد؟",
    "حالا بگذارید یک‌سری از خصوصیات مشترک بی‌شعورها را برای‌تون بگویم: \n- خودپسندی مفتضح. \n- تنفرانگیزی در حد بسیار. \n- تکبر حتا در خیرخواهی. \n- وجدانی که با میخ هم نمی‌شود به‌ا‌ش نفوذ کرد. \n- میل به کسب قدرت حتا با خوارکردن دیگران. \n- تلاش برای کسب‌نکردن ویژگی‌های انسانی. \n- سواستفاده از آدم‌های ساده. \nاین‌ها را همراه با چندتا مورد دیگر در فصل‌های بعدی بررسی می‌کنیم. نگران نباشید. بالاخره می‌فهمید که احساس همذات‌پنداری‌تان درست است.",
    "بسیاری از مردم معتقدند که شاید نتوانند بی‌شعوری را تعریف کنند، اما وقتی بی‌شعوری را ببیند، می‌شناسندش، و این درست است. تقریبا همه موافقند که بی‌شعور کسی‌ است که رفتار وقیح و نفرت‌انگیز دارد، او هم به صورت کاملا اِرادی، و از آزاری که به دیگران می‌رساند قلبا خوشحال است.",
    "بی‌شعورها شنونده‌های خبره‌یی هستند که آن‌ها را وامی‌دارد تا نقطه‌ضعف‌ دوستان، همکاران و دشمنان‌شان را کشف کنند، تا از این اطلاعات در زمان مناسب استفاده‌ی ابزاری کنند. علاوه بر این، با تظاهر به گوش‌دادن، تحسین دیگران را هم برمی‌انگیزند، اما درواقع، آن‌ها به چیزی گوش نمی‌دهند، جز آن‌جا که نقطه‌ضعفی پیدا کنند.",
    "«بدترین بابای دنیا» اثر کریس آوفورد",
    "ما آدمیان بر این باوریم که تمامی مشکلات اجتماعی ریشه در فقر، جهل و استثمار دارد، اما اشتباه می‌کردیم. تمامی این مشکلات به خاطر وجود آدم‌های بی‌شعوری است که به جاه و مقامی رسیده‌اند و جامعه را در وضعیتی سردرگم و شلم‌شوربا اداره می‌کنند.",
    "ولی وقتی آدم گرفتار بی‌شعوری شده باشد، چار‌ه‌ی دیگری ندارد. دیر یا زود زندگی به آدم می‌فهماند که بی‌شعور است. آن‌وقت آدم در برابر این واقعیت موضع می‌گیرد، داد و هوار راه می‌‌اندازه، سعی می‌کند نفی‌اش کند، اما هیچ‌چیزی با این کارها تغییر نمی‌کند. شما باهم طرف می‌شوید و یکی باید حساب آن یکی را برسد.",
    "دکتر رُیید ثابت می‌کند که بی‌شعورها همیشه چشم طمع به مقام و قدرت دارند.",
    "بی‌شعورها می‌توانند: \n- نیشخند بزنند. \n- طعنه بزنند. \n- به بدبختی دیگران بخندند. \n- از زرنگ‌بازی‌شان ذوق‌مرگ شوند. \n- همدیگر را به سخره بگیرند. \nاما با این‌همه نمی‌توانند در کنار دیگران احساس شادمانی کنند یا با شوخ‌طبعی و خوشمزگی‌شان، دیگران را شاد و خوشحال کنند. چراکه ظرفیت این‌که باهاشان شوخی شود را اصلا ندارند.",
    "بی‌شعورها مدام در حال شراکت با دیگران هستند. مثلا همیشه آماده‌اند که دیگران را در این‌جور چیزها شریک کنند: \n- بدبختی‌های‌شان. \n- تقصیرهای‌شان. \n- تعهدات‌شان. \n- نگاه‌شان به زندگی. \n- اضطراب و ترس‌شان. \n- چرت‌و‌پرت‌های‌شان. \n- نظرات‌شان. \n- تبخال‌شان.",
