{
  "bookName": "برادران کارامازوف (جلد اول)",
  "taaghcheQuotes": [
    "تا زمانی که دربند کینه‌هایش است، همواره به بیراهه خواهد رفت",
    "دروغ نگویید. کسی که دروغ می‌گوید و دروغ‌هایش را هم باور می‌کند، دیگر هرگز نمی‌تواند حقیقت را دریابد، نه در خودش و نه در اطرافیانش، درنتیجه هم حرمت خودش را ازبین می‌برد و هم حرمت دیگران را. وقتی کسی رعایت حرمت خودش و دیگران را نکند، دیگر کسی را دوست نخواهد داشت و در نبودن عشق، موقعی که می‌خواهد خود را سرگرم کند، به شهوت و گناه رو می‌آورد. آن‌وقت در فساد و تباهی، حالتی حیوانی پیدا می‌کند و همهٔ این‌ها از دروغ گفتن به خود و به دیگران ناشی می‌شود. کسی که حتی به خودش هم دروغ می‌گوید، اولین کسی است که به خودش توهین می‌کند.",
    "به‌یاد داشته باش که خداوند خیلی بیش‌تر از آن‌چه بتوانی تصورش را بکنی، تو را دوست دارد؛",
    "اگر آدم زیادی بداند، زود پیر می‌شود.",
    "مردم از سقوط و بی‌آبرویی آدم‌های شرافتمند لذت می‌برند.",
    "«در حقیقت، در حقیقت این را به شما می‌گویم:\nاگر دانهٔ گندمی که روی زمین افتاده نمیرد، تنها می‌ماند، ولی اگر بمیرد محصول فراوانی خواهد داد».",
    "راهبان عزیز، چرا روزه می‌گیرید؟ چرا از خدا چشم‌داشت پاداشی دارید؟ برای چنین پاداشی، من هم حاضرم روزه بگیرم. نه، راهب مقدس، در زندگی باتقوا باش! چرا خودت را در صومعه، جایی که ناهار و شامت حاضر و روبه‌راه است زندانی می‌کنی و درون اجتماع نمی‌روی تا برای‌شان مفید واقع شوی، بدون این‌که انتظار پاداشی را داشته باشی؟ دراین‌صورت انجام وظیفه دشوارتر خواهد شد. من هم، پدر روحانی سرپرست صومعه، می‌توانم از این حرف‌ها بزنم.",
    "انسان در این دنیا باید بسیار رنج بکشد",
    "عاشق‌شدن معنی‌اش دوست‌داشتن نیست",
    "در گذشته موقعی که در مسکو بود، در زمان کودکی لیز، دوست داشت برود سری به او بزند و گاهی دربارهٔ آن‌چه برایش پیش آمده بود، یا درمورد آن‌چه خوانده بود، یا خاطرات دوران کودکی‌اش با او صحبت کند. گاهی هم هردو با هم در خواب و خیال‌ها غوطه‌ور می‌شدند و داستان‌هایی واقعی که بیش‌تر وقت‌ها بامزه و شاد بود، از خودشان می‌ساختند. حالا هم انگار هردو به ناگهان به مسکو و به دو سال پیش برگشته بودند.",
    "«در حقیقت، در حقیقت این را به شما می‌گویم:\nاگر دانهٔ گندمی که روی زمین افتاده نمیرد، تنها می‌ماند، ولی اگر بمیرد محصول فراوانی خواهد داد».",
    "کسی که حتی به خودش هم دروغ می‌گوید، اولین کسی است که به خودش توهین می‌کند.",
    "پروردگارا، همهٔ کسانی را که کسی را ندارند که برای‌شان دعا کند و نیز کسانی که نمی‌خواهند به درگاه تو نیایش کنند، نجات بده.",
    "اگر دانهٔ گندمی که روی زمین افتاده نمیرد، تنها می‌ماند، ولی اگر بمیرد محصول فراوانی خواهد داد».",
    "آدم برای این‌که کسی را دوست داشته باشد، آن فرد باید چهره‌اش پنهان بماند، همین که چهره‌اش را نشان داد، عشق پایان می‌گیرد.»",
