{
  "bookName": "نبرد من",
  "taaghcheId": "22640",
  "taaghcheQuotes": [
    "البته فساد مالی خود در دگرگون کردن یک جامعه، از یک جنگ واقعی موفق تر است!",
    "این که دانش آموز بداند تاریخ وقوع جنگ ها چه زمانی بوده و مارشال چندم در چه تاریخی به دنیا آمده است بی فایده است. چیزی که در جنگ ها مهم هست، علت وقوع جنگ و تحقیق درباره نبردها و حوادث تاریخ است.",
    "مردی که تمام عمر خود را به بدبختی، فقر و ناکامی‌گذرانده نمی‌توانست اجازه دهد که پسرش شغلی غیر از کارمندی را ادامه دهد چون از نظر او برای بدبخت ها راه فراری جز کارمندی نبود.",
    "هر چقدر یک عقیده مخالفان بیشتری داشته باشد طرفداران بیشتری را به سمت خود جذب می‌کند",
    "این روزها حتی انسان های ساکن آمازون و سیاه پوستان که دور از تمدن بوده اند و مانند حیوانات زندگی کرده اند با قوانین انسانی آشنا شده‌اند اما یهودیان از آنها هم بی تمدن تر و بی احساس تر عمل می‌کردند.",
    "تبلیغات سیاسی اصول خود را دارد، مثلا نباید در تبلیغات، دشمن را به سخره گرفت و او را کوچک کرد.",
    "دولت به معنی ملت است و اگر دولت از ملت نباشد دولت زوال پذیر خواهد بود.",
    "اعتقاد من همیشه این بود که دوران جوانی بهترین فرصت برای کسب تجربه و سرمایه گذاری برای آینده است و آنان که در سال های کهنسالی پیروز و موفق هستند در دوران جوانی به سرمایه گذاری و کسب تجربه پرداخته اند.",
    "تاریخ بارها به ما نشان داده که ملتی که از راه زور، اسلحه را کنار گذاشتند با بدترین شکل ممکن حقارت و ننگ را پذیرفته است.",
    "طبیعت مرز سیاسی نمی‌شناسد. هرکس قدرت و زور بیشتری داشته باشد می‌تواند طبیعت را مهار کند و هرکس از همه قدرتمندتر باشد می‌تواند همه جهان را داشته باشد.",
    "انگلیسی‌ها برای آزادی خود می‌جنگند و اگر اقتصاد خوبی ندارند به خوبی کشورها را با یکدیگر درگیر می‌کنند و اقتصاد آنها را می‌ربایند",
    "زمانی که یک دولت از نظر مالی تحت فشار باشد خیلی راحت می‌توان افکار انقلابی را در آن جامعه گسترش داد.",
    "یهودیان را تنها می‌توان پارازیت هایی دانست که مانند زالویی از زندگی دیگران تغذیه می‌کنند.",
    "در واقع این شکست است که زمینه یک پیروزی است.",
    "در سال‌های اول جوانی هیچ چیز به اندازه این که می‌دیدم اداره جهان به دست عده‌ای دلال افتاده مرا تحت تاثیر قرار نمی‌داد. این یعنی در واقع آینده ملت‌ها به برد و باخت دلالان بستگی داشت.",
    "مردان بزرگ به خاطر افکار بزرگ و جدید خود است که تبدیل به مرد بزرگ می‌شوند",
    "بزرگی هر ملت بستگی به ارزش و شخصیت کسانی است که در راس امور قرار دارند و آن را اداره می‌کنند.",
    "اگر بهترین افراد پیروز شوند ملت به دنبال آنها به پیش می‌روند و اگر در راس امور افرادی فاسد قرار بگیرند ملت مخالفتی نمی‌کنند چرا که توده‌ای که در بین این دو قدرت قرار گرفته اند هرگز اهل مبارزه نیستند.",
    "امروز که بعد از سالها به گذشته خود می‌نگرم دو موضوع نظر من را به خود جلب می‌کند: یکی اشتیاق فراوانم برای ناسیولیست شدن که آن زمان برایش سر از پا نمی‌شناختم و دیگری علاقه به مطالعه تاریخ که باعث می‌شد شب و روز را به خواندن کتب تاریخی اختصاص دهم.",
    "تعلیمات باید به گونه‌ای توسعه یابد که یک جوان بعد از مدرسه یا دانشگاه به یک فرد آلمانی غیر قابل شکست تبدیل شود. باید در قلب و مغز جوانان نهال اتحاد و ناسیونالیسم و احساس عشق به اجتماع را بارور کرد. در این صورت یک روز درختان برومند به شکل یک ملیت پاک و دارای غرور ملی و قدرت شکست ناپذیر، نمود خواهد کرد",
    "تاریخ بارها به ما نشان داده که ملتی که از راه زور، اسلحه را کنار گذاشتند با بدترین شکل ممکن حقارت و ننگ را پذیرفته است.",
    "تاریخ برای همه مردم به منزله درس عبرت است",
    "یک جامعه هنگامی‌به درجهٔ اعلای رشد خود می‌رسد که طبقهٔ ممتاز آن جامعه نمونهٔ بهترین مردم باشند و دورهٔ فروپاشی یک جامعه هنگامی‌است که بدترین عوامل در آن حکومت ایجاد قدرت نماید",
    "ملتی که خود را تسلیم دیگران کند و اختیار خود را از دست بدهد آینده‌ای جز نابودی خود و آیندگان خود را ندارد",
    "روزهایی را به یاد می‌آورم که در آن شهر به سختی تلاش می‌کردم و یک شاگرد نقاش بودم. با اینکه تمام روز تلاش می‌کردم باز هم بعضی از شب ها سر گرسنه بر بالین می‌گذاشتم.\nگرسنگی و بی پولی دو یار با وفای من در وین بودند. با هزاران زحمت و با صرف نظر از بسیاری از هزینه های ضروری و با کار بسیار پول تهیه می‌کردم و کتاب های مطالعه و تمرین نقاشی را تهیه می‌کردم...این یکی از صحنه‌های نبرد من با روزگار بود.\nتنها سرگرمی‌من در آن سالها خواندن کتاب بود، سرگرمی‌که به خاطر به دست آوردن آن مجبور بودم اغلب اوقات خود را بدون غذا سر کنم به همین دلیل کتاب ها را با علاقه و عمیق مطالعه می‌کردم. مطالبی را که از آن کتاب ها آموختم هنوز هم بعد سالیان سال مورد استفاده ام قرار می‌گیرند. با مطالعه همین کتاب ها و در همین دوران بود که نظریات جدیدی در من شکل گرفت.",
    "با اراده محکمی که داشتم می‌دانستم به جایی خواهم رسید.",
    "انگلیسی‌ها برای آزادی خود می‌جنگند و اگر اقتصاد خوبی ندارند به خوبی کشورها را با یکدیگر درگیر می‌کنند و اقتصاد آنها را می‌ربایند.\nما برای رونق اقتصادی به دنبال متحد با خود هستیم ولی آنها از اتحاد دولت‌های اروپا بهره‌برداری می‌کنند.",
    "بسیاری از معلمان تاریخ نمی‌دانند که هدف از درس تاریخ آموزش حوادث جنگی به دانش آموزان نیست و حوادث جنگی فایده ای برای دانش آموزان ندارد. این که دانش آموز بداند تاریخ وقوع جنگ ها چه زمانی بوده و مارشال چندم در چه تاریخی به دنیا آمده است بی فایده است. چیزی که در جنگ ها مهم هست، علت وقوع جنگ و تحقیق درباره نبردها و حوادث تاریخ است.",
    "بعد از پیدایش یک تفکر و عقیده و مذهب پاک کردن یا از بین بردن آن از طریق نیروی نظامی‌تقریبا غیر ممکن است چون آن فکر مانند خون در رگ و اعصاب افراد آن حزب جریان دارد و انعقاد این خون به وسیله زور و فشار نظامی‌بسیار سخت است.",
    "معمولا مردم صلاح کار خود را نمی‌دانند و ناجی خود را نمی‌شناسند و به جای تقویت او شروع به مخالفت و تضعیف او می‌کنند. به این دلیل است که در طول سال‌ها افراد زیادی قیام می‌کنند تا روش جدیدی را به مردم خود آموزش دهند.",
    "اعتقاد من همیشه این بود که دوران جوانی بهترین فرصت برای کسب تجربه و سرمایه گذاری برای آینده است و آنان که در سال های کهنسالی پیروز و موفق هستند در دوران جوانی به سرمایه گذاری و کسب تجربه پرداخته اند.",
    "در هر صورت تحقیقات برای من بسیار مهم بود و دریافتم که هدفی مهم پشت کلمات عامه پسند احزاب نهفته است.\nدرمیان نوشته ها بارها نام یهودیان را دیده بودم و دریافته بودم که یهودیان با یک روش و برنامه منظم باعث بدبختی و مشکلات مردم می‌شوند به همین دلیل هر بار با شنیدن نام یهود برخود می‌لرزیدم.",
    "بدون شک حفظ انسانیت روزی یکی از اساسی‌ترین علل جنگ‌های سخت خواهد بود و انسان که مخلوطی از صفات مختلف مثل خود خواهی و نادانی است یک روز مجبور است برای حفظ انسانیت خود قیام کند. نیازهای انسان هرروز افزایش می‌یابد و او نمی‌تواند از حق و نیازهایش صرف نظر کند و تا سرحد مرگ برای نیازهایش تلاش خواهد کرد.",
