{
  "bookName": "پاندای بزرگ و اژدهای کوچک",
  "taaghcheQuotes": [
    "پاندای بزرگ پرسید: «کدومش مهم‌تره، سفر یا مقصد؟»\nاژدهای کوچک گفت: «همسفر.»",
    "اژدهای کوچک پرسید: «اگه بعضی‌ها از من یا کار‌هام خوش‌شون نیاد چی؟» \nپاندای بزرگ گفت: «تو باید راه خودت رو بری. بهتره اون‌ها رو از دست بدی تا خودت رو.»",
    "پاندای بزرگ گفت: «اشتباه‌های تو تلاشت رو نشون می‌ده. پس تسلیم نشو!»",
    "طبیعت با پاییز بهمون نشون می‌ده رهاکردن چقدر می‌تونه زیبا باشه.",
    "اژدهای کوچک گفت: «تو شنونده‌ی خوبی هستی.»\nپاندای بزرگ جواب داد: «شنیدن هیچ‌وقت برام دردسر درست نکرده.»",
    "اژدهای کوچک پرسید: «اگه بعضی‌ها از من یا کار‌هام خوش‌شون نیاد چی؟» \nپاندای بزرگ گفت: «تو باید راه خودت رو بری. بهتره اون‌ها رو از دست بدی تا خودت رو.»",
    "روزهایی هست که بلندشدن، خودش پیروزی است.",
    "اژدهای کوچک گفت: «الان اصلاً وقت ندارم گل‌ها رو ببینم.»\nپاندای بزرگ گفت: «درست به همین خاطر باید اون‌ها رو ببینی؛ شاید فردا دیگه نباشن.»",
    "حتی درخت آسیب‌دیده هم می‌تواند زیبا‌ترین شکوفه‌ها را بدهد.",
    "اژدهای کوچک پرسید: «اگه بعضی‌ها از من یا کار‌هام خوش‌شون نیاد چی؟» \nپاندای بزرگ گفت: «تو باید راه خودت رو بری. بهتره اون‌ها رو از دست بدی تا خودت رو.»",
    "بعضی‌ها مثل شمع‌اند؛ خود‌شان را می‌سوزانند تا به دیگران نور بتابانند.",
    "وقتی چای می‌نوشی... چای بنوش.",
    "وقتی برای دیگری فانوسی روشن می‌کنی، خود‌به‌خود راه خودت را هم روشن می‌کنی.",
    "روزهایی هست که بلندشدن، خودش پیروزی است",
    "وقت‌هایی که هیچ کاری نمی‌کنی، اصلاً وقتِ هدر‌رفته نیست.",
    "اژدهای کوچک گفت: «برگ‌ها دارن می‌میرن.»\nپاندای بزرگ گفت: «ناراحت نباش. طبیعت با پاییز بهمون نشون می‌ده رهاکردن چقدر می‌تونه زیبا باشه.»",
    "«درخت گیلاس خودش رو با درخت‌های دیگه مقایسه نمی‌کنه. فقط شکوفه می‌ده.»",
    "باید راه خودت رو بری. بهتره اون‌ها رو از دست بدی تا خودت رو.",
    "اژدهای کوچک گفت: «نمی‌تونم احساسم رو توضیح بدم.»\nپاندای بزرگ لبخند زد و گفت: «عیبی نداره. کلمه‌ها برای همه چی کافی نیستن.»",
    "«گاهی حتی یه  قدم خیلی کوچیک بهتر از اینه که اصلاً قدمی برنداری.»",
    "«من وقتی گم می‌شم از اول شروع می‌کنم و سعی می‌کنم یادم بیاد که چرا شروع کردم و همین بهم کمک می‌کنه.»",
    "اژدهای کوچک گفت: «گاهی فکر می‌کنم اون‌قدر که باید خوب نیستم.»\nپاندای بزرگ گفت: «درخت گیلاس خودش رو با درخت‌های دیگه مقایسه نمی‌کنه. فقط شکوفه می‌ده.»",
    "اژدهای کوچک پرسید: «چه جوری به رفتن ادامه می‌دی؟» \nپاندای بزرگ گفت: «گاهی حتی یه  قدم خیلی کوچیک بهتر از اینه که اصلاً قدمی برنداری.»",
    "«مسیر سفر تو روی هیچ نقشه‌ای نیست.\nخودت باید راهت رو پیدا کنی.»",
    "طبیعت با پاییز بهمون نشون می‌ده رهاکردن چقدر می‌تونه زیبا باشه.»",
    "«فکرهای بد باعث می‌شن من آدم بدی بشم؟» \nپاندای بزرگ گفت: «نه. موج‌ها اقیانوس نیستن.",
    "وقتی برای دیگری فانوسی روشن می‌کنی، خود‌به‌خود راه خودت را هم روشن می‌کنی.",
    "روزهایی هست که بلندشدن، خودش پیروزی است.",
    "اژدهای کوچک گفت: «الان اصلاً وقت ندارم گل‌ها رو ببینم.»\nپاندای بزرگ گفت: «درست به همین خاطر باید اون‌ها رو ببینی؛ شاید فردا دیگه نباشن.»",
    "پاندای بزرگ گفت: «بهترین چیزی که با چای می‌چسبه یه دوست خوبه.»"
  ],
  "wikiQuotes": []
}