    "عزیزم، پسر نازنینم، این را خوب به‌خاطر بسپار، چون تا آخر عمرم می‌خواهم به عیش و نوش بپردازم، عیاشی کار خیلی دلچسبی است، همه به‌شدت آن را منع می‌کنند؛ ولی درعین‌حال هم همه دنبالش می‌روند، با این تفاوت که آن‌ها پنهانی عیاشی می‌کنند و من آشکارا. به‌خاطر همین رک‌گویی‌ام است که این حرامزاده‌ها به سرم می‌ریزند.",
    "هر انسانی بی‌شک حیوانی درنده درون خود دارد، حیوانِ خشم را، حیوانِ شعله‌ورشدن آتش هوس دربرابر فریادهای قربانی را، حیوانی افسارگسیخته که نمی‌توان مهارش کرد، حیوانِ بیماری‌های روانی و عقده‌های جنسی که در عیاشی نهفته است، یا در بیماری نقرس، بیماری کبدی و چیزهایی از این قبیل",
    "احمق‌ها برای سودرساندن به هوشمندها به‌وجود آمده‌اند",
    "از دروغ گفتن بپرهیزید، هرنوع دروغی، به‌ویژه دروغ گفتن به خودتان.",
    "عاشق‌شدن معنی‌اش دوست‌داشتن نیست. آدم می‌تواند عاشق کسی شود و درعین‌حال از او متنفر باشد. این حرف را به‌خاطر داشته باش!",
    "او زن بسیار نجیب و شرافتمندی است و کسی هم به او دسترسی ندارد، فقط در تنهایی درد و رنجش را تحمل می‌کند...",
    "درحقیقت همیشه دربارهٔ سنگدلی «حیوان‌صفتانهٔ» آدم‌ها صحبت می‌شود؛ ولی این گفته توهین و بی‌انصافی بزرگی است نسبت به حیوان‌ها. حیوان هیچ‌گاه نمی‌تواند مانند انسان بی‌رحم و سنگدل باشد، انسانی که در سنگدلی این‌همه هنرمند و ظریف‌کار است. ببر فقط گاز می‌گیرد و می‌درد و جز این هم کار دیگری بلد نیست. هیچ‌وقت به فکرش نمی‌رسد که می‌تواند گوش آدم‌ها را در سراسر شب میخ‌کوب کرد، حتی اگر هم می‌توانست این کار را بکند، نمی‌کرد.",
    "«من گنگ خوابدیده و عالم تمام کر من عاجزم ز گفتن و خلق از شنیدنش.»",
    "ما که آمده‌ایم و خودمان را در این چهاردیواری محبوس کرده‌ایم، از مردمانی که بیرون هستند و جامهٔ روحانیت نپوشیده‌اند، مقدس‌تر نیستیم؛ کاملا برعکس، کسانی که به این‌جا آمده‌اند، به‌خاطر همین عزلت گزیدن، دریافته‌اند که از غیرمذهبی‌ها و همهٔ مردمان روی زمین، عیب و نقص‌های بیش‌تری دارند... راهب هرچه مدت زمان بیش‌تری در پس این دیوارها بماند، بیش‌تر باید به این امر آگاهی یابد",
    "«اگر خدا وجود نداشته باشد، باید اختراعش کرد.»",
    "وقتی آدم کسی را دوست دارد، جز دوست‌داشتن او کار دیگری نمی‌تواند بکند.",
    "هیچ‌وقت هیچ‌چیز برای آدم‌ها کافی نیست؛ همیشه به هم غبطه می‌خورند، غرولند می‌کنند و به نابودی هم می‌کوشند.",
    "پروردگارا، همهٔ کسانی را که کسی را ندارند که برای‌شان دعا کند و نیز کسانی که نمی‌خواهند به درگاه تو نیایش کنند، نجات بده.",
    "یک حقیقت‌بین واقعی اگر مذهبی نباشد، همیشه این نیرو و استعداد را در خودش سراغ دارد که منکر معجزه شود. حتی اگر هم جلو روی خودش رخ بدهد، بیش‌تر تمایل دارد چشم‌ها و حواسش را مقصر بداند که اشتباه دیده یا حس کرده‌اند تا اینکه واقعیت را بپذیرد",
    "تو می‌خواهی شیطان را برانی؛ ولی بی‌آن‌که بدانی خودت در خدمت او درآمده‌ای"
  ],
  "wikiQuotes": []
}