    "ملت‌های متمدن با توجه به محدودیت‌های زمین خود، افزایش جمعیت را متوقف می‌کنند",
    "می‌خواستم اراده ای از خود نشان دهم که همه بدانند کودکی که در خانواده ای ناتوان و فقیر رشد کرده حالا با اراده خود به قله های بلند موفقیت دست یافته است.",
    "یکی از صفات فطری یهودیان این است که هر چند سال در یک محل سکونت دارند و دوباره به محل دیگری مهاجرت می‌کنند. این مهاجرت ارادی و به خواست خود آنها نیست بلکه به دلیل کارشکنی‌ها، بی قانونی ها و جنایت ها بعد از چند سال از هر سرزمینی رانده می‌شوند و باید به سرزمین دیگر پناه ببرند. اما این امر هیچ ارتباطی با چادر نشینی ندارد چون اگر به میل خودشان باشد چنان به یک منطقه می‌چسبند که جدا کردن آنها کاری بسیار سخت است آنها آن قدر در یک منطقه افتضاح به بار می‌آورند که با زور و اجبار آنها را از سرزمین می‌رانند و وقتی اوضاع را خراب می‌بینند به اجبار از یک منطقه کوچ می‌کنند.",
    "آنها چند خصوصیت داشتند یکی این که شجاعت مقاومت در مقابل خطر نداشتند و در مواقع خطر فرار را بر قرار ترجیح می‌دادند هم چنین در دو به هم زنی استاد بودند، در مقابل گرانی سریعا اعتراض می‌کردند و برای رسیدن به حق خود در خیابان تجمع می‌کردند و شعار می‌دادند.",
    "نارضایتی در هر جامعه با نا امیدی؛ خشم و عصیان جلوه می‌کند. دسته‌ای هم نارضایتی خود را با سرسختی در برابر انتخابات نشان می‌دهند و گروهی که تعداد زیادی از افراد جامعه‌اند؛ با عوام‌فریبی در انتخابات شرکت می‌کنند.",
    "جامعه مانند یک زن است که در هر شرایطی به پشتیبانی همسرش نیاز دارد. یک ملت هم مصداق همان زن ناتوان است که به یک رهبر نیاز دارد تا بتواند به حیات خود ادامه دهد",
    "هرگونه حرکت نظامی‌و زورمندانه در مقابل یک جریان و فکر جدید دچار شکست می‌شود مگر این که یک فکر و اعتقاد جدید آغاز شود تا جایگزین فکر گذشته شود",
    "بسیاری از معلمان تاریخ نمی‌دانند که هدف از درس تاریخ آموزش حوادث جنگی به دانش آموزان نیست و حوادث جنگی فایده ای برای دانش آموزان ندارد. این که دانش آموز بداند تاریخ وقوع جنگ ها چه زمانی بوده و مارشال چندم در چه تاریخی به دنیا آمده است بی فایده است. چیزی که در جنگ ها مهم هست، علت وقوع جنگ و تحقیق درباره نبردها و حوادث تاریخ است.",
    "اگر جهان آن قدر وسعت دارد که همه مردم نان بخورند پس باید به ما آن قدر زمین بدهند که بتوانیم زندگی خود را تامین کنیم چون ما هم یکی از افراد این جهان هستیم.",
    "انگلیسی‌ها برای آزادی خود می‌جنگند و اگر اقتصاد خوبی ندارند به خوبی کشورها را با یکدیگر درگیر می‌کنند و اقتصاد آنها را می‌ربایند.",
    "این که دولتی تصور کند با زور اسلحه و جنگ می‌تواند اقتصاد خود را حفظ و پیشرفت دهد تصوری اشتباه است",
    "بهترین و ساده‌ترین ابزاری که یهودیان برای به دام انداختن ملت از آن استفاده می‌کنند یکی جهل توده کثیری از مردم و دیگری کم بودن هوش و درایت در طبقه بالا جامعه است.",
    "این که دانش آموز بداند تاریخ وقوع جنگ ها چه زمانی بوده و مارشال چندم در چه تاریخی به دنیا آمده است بی فایده است. چیزی که در جنگ ها مهم هست، علت وقوع جنگ و تحقیق درباره نبردها و حوادث تاریخ است",
    "من برای کارمند شدن به دنیا نیامده بودم. او با توصیف گذشته خود سعی کرد مرا آگاه کند اما گفته‌های او تاثیری در تصمیم من نداشت. هر زمان که به کارمند بودن فکر می‌کردم و خودم را در یک اتاق چهاردیواری به شکل سلول زندان، زندانی می‌دیدم از خود متنفر می‌شدم حتی تصور کارمند شدن هم در من سخت بود.",
    "آن روزها بود که به این حرف ایمان آوردم که انسان زود به فقر و گرسنگی عادت می‌کند و به همه چیز بدبین می‌شود.",
    "مارکسیست هم در حالی که دست دوستی به امپراتور می‌داد از پشت به آنها خنجر می‌زد.\nیهودی اهل صلح نیست و باید همه آنها را نابود کرد...",
    "تبلیغات سیاسی اصول خود را دارد، مثلا نباید در تبلیغات، دشمن را به سخره گرفت و او را کوچک کرد",
    "اتفاقات مهم سیاسی و نتایج آن همگی به ملت مربوط می‌شود و ملت باید درباره آن نظر دهند",
    "گرسنگی و بی پولی دو یار با وفای من در وین بودند.",
    "با هزاران زحمت و با صرف نظر از بسیاری از هزینه های ضروری و با کار بسیار پول تهیه می‌کردم و کتاب های مطالعه و تمرین نقاشی را تهیه می‌کردم...این یکی از صحنه‌های نبرد من با روزگار بود.",
    "فلسفه یهودیان به گونه ای بود که پایه های زندگی انسانی و طبیعی را خراب می‌کرد و به ارائه نیروی غیرانسانی در جامعه می‌پرداخت. انها منکر ارزش های نژادی و شخصی می‌شدند و از رسیدن به تمدن خودداری می‌کردند و در کل آنها به دنبال نابودی افراد روی زمین بودند.\nشاید خدایی ناکرده این عقاید روزی در جهان دیده شود، مطمئن هستم آن روز آخر دنیا خواهد بود و مردمان یک روز خوش و آرام را نخواهند دید و طولی نمی‌کشد که هیچ موجود زنده ای روی زمین باقی نخواهد ماند.\nاین مسائل را می‌دانم و اگر روزی با یهودیان به جنگ برخیزم جنگ من جهاد بزرگی است که از سوی خداوند فرماندهی خواهد شد.",
    "ملت‌های متمدن با توجه به محدودیت‌های زمین خود، افزایش جمعیت را متوقف می‌کنند اما ملل غیر متمدن به جای پیش گرفتن این سیاست شروع به تربیت انسان‌هایی به مانند حیوانات وحشی می‌کنند و در نهایت، این سیاست آنها باعث می‌شود دنیا مملو از این افراد وحشی شود و یا اینکه دنیا به دست افرادی با تعداد اندک اما نیروی زیاد بیفتد که در این صورت دنیایی خواهیم داشت که با دنیای الان بسیار متفاوت خواهد بود.\nبدون شک حفظ انسانیت روزی یکی از اساسی‌ترین علل جنگ‌های سخت خواهد بود و انسان که مخلوطی از صفات مختلف مثل خود خواهی و نادانی است یک روز مجبور است برای حفظ انسانیت خود قیام کند.",
    "عمق سقوط هر ملت به فاصله بین وضعیت حاضر و گذشته آن ملت بستگی دارد. ملتی که از پستی و ناچیزی به بالاترین و عالی‌ترین مقام‌های سیاسی و اقتصادی برسد، سقوطی عمیق تر و خطرناک‌تر خواهد داشت.",
    "هر گاه کشوری قدرتمند باشد طبیعتا سرمایه آن هم رو به افزایش خواهد رفت و دولت باید از سرمایه ملی مراقبت نماید و آنها را در جهت پیشرفت کشور استفاده نماید و نباید آنها را به دست افرادی منفعت طلب بسپارد.",
    "بدون شک حفظ انسانیت روزی یکی از اساسی‌ترین علل جنگ‌های سخت خواهد بود و انسان که مخلوطی از صفات مختلف مثل خود خواهی و نادانی است یک روز مجبور است برای حفظ انسانیت خود قیام کند.",
    "دلایل بسیاری بود که دشمن می‌توانست از پیروزی آلمان جلوگیری کند و یا اینکه آلمان را شکست دهد.\nدلایلی مثل خراب بودن اوضاع اقتصادی، حماقت و بی غیرتی و سستی سیاستمداران آلمانی و اصلی تر از همه نرسیدن تجهیزات!",
    "در واقع عقیده ما این است که نباید دزدان و خیانتکاران کوچک را به محاکمه کشید. تا وقتی که خیانتکاران بزرگ در راس کارها هستند...",