    "به نظر من، هیچ‌‌وقت برای تشخیص بی‌شعوری، خیلی زود یا خیلی دیر نیست. هیچ‌وقت هم برای عوض‌کردن عادت‌هایی که اطرافیان‌مان را می‌رنجاند، به روابط کاری‌مان آسیب می‌زند و باعث ایجاد تنش بین ما و بقیه می‌شود، خیلی زود یا خیلی دیر نیست.",
    "درمان بی‌شعوری می‌تواند به صورت فردی انجام شود، به شرط این‌که درمانگر متخصص معالجه‌ی آدمی باشد که می‌خواهد همه‌ی چیزهای بدش را نفی کند. حتا ممکن است او مجبور شود برای هر کس روشِ خاصی را به‌کار ببرد. مثلا بداند برای مواجهه با آدمی که از شدت عصبانیت دارد می‌ترکد چه باید کرد.",
    "- خودپسندی مفتضح. \n- تنفرانگیزی در حد بسیار. \n- تکبر حتا در خیرخواهی. \n- وجدانی که با میخ هم نمی‌شود به‌ا‌ش نفوذ کرد. \n- میل به کسب قدرت حتا با خوارکردن دیگران. \n- تلاش برای کسب‌نکردن ویژگی‌های انسانی. \n- سواستفاده از آدم‌های ساده. \nاین‌ها را همراه با چندتا مورد دیگر در فصل‌های بعدی بررسی می‌کنیم.",
    "بزرگ‌ترین راز آفرینش این نیست که خدا چرا جهان را آفریده، بلکه این است که چرا بی‌شعورها را این‌طوری خلق کرده است.",
    "میزان اعتماد‌به‌نفس بی‌شعورها غیرقابل تصوره. اگه ملکه‌ی انگلستان از زندانی بازدید کنه و در این میون به سلولِ یه بی‌شعور نزدیک بشه، اون مطمئن می‌شه که ملکه فقط به دیدار اون اومده",
    "بهترین راه برای سروکارداشتن با بی‌شعورهای تمام‌عیار این است که تا حد امکان با آن‌ها مرواده‌ نداشته باشید.",
    "«هنر دزدی» از دونالد کرامپ که می‌نویسد: «راستی و درستی، مهمل و بی‌معنا است. همیشه مفیدترین راهکار در تجارت، مدیریت دستکاری اعداد و ارقام است. چرا باید برای به‌دست آوردن چیزی به‌سختی و با صداقت کار کرد، آن‌هم وقتی می‌توان آن را به‌راحتی دزدید؟ »",
    "بی‌شعورها اصلا از بی‌شعوری‌شان خبر ندارند.",
    "به نظر می‌رسد خبرنگارها هم معتقدند که به جز اتفاقاتی که در رسانه‌های‌شان پوشش می‌دهند، اتفاق دیگری در هیچ‌کجای دنیا نمی‌افتد.",
    "سابقا روال بر این بود که مردم اعتراض می‌کردند تا به آزادی و حقوق خودشان برسند، اما گویا امروزه افراد زیادی از آزادی و حقوق خودشان فقط در راه اعتراض‌کردن استفاده می‌کنند. آن‌ها همیشه در حال اعتراض مدنی و شعار دادن هستند. شعاردادن برای‌شان حتا از یافتن راه‌حل منطقی برای مساله‌یی که به‌ا‌ش اعتراض دارند هم مهم‌تر است. خیلی‌ها به همین راحتی و صرفا با دادن شعارهایی که خودشان هم به آن‌ها اعتقاد ندارند، فعال اجتماعی می‌شوند، البته درواقع فعال در بی‌شعوری یا به بیانی بهتر: فعال بی‌شعوری.",