    "در آن زمان ها از دو چیز ترس داشتم: یکی مارکسیست و دیگری یهود.\nبدون این که اطلاعاتی از آنها داشته باشم از آنها می‌ترسیدم و با شنیدن نام آنها ترس تمام وجودم را فرا می‌گرفت.",
    "مجلس پارلمان برای نمایندگان، محل خدایی و آقایی است و بعد از اتمام دوره چهارساله نمایندگی، آنها همچون حیوانی رام و آرام می‌شوند و دست از عربده کشی و درندگی برمی‌دارند و مردم را برای دوره بعدی آماده می‌کنند، کارهایی که برای مردم انجام داده‌اند را بزرگنمایی می‌کنند و می‌خواهند که مردم یکبار دیگر پشت آنها بایستند و رای خود را به نفع آنها داخل صندوق‌ها بیاندازند.\nوقتی با جواب منفی از سوی مردم رو به رو می‌شوند به حیله و فریب و ظاهر سازی متوسل می‌شوند و قیافه حق به جانب به خود می‌گیرند و مردم را وادار به این بازی می‌کنند و مردم را دوباره فریب می‌دهند تا پای صندوق‌ها بیایند و رای خود را به نفع این حیله‌گران داخل صندوق بیاندازند.\nااین اتفاق هر بار و هر دوره تکرار می‌شود و نمایندگان هم چون کرم‌هایی در درونسیاست پیله می‌کنند و زمانی که به خوبی خود را از سیاست بارور و قوی کردند و از برگ‌های سیاست به نفع خود تغذیه کردند؛ پیله را می‌شکافند و به پرواز در می‌آیند.",
    "در حین بررسی مسائل سیاسی دریافته بودم که یکی از مسائل مهم در سیاست تبلیغات سیاسی است که حزب سوسیال دموکرات در این امر بسیار ماهر بود و از این روش برای اهداف خود استفاده می‌کرد و حزب بورژواها نتوانسته بودند از این وسیله به خوبی بهره گیری کنند.",
    "با خود فکر می‌کردم: آیا این افراد توانایی ولیاقت آزادسازی یک ملت را دارند؟\nفکرهای بی نتیجه ای بود و اگر نتیجه داشت، نتیجهٔ تاسف باری بود، زیرا اگر جواب بلی بود مشکل آنجا بود که آیا مردم توانایی مقاومت در این نبرد را خواهند داشت؟ واگر جواب خیر بود مشکل آنجا بود که یعنی این گروه از ملت، مردم آلمان را از این بدبخت تر خواهند کرد؟",
    "ملت‌ها در کل سه دسته اند: اول گروه و طبقهٔ عالی و ممتاز که روشنفکران و سران اقوام هستند که امتیازات و فضائل خاص دارند و در نهایت شهامت، جان خود را برای منافع کشور فدا می‌کنند. طبقه و گروه بعد کاملا در تقابل با این گروه هستند، اینان کسانی هستند که در نهایت خود خواهی و فساد رو به پستی رفته و از هیچ جرم و جنایتی برای به دست آوردن امتیازات چشم پوشی نمی‌کنند و گروه و طبقهٔ آخر اکثریت مردم هستند که روحیهٔ آنان ما بین این دو گروه است. نه خیلی شجاع و نه پست و فرومایه.",
    "آنچه را که ما امروز از تمدن انسانی و فرآورده‌های صنعت و هنر و علوم در دست داریم حاصل زحمات نژاد اولیه یعنی نژاد آریاست",
    "این اصرار و پشتکار ماست که می‌تواند ما را پیروز کند.",
    "هدف از درس تاریخ آموزش حوادث جنگی به دانش آموزان نیست و حوادث جنگی فایده ای برای دانش آموزان ندارد. این که دانش آموز بداند تاریخ وقوع جنگ ها چه زمانی بوده و مارشال چندم در چه تاریخی به دنیا آمده است بی فایده است. چیزی که در جنگ ها مهم هست، علت وقوع جنگ و تحقیق درباره نبردها و حوادث تاریخ است.",
    "از نظر من هنوز هم شیوه تدریس دو درس جغرافیا و تاریخ در آلمان و اتریش درست نیست، بسیاری از معلمان تاریخ نمی‌دانند که هدف از درس تاریخ آموزش حوادث جنگی به دانش آموزان نیست و حوادث جنگی فایده ای برای دانش آموزان ندارد. این که دانش آموز بداند تاریخ وقوع جنگ ها چه زمانی بوده و مارشال چندم در چه تاریخی به دنیا آمده است بی فایده است. چیزی که در جنگ ها مهم هست، علت وقوع جنگ و تحقیق درباره نبردها و حوادث تاریخ است.",
    "و البته فساد مالی خود در دگرگون کردن یک جامعه، از یک جنگ واقعی موفق تر است!",
    "نژاد آریایی اساس تمدن‌های جهان بوده است، اما اگر قرار بود این نژاد از بین برود مسلما نمی‌توانست یک نژاد اصیل بماند. نژاد برتر باید به زندگی خود با قدرت ادامه بدهد تا بتواند سایر ملت‌ها را هم استوار و محکم سازد.",
    "با نظریه‌پردازی و صدور تئوری نمی‌توان نیازهای جامعه را فراهم کرد فقط کار کردن اشخاص است که نفع یک جامعه را در پی دارد.",
    "یهودیان شروع به پول قرض دادن و نزول دادن پول به اربابان، حاکمان و ملاکان می‌کردند. در سال‌های اول نزول پول‌ها کم بود اما با گذشت زمان نزول و بهره پول بیشتر می‌شد و آزاد شدن از دست یهودیان سخت‌تر می‌شد.",
    "جامعه مانند یک زن است که در هر شرایطی به پشتیبانی همسرش نیاز دارد. یک ملت هم مصداق همان زن ناتوان است که به یک رهبر نیاز دارد تا بتواند به حیات خود ادامه دهد، در هر حال من بعد از دو سال به طور کامل نظریات سوسیال دموکرات را دریافتم و آنها را به خوبی شناختم.",
    "این وضع دوامی‌نخواهد داشت و دیر یا زود مردان شجاع از جای برخواهند خاست و کاری را که نباید بکنند، انجام خواهند داد.",
    "جامعه مانند یک زن است که در هر شرایطی به پشتیبانی همسرش نیاز دارد. یک ملت هم مصداق همان زن ناتوان است که به یک رهبر نیاز دارد تا بتواند به حیات خود ادامه دهد",
    "تاریخ برای همه مردم به منزله درس عبرت است",
    "مجلس پارلمان برای نمایندگان، محل خدایی و آقایی است و بعد از اتمام دوره چهارساله نمایندگی، آنها همچون حیوانی رام و آرام می‌شوند و دست از عربده کشی و درندگی برمی‌دارند و مردم را برای دوره بعدی آماده می‌کنند، کارهایی که برای مردم انجام داده‌اند را بزرگنمایی می‌کنند و می‌خواهند که مردم یکبار دیگر پشت آنها بایستند و رای خود را به نفع آنها داخل صندوق‌ها بیاندازند.\nوقتی با جواب منفی از سوی مردم رو به رو می‌شوند به حیله و فریب و ظاهر سازی متوسل می‌شوند و قیافه حق به جانب به خود می‌گیرند و مردم را وادار به این بازی می‌کنند و مردم را دوباره فریب می‌دهند تا پای صندوق‌ها بیایند و رای خود را به نفع این حیله‌گران داخل صندوق بیاندازند.\nااین اتفاق هر بار و هر دوره تکرار می‌شود و نمایندگان هم چون کرم‌هایی در درونسیاست پیله می‌کنند و زمانی که به خوبی خود را از سیاست بارور و قوی کردند و از برگ‌های سیاست به نفع خود تغذیه کردند؛ پیله را می‌شکافند و به پرواز در می‌آیند.",
    "ملت‌های متمدن با توجه به محدودیت‌های زمین خود، افزایش جمعیت را متوقف می‌کنند اما ملل غیر متمدن به جای پیش گرفتن این سیاست شروع به تربیت انسان‌هایی به مانند حیوانات وحشی می‌کنند و در نهایت، این سیاست آنها باعث می‌شود دنیا مملو از این افراد وحشی شود و یا اینکه دنیا به دست افرادی با تعداد اندک اما نیروی زیاد بیفتد که در این صورت دنیایی خواهیم داشت که با دنیای الان بسیار متفاوت خواهد بود.",
    "از دستورات فیلسوفان صهیونیست می‌توان به این نکته اشاره کرد:\nیهودی می‌تواند هر چیز غیر از ملت یهود را انکار کند، اما بر حفظ اصالت یهودی خود کوشا باشد",
    "مجلس پارلمان برای نمایندگان، محل خدایی و آقایی است و بعد از اتمام دوره چهارساله نمایندگی، آنها همچون حیوانی رام و آرام می‌شوند و دست از عربده کشی و درندگی برمی‌دارند و مردم را برای دوره بعدی آماده می‌کنند، کارهایی که برای مردم انجام داده‌اند را بزرگنمایی می‌کنند و می‌خواهند که مردم یکبار دیگر پشت آنها بایستند و رای خود را به نفع آنها داخل صندوق‌ها بیاندازند.",
    "دولت به معنی ملت است و اگر دولت از ملت نباشد دولت زوال پذیر خواهد بود.",
    "این جمهوری نیاز به سرباز داشت؛ تنها تکیه گاه دولت، مردمی‌بود که جمیع آنها دزدان و راهزنان بودند",
    "از سوی دیگر از نظر اقتصادی دولت را به سمت ورشکستگی سوق می‌دهند و کنترل اقتصاد را به دست می‌گیرند و زمانی که یک دولت از نظر مالی تحت فشار باشد خیلی راحت می‌توان افکار انقلابی را در آن جامعه گسترش داد.",
    "و اما گروه اداره کنندگان کشور:\nاین گروه که خود را بالاتر از بقیه می‌دانستند و به خود وجههٔ ملی می‌دادند، منافع توده ملت را در نظر نمی‌گرفتند و اغلب در فکر ایجاد قدرت برای خود بودند. آنها همیشه با در دست داشتن اسلحه معنوی خود را پیروز می‌دانستند تا جایی که در برابر خشونت و سرسختی روزگار دچار ناتوانی می‌شدند و هرگونه تحقیری را از دشمنان تحمل می‌کردند.",
    "در روند تاریخ بسیار دیده شده است که یک ملت مقتدر با زور زبان، خود را به ملتی شکست خورده تحمیل کرده است اما بعد از هزار سال اگر چه ملت جدید به این زبان صحبت می‌کنند ولی ملت فاتح تحت اختیار ملت شکست خورده قرار گرفته است.",
    "اوضاع زمانی بدتر می‌شد که کارگر تشکیل خانواده داده بود و در بدبختی او همسر و فرزندانش هم سهیم بودند آن زمان بود که کارگر باید همزمان با دو جبهه می‌جنگید. یکی جبهه ای در خارج از منزل و یکی جبهه در منزل یعنی همسر و فرزندانش.",
    "طبیعت مرز سیاسی نمی‌شناسد. هرکس قدرت و زور بیشتری داشته باشد می‌تواند طبیعت را مهار کند و هرکس از همه قدرتمندتر باشد می‌تواند همه جهان را داشته باشد.",
    "آن روزها بسیاری از کارگران را دیده بودم که چون اوضاع خوبی را در روستای خود داشتند با ملت و دولت دوست و مهربان بودند اما بعد از این که به شهر آمده بودند و از یافتن شغل مناسب بازمانده بودند احساس و عواطف انسانی خود را از دست داده بودند و خوی یاغی گری در آنها زنده شده بود و برای امرار معاش خود دست به هر کاری زده بودند.",
    "یهودیان در پشت حیله‌گری ها و فریبکاری‌ها یک هدف بزرگ دارند و آن این است که روزی با ضعیف کردن دولت بتوانند دولت صهیونیستی ایجاد کنند اما باز هم این ظاهر کار است و در اصل ماجرا آنها به دنبال یک دولت مستقل مثل فلسطین نیستند که آن را به دست آورند و با استقلال زندگی کنند بلکه فلسطین را به عنوان مرکزی می‌خواهند تا با فعالیت گسترده خود بتوانند تمام دنیا را تحت نظر بگیرند و افکار مخرب خود را در همه جا توسعه دهند و در پناهگاه خود جنایتکاران زبردستی راتقویت کنند.",
    "یک جامعه هنگامی‌به درجهٔ اعلای رشد خود می‌رسد که طبقهٔ ممتاز آن جامعه نمونهٔ بهترین مردم باشند و دورهٔ فروپاشی یک جامعه هنگامی‌است که بدترین عوامل در آن حکومت ایجاد قدرت نماید!",
    "یکی دیگر از عوامل بحران عاطفی مردم آلمان قبل از جنگ، این بود که دشمنان کشور حس انرژی و اعتماد و اطمینان مردم به جامعه و زندگی آینده آنها را نابود می‌کردند و در نتیجه هر کس در هر جایی که کار می‌کرد نسبت به آن اطمینان نداشت در این حال مردم به جای اینکه در بحران‌ها واکنش انسانی و مثبت نشان بدهند؛ کم‌کم با نا امیدی دست از دخالت در سیاست کشیده و از روی یاس از کارهای مثبت دست می‌کشیدند و آنچه قابل ذکر است این است که این مسائل به صورت برنامه‌ای از سوی فرانسویان و از طریق آموزش و پرورش تقویت می‌شد.",
    "خدا کند که قبرها باز نشوند و سربازان جوانی که در جبهه جنگ پرپر شدند از آنها بیرون نیایند و بدبختی ما را نبینند که اگر این اتفاق بیافتد به ما خواهند گفت که حق نداشتیم وقتی هنوز با هم مشکل داریم آنها را به جبهه بفرستیم.",
    "طبیعت مرز سیاسی نمی‌شناسد. هرکس قدرت و زور بیشتری داشته باشد می‌تواند طبیعت را مهار کند و هرکس از همه قدرتمندتر باشد می‌تواند همه جهان را داشته باشد.",
    "تاثیر تبلیغات قابل توجه بود، به صورتی که تا چهار سال بعد همچنان همگی اعتقاد داشتند که آلمان مقصر جنگ بوده و همه بدبختی‌ها زیر سر آلمان‌ها است",
    "باهم در ارتباط بود هر بار که قدرت سیاسی بهبود داشت، نیروی اقتصادی هم قوت می‌گرفت یعنی اگر سیاستمداران به قدرت سیاسی می‌پرداختند و به آن قوت می‌بخشیدند همچون ترازو عمل کرده و از سمت دیگر قدرت اقتصادی رو به نزول و ضعف می‌رفت.",
    "ملت‌های متمدن با توجه به محدودیت‌های زمین خود، افزایش جمعیت را متوقف می‌کنند اما ملل غیر متمدن به جای پیش گرفتن این سیاست شروع به تربیت انسان‌هایی به مانند حیوانات وحشی می‌کنند و در نهایت، این سیاست آنها باعث می‌شود دنیا مملو از این افراد وحشی شود",
    "من با خشونت، ترور و ایجاد وحشت موافق بودم و آنها همگی در پی دموکراسی بودند.",
    "تعادل در صنعت و تجارت اساس زندگی یک ملت است.",
    "من با خشونت، ترور و ایجاد وحشت موافق بودم و آنها همگی در پی دموکراسی بودند.",
    "بنابراین درباره نژادها اینگونه می‌توان نظر داد:\nالف) اختلاف دو نژاد در یکدیگر باعث ضعیف شدن نژاد برتر خواهد شد.\nب) اختلاط دو نژاد باعث جلوگیری از پیشرفت یا کم شدن سرعت پیشرفت نژادها خواهد شد.\nاز نظر من که چندان مذهبی هم نیستم اختلاط دو نژاد جز گناهان کبیره محسوب می‌شود چون دست بردن در اراده خداوند است و مانند این است که یک گیاه خوب و پربار را به یک علف هرز پیوند بزنیمو رشد گیاه را متوقف کنیم.",
    "جامعه مانند یک زن است که در هر شرایطی به پشتیبانی همسرش نیاز دارد",
    "یک جامعه هنگامی‌به درجهٔ اعلای رشد خود می‌رسد که طبقهٔ ممتاز آن جامعه نمونهٔ بهترین مردم باشند و دورهٔ فروپاشی یک جامعه هنگامی‌است که بدترین عوامل در آن حکومت ایجاد قدرت نماید!",
    "می‌خواستم اراده ای از خود نشان دهم که همه بدانند کودکی که در خانواده ای ناتوان و فقیر رشد کرده حالا با اراده خود به قله های بلند موفقیت دست یافته است.",
    "ملتی که خود را تسلیم دیگران کند و اختیار خود را از دست بدهد آینده‌ای جز نابودی خود و آیندگان خود را ندارد و این سرنوشتی است که خود آنها برای خود انتخاب کرده اند و نباید بابت آن شکایتی داشته باشند.",
    "انسان که مخلوطی از صفات مختلف مثل خود خواهی و نادانی است یک روز مجبور است برای حفظ انسانیت خود قیام کند.",
    "بدون شک حفظ انسانیت روزی یکی از اساسی‌ترین علل جنگ‌های سخت خواهد بود و انسان که مخلوطی از صفات مختلف مثل خود خواهی و نادانی است یک روز مجبور است برای حفظ انسانیت خود قیام کند. نیازهای انسان هرروز افزایش می‌یابد و او نمی‌تواند از حق و نیازهایش صرف نظر کند و تا سرحد مرگ برای نیازهایش تلاش خواهد کرد.",
    "ناپلئون اذعان کرده بود که اگر نان خود را از روسیه و آب را از انگلیس می‌گرفتم اکنون صاحب دنیا می‌شدم.",
    "اعتقاد من همیشه این بود که دوران جوانی بهترین فرصت برای کسب تجربه و سرمایه گذاری برای آینده است و آنان که در سال های کهنسالی پیروز و موفق هستند در دوران جوانی به سرمایه گذاری و کسب تجربه پرداخته اند.",
    "فکر احمقانه‌ای است که آلمان‌ها تصور کنند انگلیس مانند جوانان کم تجربه برای پیشرفت اقتصاد کشوری دیگر تلاش کند و برای خودش رقیبی سرسخت مثل آلمان را بسازد.",