    "بی‌شعورهای آزاد، کارشان نفرت‌ورزیدن است. انگار بن‌مایه‌شان بر پایه‌ی منفی‌بافی و منفی‌گویی بنا گذاشته شده. کسانی را که با آن‌ها نباشند، علیه‌ی خودشان فرض می‌کنند و هر کس را که مخالف‌شان باشد دشمن در نظر می‌گیرند. آن‌ها به هیچ نظری یا واقعیتی که مخالف نظرشان باشد وقعی نمی‌نهند تا مبادا روی‌شان اثر بد بگذارد و طرز فکرشان را تغییر بدهد. اما با وجود انرژی و وقت زیادی که برای اعتراض و نفرت‌ورزیدن می‌گذارند، کم پیش می‌آید که از خودشان بپرسند که چرا و به چه علت این‌قدر نسبت به همه‌چیز و همه‌کس معترض و متنفرند.",
    "اگه عدالتی وجود می‌داشت، دادگاه‌ها باید به پزشک‌ها هم اجازه می‌دادند علیه‌ی بیمارانی که در روند درمان‌شان اخلال ایجاد می‌کنند، به دادگاه شکایت ببرند.",
    "صنعت، بازرگانی و تجارت، رشته‌هایی‌ هستند که بی‌شعورهای زیادی جذب‌شان می‌شود. دلیلش هم ساده ا‌ست: بی‌شعورها عاشق پول، قدرت و رقابت‌اند",
    "«هر کسی در شرایط خاصی ممکنه وقیح باشه، اما همین‌که اون شرایط از بین رفت آدم معمولی به خودش می‌یاد و از وقاحتش پشیمون می‌شه، اما آدم بی‌شعور می‌گرده تا دوباره اون شرایط رو فراهم کنه. »",
    "ما آدمیان بر این باوریم که تمامی مشکلات اجتماعی ریشه در فقر، جهل و استثمار دارد، اما اشتباه می‌کردیم. تمامی این مشکلات به خاطر وجود آدم‌های بی‌شعوری است که به جاه و مقامی رسیده‌اند و جامعه را در وضعیتی سردرگم و شلم‌شوربا اداره می‌کنند",
    "بگذارید یک‌سری از خصوصیات مشترک بی‌شعورها را برای‌تون بگویم: \n- خودپسندی مفتضح. \n- تنفرانگیزی در حد بسیار. \n- تکبر حتا در خیرخواهی. \n- وجدانی که با میخ هم نمی‌شود به‌ا‌ش نفوذ کرد. \n- میل به کسب قدرت حتا با خوارکردن دیگران. \n- تلاش برای کسب‌نکردن ویژگی‌های انسانی. \n- سواستفاده از آدم‌های ساده.",
    "آیا واقعا بی‌شعوری یک مرض است؟ پاسخ من به این پرسش یک «بله»‌‌ی قاطع و بلند است. بی‌شعوری مرضِ وقاحت و سواستفاده از آدم‌هاست. یک بی‌شعور نمی‌تواند به بقیه گیر ندهد، چون اگر دست از گیردادن بردارد یا دیگران را تحقیر نکند، خیلی راحت می‌میرد.",
    "هیچ بلایی خانمان‌سوزتر از بی‌شعوری نیست!",
    "و حالا نوبتِ رسانه‌هاست؛ یعنی روزنامه‌ها، شبکه‌های تلویزیونی، مجله‌ها، شبکه‌های رادیویی و شبکه‌های کابلی. این‌ها را برای صفحات پایانی کتاب گذاشته بودم، چون اگر یک‌جا را بخواهم نام ببرم که بی‌شعوری‌اش در حد یک سونامی و اپیدمی رسیده باشد، آن رسانه است.",
    "بی‌شعوری یک‌جور ویژگی رفتاری بد نیست، بلکه یک بیماری‌ است. نوعی اعتیاد به رفتار ابلهانه و گستاخانه که باعث بیچارگی ما می‌شود و نمی‌گذارد حتا بفهمیم چه‌قدر مغرور و متعصبیم.",
    "مثل بسیاری از بیماری‌ها، بی‌شعوری هم ممکن است ارثی باشد. خیلی از بی‌شعورها، بیماری‌شان از پدر یا مادرشان به‌شان رسیده. البته بعضی از فرزندان افراد بی‌شعور آن‌قدر از رفتار بی‌شعورانه‌ی والدین‌شان متنفر می‌شوند که از هر خصوصیت بی‌شعورانه‌یی پرهیز می‌کنند، اما متاسفانه بیش‌ترشان به این ویروس بی‌شعوری آلوده شده و مثل والدین‌شان یک بی‌شعورِ لعنتی و کوفتی‌ می‌شوند.",