    "این که دانش آموز بداند تاریخ وقوع جنگ ها چه زمانی بوده و مارشال چندم در چه تاریخی به دنیا آمده است بی فایده است. چیزی که در جنگ ها مهم هست، علت وقوع جنگ و تحقیق درباره نبردها و حوادث تاریخ است.",
    "جامعه مانند یک زن است که در هر شرایطی به پشتیبانی همسرش نیاز دارد. یک ملت هم مصداق همان زن ناتوان است که به یک رهبر نیاز دارد تا بتواند به حیات خود ادامه دهد",
    "برخی از مسائل و حقایق به اندازه‌ای ساده و پیش پا افتاده هستند که کمتر کسی به آنها دقت می‌کند و در آنها عمیق می‌شود. این حقایق گاه در جلوی دیدگان ملت هست اما آن را نمی‌بینند و زمانی که کسی قسمتی از این حقایق را آشکار می‌کند موجب حیرت آنها می‌شود.",
    "بدون شک اگر کسی که درست سال اول همین قرن می‌زیسته سر از خاک بردارد و با یک جوان امروزی مقایسه شود در رتبه پایینی قرار خواهد گرفت و هر چقدر هم که در زمان خود نابغه و با استعداد بوده باشد الان با یک جوان چهارده ساله برابری خواهد کرد. حتی شاید فلاسفه بزرگی مثل ارسطو و افلاطون هم در زمان حال افرادی عادی و مبتدی باشند.",
    "اگر عدل الهی را قبول داشته باشیم می‌دانیم که خداوند اجازه نمی‌دهد که زمین‌ها و تصرفات یک ملت پنجاه برابر بیشتر از دیگری باشد. اگر جهان آن قدر وسعت دارد که همه مردم نان بخورند پس باید به ما آن قدر زمین بدهند که بتوانیم زندگی خود را تامین کنیم چون ما هم یکی از افراد این جهان هستیم.",
    "اختلاف دو نژاد در یکدیگر باعث ضعیف شدن نژاد برتر خواهد شد.",
    "حوادث تاریخی گاهی آنچنان آرام اتفاق می‌افتاد که گویی صلح و آرامش به صورت دائمی‌در جهان برقرار خواهد بود. اما در همان حالت صلح هم سروصداهایی از برخی نقاط به گوش می‌رسید. سر و صداهایی ناشی از معاملات دلالان!",
    "عمق سقوط هر ملت به فاصله بین وضعیت حاضر و گذشته آن ملت بستگی دارد. ملتی که از پستی و ناچیزی به بالاترین و عالی‌ترین مقام‌های سیاسی و اقتصادی برسد، سقوطی عمیق تر و خطرناک‌تر خواهد داشت.",
    "اگر کارگری ادعای حقوق خود و یا حقوق بیشتر می‌کرد سریعا از کار خارج و کارگر گرسنه و درمانده دیگری که حاضر بود درمقابل لقمه نانی شبانه روز کار کند جایگزین می‌شد.",
    "چرا خون سربازان به زمین ریخته شد و در پی آنها دوستانشان به ابدیت پیوستند؟ چرا جوان هفده ساله جان خود را در جبهه‌های جنگ فلاندر از دست داد؟ چرا سربازان آلمانی با بی خوابی و در گرما و سرما از خود فداکاری نشان دادند؟\nهمه این فداکاری‌ها برای آن بود که کشور به دست عده ای خیانتکار نیافتد. جوانانی که با فداکاری‌های خود استحقاق این را داشتند که نام و پیام آنها روی سنگ حک شود:\nکه ای رهگذر که به این کشور قدم می‌گذاری!\nبه ملتت این پیغام را برسان که زیر این خاک جوانی شجاع و وفادار و ظیفه شناس خفته است.",
    "شناختن یهود مانند کنار رفتن پرده ای از جلوی چشم است، هنگامی‌که این پرده کنار رود انسان همه چیز را می‌فهمد. وقتی یهود را شناختم توانستم به رازهای سوسیال دموکرات هم دسترسی پیدا کنم، فهمیدم آنها با کلماتی زیبا و حیرت آور مردم را به سخره می‌گیرند و در پس نقاب زیبا و خوش قیافه آنها چهره ای خشن به اسم مارکسیسم وجود دارد.",
    "بسیاری از معلمان تاریخ نمی‌دانند که هدف از درس تاریخ آموزش حوادث جنگی به دانش آموزان نیست و حوادث جنگی فایده ای برای دانش آموزان ندارد. این که دانش آموز بداند تاریخ وقوع جنگ ها چه زمانی بوده و مارشال چندم در چه تاریخی به دنیا آمده است بی فایده است. چیزی که در جنگ ها مهم هست، علت وقوع جنگ و تحقیق درباره نبردها و حوادث تاریخ است.",
    "شاید این فلسفه که یک نویسندهٔ احمق خود را بالاتر از یک کارگر یا یک مکانیک می‌داند محصول تعلیم و تربیت جدید ماست و نتیجهٔ آن همان است که مارا از سر منزل تمدن دور می‌دارد!",
    "یهودیان فقط عادت به حمله دارند و اگر کسی به انها حمله کند و بخواهد در مقابل افکار آنها مقاومت کند دشمن حساب می‌کنند.\nهمان طور که قبلا هم بارها گفتم روش آنها برای نابودی دشمن جنگ و مبارزه نیست بلکه آنها از روش نشر اکاذیب و افترا زدن به افراد برای مبارزه استفاده می‌کنند.",
    "یهودیان در پشت حیله‌گری ها و فریبکاری‌ها یک هدف بزرگ دارند و آن این است که روزی با ضعیف کردن دولت بتوانند دولت صهیونیستی ایجاد کنند اما باز هم این ظاهر کار است و در اصل ماجرا آنها به دنبال یک دولت مستقل مثل فلسطین نیستند که آن را به دست آورند و با استقلال زندگی کنند بلکه فلسطین را به عنوان مرکزی می‌خواهند تا با فعالیت گسترده خود بتوانند تمام دنیا را تحت نظر بگیرند و افکار مخرب خود را در همه جا توسعه دهند و در پناهگاه خود جنایتکاران زبردستی راتقویت کنند.",
    "به نظرم کسی که مونیخ را بشناسد نه تنها آلمان را شناخته بلکه هنر و صنعت آلمان را هم شناخته است.",
    "یهودیان موجوداتی خودخواه، سهل انگار و خائن به کشور و خانواده خود بودند این خصوصیات حتی در روزنامه‌های آنها هم انعکاس داشت و دائما در مطبوعات خود به تبلیغات این صفات می‌پرداختند.",
    "ملت‌ها در کل سه دسته اند: اول گروه و طبقهٔ عالی و ممتاز که روشنفکران و سران اقوام هستند که امتیازات و فضائل خاص دارند و در نهایت شهامت، جان خود را برای منافع کشور فدا می‌کنند. طبقه و گروه بعد کاملا در تقابل با این گروه هستند، اینان کسانی هستند که در نهایت خود خواهی و فساد رو به پستی رفته و از هیچ جرم و جنایتی برای به دست آوردن امتیازات چشم پوشی نمی‌کنند و گروه و طبقهٔ آخر اکثریت مردم هستند که روحیهٔ آنان ما بین این دو گروه است. نه خیلی شجاع و نه پست و فرومایه.",
    "پس نتیجه همه این بحث‌ها این است که هرگونه حرکت نظامی‌و زورمندانه در مقابل یک جریان و فکر جدید دچار شکست می‌شود مگر این که یک فکر و اعتقاد جدید آغاز شود تا جایگزین فکر گذشته شود",
    "این سستی عقیده بدون شک به دلیل سوءاستفاده احزاب مذهبی از مذهب بود.",
    "به این حرف ایمان آوردم که انسان زود به فقر و گرسنگی عادت می‌کند و به همه چیز بدبین می‌شود.",
    "آنها ابتدا به دنبال رفع نیازهای طبقه کارگر بودند اما بعد از مدتی دریافتند که پیگیری مشکلات کارگران به صلاح آنها نیست، زیرا ممکن بود کارگرها بعد از حل مشکلاتشان از مبارزه با حزب بورژوازی خودداری کنند و دستورات حزب را اجرا نکنند. این آینده خطرناک برای رهبران حزب روشن شد و موجب سست شدن حزب شد و حزب دیگر نمی‌توانست برای تغییر وضعیت تلاشی کند. البته آنها معتقد بودند که طبقه کارگر قادر به تغییر اوضاع نیست و کارگران افرادی با سلاح های شکسته هستند که کاری از دستشان بر نمی‌آید و اگر قدرتی به دست آوردند به زودی آن را از دست می‌دهند.",
    "اگر روزی با یهودیان به جنگ برخیزم جنگ من جهاد بزرگی است که از سوی خداوند فرماندهی خواهد شد.",
    "هر انسان برای اینکه بتواند افکار والا و عالی داشته باشد باید یک هدف والا و عالی را داشته باشد و آن را دنبال کند.",
    "اما باز هم این ظاهر کار است و در اصل ماجرا آنها به دنبال یک دولت مستقل مثل فلسطین نیستند که آن را به دست آورند و با استقلال زندگی کنند بلکه فلسطین را به عنوان مرکزی می‌خواهند تا با فعالیت گسترده خود بتوانند تمام دنیا را تحت نظر بگیرند و افکار مخرب خود را در همه جا توسعه دهند و در پناهگاه خود جنایتکاران زبردستی راتقویت کنند",
    "اعتقاد من این است که یهود تقریبا دنیایی است که بدون اینکه ظاهر و وجهه خود را از دست بدهد روزنامه‌ها را اداره می‌کند. آنها مانند ضبط صوت محتوای سخنرانی‌ها را ضبط می‌کردند و آن را تبدیل به محتوای عوام فریب می‌کردند و تحویل مردم می‌دادند.\nآنها به طرز عجیبی زهر خود را درون قلب مردم تزریق می‌کنند و با مهارت کامل عوام را فریب می‌دهند",
    "انگلیسی‌ها برای آزادی خود می‌جنگند و اگر اقتصاد خوبی ندارند به خوبی کشورها را با یکدیگر درگیر می‌کنند و اقتصاد آنها را می‌ربایند.",
    "بارها این نکته را متذکر شده‌ام و سعی در اثبات آن داشته‌ام که بزرگی هر ملت بستگی به ارزش و شخصیت کسانی است که در راس امور قرار دارند و آن را اداره می‌کنند.\nملتی که سطحی‌نگر هستند و در مسائل عمیق نمی‌شوند هرگز نمی‌توانند خود را در مقابل کشورهای بزرگ قرار دهند.",
    "مارکسیست با گرفتن آزادی از مردم و جایگزین کردن تعصبات مذهبی و مسیحیت نیز با برهم زدن افکار و اجتماعات آنان هیچکدام نتوانستند هیچ چیز تازه‌ای برای جامعه بسازند.\nمسیحیت با ورود خود تنها آزادی را از ملت نگرفت. اگر چه مردم در آن روزها آزادی تفکر داشتند و می‌توانستند به میل خود فکر کنند و زندگی را با اندیشه‌های خود بگذرانند اما مسیحیت با ایجاد قیدوبندهای جدید و ترس از عذاب جهنم یک محیط خفقان را با ایجاد مقررات جدید بر مردم حاکم کرد چرا که یک مسیحی اگر در اندیشه خود نیز خطایی کند خود را در مقابل خداوند محکوم ساخته است.",
    "خواست و اراده خداوند این بود که در بیستم آوریل سال ۱۸۸۹ در شهری کوچک و زیبا اما مرزی به نام برآئونائو ام این  که بین دو کشوری که اتحادشان همواره آرزوی هر آلمانی بود به دنیا بیایم.",
    "از رفتارها و افکارم و نظریه هایی که برای پدرم بازگو می‌کردم پدرم دریافت که من استعداد یادگیری درس های کلاسیک دبیرستانی را ندارم پس انتخاب درس و رشته را به خودم سپرد تا خودم تصمیم گیری کنم، او می‌خواست که من رشته نقاشی را ادامه دهم چون مدتی بود این هنر توجه او را به خود جلب کرده بود، فکر می‌کرد شاید بتوانم در این رشته موفق عمل کنم.",
    "آشکارا می‌دیدم که یهودیان قومی‌کثیف و آلوده هستند که مانند آنها در شهرهای دورافتاده هم یافت نمی‌شود و به خصوص زندگی اجتماعی و رفتارهای آنها قابل تحمل نبود.",
    "این روزها حتی انسان های ساکن آمازون و سیاه پوستان که دور از تمدن بوده اند و مانند حیوانات زندگی کرده اند با قوانین انسانی آشنا شده‌اند اما یهودیان از آنها هم بی تمدن تر و بی احساس تر عمل می‌کردند",
    "فلسفه یهودیان به گونه ای بود که پایه های زندگی انسانی و طبیعی را خراب می‌کرد و به ارائه نیروی غیرانسانی در جامعه می‌پرداخت",
    "تعادل در صنعت و تجارت اساس زندگی یک ملت است",
    "یکی از اصول اساسی نازی‌ها تعلیم همه قشرها اعم از کارگر و کارمند است و مهم‌تر از آن این که این تعلیمات فقط به صورت تئوری انجام نمی‌شود بلکه به صورت عملی و مبارزه‌ای نیز انجام شده و تقویت می‌شود.",
    "آنچه را که ما امروز از تمدن انسانی و فرآورده‌های صنعت و هنر و علوم در دست داریم حاصل زحمات نژاد اولیه یعنی نژاد آریاست. این نژاد در ابتدا در جهان به وجود آمده و بنیانگزار تمدن عالی ما بوده اند.",
    "دولت باید بین نیازها تعادل ایجاد کند تا عده‌ای مجبور به زحمت کشیدن برای طبقه‌ای ممتاز نباشند.",
    "هرگونه حرکت نظامی‌و زورمندانه در مقابل یک جریان و فکر جدید دچار شکست می‌شود مگر این که یک فکر و اعتقاد جدید آغاز شود تا جایگزین فکر گذشته شود",
    "مجلس پارلمان برای نمایندگان، محل خدایی و آقایی است و بعد از اتمام دوره چهارساله نمایندگی، آنها همچون حیوانی رام و آرام می‌شوند و دست از عربده کشی و درندگی برمی‌دارند و مردم را برای دوره بعدی آماده می‌کنند، کارهایی که برای مردم انجام داده‌اند را بزرگنمایی می‌کنند و می‌خواهند که مردم یکبار دیگر پشت آنها بایستند و رای خود را به نفع آنها داخل صندوق‌ها بیاندازند.",
    "نمایندگان آلمان مثال بارز گرگ خانه و موش غریبه‌ها هستند. آنها در برابر ملت هم چون گرگ افکار ملت را به تاراج می‌برند اما در مقابل دشمنان همچون موشی هستند که قدرت مبارزه ندارد",
    "این که دولتی تصور کند با زور اسلحه و جنگ می‌تواند اقتصاد خود را حفظ و پیشرفت دهد تصوری اشتباه است",
    "بدون شک حفظ انسانیت روزی یکی از اساسی‌ترین علل جنگ‌های سخت خواهد بود و انسان که مخلوطی از صفات مختلف مثل خود خواهی و نادانی است یک روز مجبور است برای حفظ انسانیت خود قیام کند.",
    "این تفکر هم بود که شاید بتوان برای مدتی با زور و جنگ یک عقیده را از بین برد اما دیده نشده که بتوان آن عقیده را برای همیشه نابود کرد.",
    "از نظر او برای بدبخت ها راه فراری جز کارمندی نبود.",
    "بعد از سپری کردن آن روزها بود که به این حرف ایمان آوردم که انسان زود به فقر و گرسنگی عادت می‌کند و به همه چیز بدبین می‌شود. آن روزها بسیاری از کارگران را دیده بودم که چون اوضاع خوبی را در روستای خود داشتند با ملت و دولت دوست و مهربان بودند اما بعد از این که به شهر آمده بودند و از یافتن شغل مناسب بازمانده بودند احساس و عواطف انسانی خود را از دست داده بودند و خوی یاغی گری در آنها زنده شده بود و برای امرار معاش خود دست به هر کاری زده بودند.",
    "عد از مدت ها دریافتم که نه تنها مارکسیست و سوسیال دموکرات باهم یکی نیستند بلکه چه چهره خبیثی در پشت این ماسک های زیبای تقوا و پرهیزگاری پنهان شده است.",
    "عمق سقوط هر ملت به فاصله بین وضعیت حاضر و گذشته آن ملت بستگی دارد. ملتی که از پستی و ناچیزی به بالاترین و عالی‌ترین مقام‌های سیاسی و اقتصادی برسد، سقوطی عمیق تر و خطرناک‌تر خواهد داشت.",
    "این روزها حتی انسان های ساکن آمازون و سیاه پوستان که دور از تمدن بوده اند و مانند حیوانات زندگی کرده اند با قوانین انسانی آشنا شده‌اند اما یهودیان از آنها هم بی تمدن تر و بی احساس تر عمل می‌کردند.",
    "این که دولتی تصور کند با زور اسلحه و جنگ می‌تواند اقتصاد خود را حفظ و پیشرفت دهد تصوری اشتباه است",
    "تبلیغات سیاسی اصول خود را دارد، مثلا نباید در تبلیغات، دشمن را به سخره گرفت و او را کوچک کرد.",
    "جراید و مطبوعات در اغلب کشورهایی که کسی قدرت مطلق را در دست دارد، یکی از پایه های قدرت به شمار می‌رود.",
    "دولت ضمن اینکه سازمان آموزش و پرورش را تحت نظر می‌گیرد باید با مراقبت به مطبوعات کشوری از انتشار مقالات دروغ جلوگیری نماید و دورادور باید بر انتشار مطبوعات نظارت کند چرا که دولت نباید بر روزنامه‌نگارها نفوذ نماید چون در این صورت آزادی مطبوعات زیر سوال می‌رود.\nبنابراین آنچه در مطبوعات و نظارت بر آن مهم است این است که دولت و مردم هر دو با کمک روزنامه ها، کشور را به راه درست و عقاید مطلوب هدایت کنند.",
    "عمق سقوط هر ملت به فاصله بین وضعیت حاضر و گذشته آن ملت بستگی دارد. ملتی که از پستی و ناچیزی به بالاترین و عالی‌ترین مقام‌های سیاسی و اقتصادی برسد، سقوطی عمیق تر و خطرناک‌تر خواهد داشت.",