    "بدهند. از طرف دیگر اگر از یک بی‌شعور بپرسید ممکن است لطف کنی و این دو تا بلیت تماشای مسابقه‌ی فوتبال را از من قبول کنی؟ مجبور است رد کند، چون ازش خواستید لطفی در حق شما بکند. راه درست برای چنین درخواستی این است که بگویید ببین، می‌خواستم تو را با خودم ببرم تماشای مسابقه‌ی فوتبال، اما راستش به بچه‌‌ام هم همین قول را دادم. تو که نمی‌آیی. می‌‌آیی؟ در این صورت، در عرض کم‌تر از دو دقیقه، به هر ترفندی شده، هر دوتا بلیت را از دست‌تان می‌قاپد،",
    "وقتی که بی‌شعوری در مقیاسِ وسیع ظهور پیدا کند، در اصطلاح پزشکی به آن بی‌شعوریِ جمعی می‌گویند که به عادتِ جمعیِ تعداد کثیری از مردم به رفتار بی‌شعورانه اشاره دارد. تاکنون، هر بار که جامعه به سمت بی‌شعوری سوق داده شده، موضوع با تحریف یک نام مثل انحراف اجتماعی بر آن سرپوش گذاشته شده، اما همگی می‌دانیم که مساله‌ی اصلی، اپیدمی‌شدن بیماری بی‌شعوری است.",
    "معلمان؛ به خاطر ناکامی‌شان در تلاش برای کاستن از حماقتی که بی‌شعورها یا فرزندان بی‌شعورها با آن دست به گریبان‌ هستند. اگر عدالتی وجود می‌داشت دادگاه‌ها باید به معلم‌ها هم اجازه‌ی این را می‌دادند تا علیه‌ی دانش‌آموزان تنبل‌شان به خاطر فرصت‌سوزی و آسیب‌زدن به روح و روان و اعصاب‌ شکایت کنند.",
    "بی‌شعورهای شاکی هرگز اقناع نمی‌شوند. به نظر بی‌شعور شاکی هرگز نه آسمان به اندازه‌ی کافی آبی‌ است و نه آب مرطوب، و برای چیزهایی که به نظرشان مشکل‌دار هستند، همیشه یکی در آستین دارند که به عنوان مقصر نشان دهند، حتا شما دوست عزیز!",
    "این اواخر، بی‌شعورهای فعال، کشف کرده‌اند که قانون می‌تواند به مثابه‌ی اسلحه‌ عمل کند. اهالی یک محل با حرکت‌های اعتراض‌آمیز خودشان علیه‌ی ساخت آزادراهی که تا نیمه ساخته شده، می‌توانند بهره‌برداری از آن را پانزده تا بیست سال به تأخیر بیاندازند. تأخیری که هزینه‌اش از جیب مالیات‌دهنده‌ها پرداخت می‌شود و ضررش را کسانی می‌برند که به آن آزادراه نیاز دارند.",
    "پس مصلحت ایجاب می‌کند که هرگز به وکلا اعتماد نکنید! اگر به حرف وکیل‌تان گوش بدهید و دقیقا به توصیه‌هایش عمل کنید، اما شکست بخورید، خیلی راحت زیر همه‌ی حرف‌هایش می‌زند، تازه هیچ مسوولیتی را هم قبول نمی‌کند. هیچ‌وقت هم به انصاف وکیل طرف مقابل‌تان اعتماد نکنید. به وکیل‌ها برای انصاف پول نمی‌دهند، بلکه آن‌ها پول می‌گیرند تا از موکل‌شان دفاع کنند.",
    "هرمیون هانی‌کات در زندگی‌نامه‌اش با عنوان «دروغ‌ها، دروغ‌های لعنتی و روابط عمومی» نشان می‌دهد که تا پیش از آن‌که یاد بگیرد چه‌طور طبق میل و خوش‌آیند دیگران، صادقانه دروغ بگوید به هیچ‌کدام از موفقیت‌هایش نرسیده بوده"
  ],
  "wikiQuotes": []
}