    "مجلس پارلمان برای نمایندگان، محل خدایی و آقایی است و بعد از اتمام دوره چهارساله نمایندگی، آنها همچون حیوانی رام و آرام می‌شوند و دست از عربده کشی و درندگی برمی‌دارند و مردم را برای دوره بعدی آماده می‌کنند، کارهایی که برای مردم انجام داده‌اند را بزرگنمایی می‌کنند و می‌خواهند که مردم یکبار دیگر پشت آنها بایستند و رای خود را به نفع آنها داخل صندوق‌ها بیاندازند.\nوقتی با جواب منفی از سوی مردم رو به رو می‌شوند به حیله و فریب و ظاهر سازی متوسل می‌شوند و قیافه حق به جانب به خود می‌گیرند و مردم را وادار به این بازی می‌کنند و مردم را دوباره فریب می‌دهند تا پای صندوق‌ها بیایند و رای خود را به نفع این حیله‌گران داخل صندوق بیاندازند.",
    "در احزاب فلسفی آنچه یک مبارز باید آگاهی داشته باشد اصول فلسفهٔ آن حزب است. یک سرباز لازم نیست همه نظرات فرمانده و رئیس حزب را بداند ولی باید کلیات آن را بداند تا در مواقع لزوم در برابر فرماندهٔ خود اطاعت کامل داشته باشد چرا که هر جنگ را سرباز به پیش و فرماندهان فقط فرماندهی و نظارت می‌کنند و دانستن هدف به تنهایی برای جان فشانی در راه آن هدف کافی است.",
    "سیاستمداران روسیه کسانی نیستند که یک اتحاد خوب، درست و شریف را داشته باشند بلکه جنایتکارانی هستند که دستانشان آلوده به خون است و قابل اعتماد نیستند.",
    "موضع من از همان ابتدا مشخص بود، نفرت از جنایتکاران بی لیاقتی که سختی های مردم را می‌دیدند و همچنان مردم را فریب می‌دادند.\nاز سالها قبل دیده بودم که آنها به فکر منافع ملت نیستند و در عوض هر روز جیب های خود را پرتر می‌کنند و برای رسیدن به این هدف خود حتی حاضرند مردم و کشور را هم فدا کنند.\nاز آنها تنفر داشتم و آنها را لایق طناب دار می‌دانستم چون آنها فقط به دنبال به دست آوردن مال و قدرت برای خود بودند.",
    "اطرافیان امپراتوری چاپلوسانی بودند که از ارباب خود اطاعت تام داشتند و با چاپلوسی و تکریم و تعظیم جیب های خود را پر می‌کردند و با کنار زدن افراد صالح و با نفوذ و درستکار، آزادی و دموکراسی را نابود کرده و مانع رشد افکار اصیل و با هویت می‌شدند.",
    "دولت ضمن اینکه سازمان آموزش و پرورش را تحت نظر می‌گیرد باید با مراقبت به مطبوعات کشوری از انتشار مقالات دروغ جلوگیری نماید و دورادور باید بر انتشار مطبوعات نظارت کند چرا که دولت نباید بر روزنامه‌نگارها نفوذ نماید چون در این صورت آزادی مطبوعات زیر سوال می‌رود.",
    "این صنعت عالی و ممتاز که شخص باید منافع دیگران و سازندگی اجتماع را بر منافع خود مقدم دارد؛ اساس سازمان و اولین شرط تمدن حقیقی انسانی است.\nبه عنوان مثال یهودیان نقطه مقابل آریایی‌ها هستند چون اساس زندگی خود را حفظ جان و منافع خود قرار دادند. علت اینکه یهودیان از هزاران سال قبل باقی مانده‌اند و هنوز هم در بین ما زندگی می‌کنند این است که همواره در حفظ جان و منافع خود تلاش کرده‌اند و منافع اجتماع را به منافع خود تقدم نداده اند از سوی دیگر هیچ ملتی مانند یهودیان نبودند که کمترین تغییر را داشته باشند.\nهیچ ملتی مانند یهود نبوده که در جنگ‌ها و انقلاب‌ها و حوادث مختلف با ملل دیگر مخلوط شود اما کمترین تغییر را داشته باشد.",
    "تنها سرگرمی‌من در آن سالها خواندن کتاب بود، سرگرمی‌که به خاطر به دست آوردن آن مجبور بودم اغلب اوقات خود را بدون غذا سر کنم به همین دلیل کتاب ها را با علاقه و عمیق مطالعه می‌کردم. مطالبی را که از آن کتاب ها آموختم هنوز هم بعد سالیان سال مورد استفاده ام قرار می‌گیرند.",
    "تاریخ برای همه مردم به منزله درس عبرت است و انگلیس مقابل آلمان بزرگترین خطر محسوب می‌شد.",
    "تبلیغات سیاسی اصول خود را دارد، مثلا نباید در تبلیغات، دشمن را به سخره گرفت و او را کوچک کرد. دقیقا روزنامه‌های آلمان همین اشتباه را مرتکب می‌شدند و سربازان اتریش را تضعیف می‌کردند و در واقع سربازان خودی را فریب می‌دادند.\nسربازان فریب می‌خوردند و همه توان خود را برای از بین بردن دشمن به کار نمی‌گرفتند و جرات و جسارت آنها کم کم به تنبلی و سستی تبدیل می‌شد.\nبرعکس آلمان تبلیغات سیاسی انگلیسی‌ها و آمریکایی‌ها جنبه تاریخی و علمی‌داشت و به عنوان مثال برای تحقیر آلمانی‌ها آنها را یک قبیله کوچک معرفی می‌کرد که وحشی‌گری آموخته‌اند و این باعث استرس سربازان می‌شد و از شنیدن اسم آلمان وحشت زده می‌شدند. البته که این خیلی هم درست نبود چون سربازان گاهی چنان وحشت زده می‌شدند که فکر می‌کردند با این اسلحه کوچک نمی‌توانند از پس آلمان‌ها برآیند.",
    "به عقیده من علت اصلی شکست آلمانی‌ها همین نکته بود چون هر چیزی که می‌شنیدند برخلاف واقعیت بود و آنها با چشمانی بسته و بدون هیچ اطلاعاتی مقابل دشمن قرار می‌گرفتند و معمولا در مقابل دشمن شکست می‌خوردند و عقب‌گرد می‌کردند.",
    "مجلس پارلمان برای نمایندگان، محل خدایی و آقایی است و بعد از اتمام دوره چهارساله نمایندگی، آنها همچون حیوانی رام و آرام می‌شوند و دست از عربده کشی و درندگی برمی‌دارند و مردم را برای دوره بعدی آماده می‌کنند، کارهایی که برای مردم انجام داده‌اند را بزرگنمایی می‌کنند و می‌خواهند که مردم یکبار دیگر پشت آنها بایستند و رای خود را به نفع آنها داخل صندوق‌ها بیاندازند.\nوقتی با جواب منفی از سوی مردم رو به رو می‌شوند به حیله و فریب و ظاهر سازی متوسل می‌شوند و قیافه حق به جانب به خود می‌گیرند و مردم را وادار به این بازی می‌کنند و مردم را دوباره فریب می‌دهند تا پای صندوق‌ها بیایند و رای خود را به نفع این حیله‌گران داخل صندوق بیاندازند.\nااین اتفاق هر بار و هر دوره تکرار می‌شود و نمایندگان هم چون کرم‌هایی در درونسیاست پیله می‌کنند و زمانی که به خوبی خود را از سیاست بارور و قوی کردند و از برگ‌های سیاست به نفع خود تغذیه کردند؛ پیله را می‌شکافند و به پرواز در می‌آیند.\nعجیب‌تر این است که این اتفاق بارها در آلمان تشکیل می‌شود و ملت در دام این حیله‌گران قرار می‌گیرند و نتیجه این فریب چیزی جز غلبه قدرت ستمکاران بر آنها نیست.",
    "نکته جالب توجه این است که هر چقدر فکر بزرگ‌تر باشد عملی کردن آن سخت تر خواهد شد، کار همیشه برای بنیانگزار یک فکر سخت است چون همه انجام آن را تقریبا محال می‌دانند مثل بنیانگزاران ادیان که مردم آنها را در زمان زنده بودنشان نفرین می‌کنند و حقیر و کوچک می‌کنند چون از نظر مردم نظریات آنها واقعیت هست، اما غیرقابل اجراست.",
    "بسیاری از معلمان تاریخ نمی‌دانند که هدف از درس تاریخ آموزش حوادث جنگی به دانش آموزان نیست و حوادث جنگی فایده ای برای دانش آموزان ندارد. این که دانش آموز بداند تاریخ وقوع جنگ ها چه زمانی بوده و مارشال چندم در چه تاریخی به دنیا آمده است بی فایده است. چیزی که در جنگ ها مهم هست، علت وقوع جنگ و تحقیق درباره نبردها و حوادث تاریخ است.",
    "طبیعت کسی را همراهی و تقویت می‌کند که راه درست را پیش بگیرد.",
    "مردان یهودی با دختران مسیحی ازدواج نمی‌کردند اما مرد مسیحی می‌توانست با دختر یهودی ازدواج کند و نتیجه ازدواج محصولی بود که یهود به خوبی از آن به نفع خود استفاده می‌کرد. آنها از همین راه توانسته بودند بسیاری از خانواده‌های اشرافی آلمان را تغییر ماهیت دهند و از این روش برای رخنه در طبقات اشرافی آلمان استفاده می‌کردند.\nآنها برای اغفال مردم و دشمنان، همیشه از تساوی نژاد و حقوق ملت سخن می‌گفتند و بیان می‌کردند که نباید میان ملت از نظر رنگ و نژاد تفاوتی قائل شد. آنها همچنین در مطبوعات خود سعی داشتند یهود را یک ملت کوچک بی دفاع معرفی کنند که اخلاقیات و صفات منحصر به فردی دارند و جز منافع مردم به چیز دیگری نمی‌اندیشد.\nو اما هدف آنها از نفوذ در روزنامه‌ها و نگارش مقالات، نفوذ به پارلمان ها و غیره بود",
    "این روزها حتی انسان های ساکن آمازون و سیاه پوستان که دور از تمدن بوده اند و مانند حیوانات زندگی کرده اند با قوانین انسانی آشنا شده‌اند اما یهودیان از آنها هم بی تمدن تر و بی احساس تر عمل می‌کردند.\nیهودیان موجوداتی خودخواه، سهل انگار و خائن به کشور و خانواده خود بودند",
    "با نظریه‌پردازی و صدور تئوری نمی‌توان نیازهای جامعه را فراهم کرد فقط کار کردن اشخاص است که نفع یک جامعه را در پی دارد.",
    "مبنای اعمال یک شخص را نمی‌توان فقط علت و معلول دانست بلکه باید به دنبال دلیل و منطق هم بود.",
    "اگر مردانی قوی وجود نداشته باشند پس نبرد با گروهی که مثل فولاد محکم هستند کار مسخره‌ای است و حماقت است که اگر نیروی کمی‌داریم تصور کنیم که می‌توانیم دشمن قوی خود را از پای درآوریم.",
    "وقتی با جواب منفی از سوی مردم رو به رو می‌شوند به حیله و فریب و ظاهر سازی متوسل می‌شوند و قیافه حق به جانب به خود می‌گیرند و مردم را وادار به این بازی می‌کنند و مردم را دوباره فریب می‌دهند تا پای صندوق‌ها بیایند و رای خود را به نفع این حیله‌گران داخل صندوق بیاندازند.\nااین اتفاق هر بار و هر دوره تکرار می‌شود و نمایندگان هم چون کرم‌هایی در درونسیاست پیله می‌کنند و زمانی که به خوبی خود را از سیاست بارور و قوی کردند و از برگ‌های سیاست به نفع خود تغذیه کردند؛ پیله را می‌شکافند و به پرواز در می‌آیند.\nعجیب‌تر این است که این اتفاق بارها در آلمان تشکیل می‌شود و ملت در دام این حیله‌گران قرار می‌گیرند و نتیجه این فریب چیزی جز غلبه قدرت ستمکاران بر آنها نیست.\nآلمان مانند یک کودک است که از اوایل کودکی از رشد او جلوگیری شده و همواره سرکوب شده است و مشخص است که این کودک سرخورده در آینده توانایی استفاده خوب از فکر و اندیشه خود را نخواهد داشت.",
    "ملتی که از پستی و ناچیزی به بالاترین و عالی‌ترین مقام‌های سیاسی و اقتصادی برسد، سقوطی عمیق تر و خطرناک‌تر خواهد داشت.",
    "تاریخ بارها به ما نشان داده که ملتی که از راه زور، اسلحه را کنار گذاشتند با بدترین شکل ممکن حقارت و ننگ را پذیرفته است.",
    "در تحلیل وضع سیاسی کشورها به این نتیجه می‌رسیم که از سیصد سال پیش در تاریخ سیاسی کشورهای اروپایی؛ دولت انگلستان سهم بسیار مهمی داشته است.",
    "بسیاری از معلمان تاریخ نمی‌دانند که هدف از درس تاریخ آموزش حوادث جنگی به دانش آموزان نیست و حوادث جنگی فایده ای برای دانش آموزان ندارد. این که دانش آموز بداند تاریخ وقوع جنگ ها چه زمانی بوده و مارشال چندم در چه تاریخی به دنیا آمده است بی فایده است. چیزی که در جنگ ها مهم هست، علت وقوع جنگ و تحقیق درباره نبردها و حوادث تاریخ است.",
    "هرگاه به گذشته پدرم فکر می‌کردم که با اندامی‌لاغر و چهره ای خسته سالیان سال زحمت کشید تا به شغل کارمندی دست یابد در تصمیم خود مصمم تر می‌شدم. از این که غرور و سرسختی اولیه را به دست آورده بودم خرسند بودم. می‌خواستم اراده ای از خود نشان دهم که همه بدانند کودکی که در خانواده ای ناتوان و فقیر رشد کرده حالا با اراده خود به قله های بلند موفقیت دست یافته است.",
    "این سستی عقیده بدون شک به دلیل سوءاستفاده احزاب مذهبی از مذهب بود",
    "گذشته پدرم این موضوع را به او یاد داده بود که به جز نوکری کار دیگری انجام ندهد توقع داشت که پسرش هم مانند او شغل کارمندی را پیدا کند و ادامه دهد اما به این فکر نکرده بود که شاید فرزندش از قبول این تصمیم خودداری کند.",
    "این شکست است که زمینه یک پیروزی است.",
    "هدف از درس تاریخ آموزش حوادث جنگی به دانش آموزان نیست و حوادث جنگی فایده ای برای دانش آموزان ندارد. این که دانش آموز بداند تاریخ وقوع جنگ ها چه زمانی بوده و مارشال چندم در چه تاریخی به دنیا آمده است بی فایده است. چیزی که در جنگ ها مهم هست، علت وقوع جنگ و تحقیق درباره نبردها و حوادث تاریخ است.",
    "مردان بزرگ به خاطر افکار بزرگ و جدید خود است که تبدیل به مرد بزرگ می‌شوند چون حقایق را در اختیار مردم می‌گذارند و به همین علت است که از پایه گذاریجریان ها، مذاهب و ادیان همیشه استقبال می‌شود.\nنکته جالب توجه این است که هر چقدر فکر بزرگ‌تر باشد عملی کردن آن سخت تر خواهد شد،",
    "دولت باید از طریق آموزش و پرورش به جوانان آموزش دهد که بیماری و ناتوانی از نظر اجتماعی عیب و ننگ نیست اما انتقال آن به یک فرد بی گناه اشتباه است و جنایت به حساب می‌آید. پس اگر این افراد ناتوان، از بچه دار شدن جلوگیری کنند در واقع خدمت بزرگی را به صورت نامحسوس به نسل آینده خود کرده‌اند.",
    "اوضاع لباس پوشیدن هم مسئله‌ای است که باید به آن توجه شود چون همانطور که این روزها می‌بینیم جوانان ما همه تابع مدهای عجیب و گیج کننده شده اند و لباس ای گشاد را انتخاب می‌کنند و موقعیت‌ها را گم کرده اند و نمی‌دانند در کجا باید چه لباسی را بپوشند مشخص است که این افراد نمی‌توانند خود را برای کار کردن آماده کنند.",
    "مارکسیست‌ها همان یهودیان بیگانه بودند که در قالب دکتر یا فیلسوف در اجتماع و سیاست نفوذ کردند. آنها نه تنها در میان ملت بلکه در مجلس پارلمان و سیاستمداران نیز وارد شدند.",
    "اولین بار که نمونهٔ اولیه پرچم را دیدم بسیار خوشحال شدم و احساس کردم همه قسمت‌های پرچم به اهداف ما ربط دارد.\nرنگ قرمز نشانهٔ هدف اجتماعی ما و رنگ سفید نشانهٔ نمایندهٔ ملت بود و صلیب شکسته نشانهٔ مبارزه برای رسیدن به اهداف گذشته بود.",
    "تبلیغات سیاسی اصول خود را دارد، مثلا نباید در تبلیغات، دشمن را به سخره گرفت و او را کوچک کرد. دقیقا روزنامه‌های آلمان همین اشتباه را مرتکب می‌شدند و سربازان اتریش را تضعیف می‌کردند و در واقع سربازان خودی را فریب می‌دادند.\nسربازان فریب می‌خوردند و همه توان خود را برای از بین بردن دشمن به کار نمی‌گرفتند و جرات و جسارت آنها کم کم به تنبلی و سستی تبدیل می‌شد.",
    "یهودیان در پشت حیله‌گری ها و فریبکاری‌ها یک هدف بزرگ دارند و آن این است که روزی با ضعیف کردن دولت بتوانند دولت صهیونیستی ایجاد کنند اما باز هم این ظاهر کار است و در اصل ماجرا آنها به دنبال یک دولت مستقل مثل فلسطین نیستند که آن را به دست آورند و با استقلال زندگی کنند بلکه فلسطین را به عنوان مرکزی می‌خواهند تا با فعالیت گسترده خود بتوانند تمام دنیا را تحت نظر بگیرند و افکار مخرب خود را در همه جا توسعه دهند و در پناهگاه خود جنایتکاران زبردستی راتقویت کنند.\nاگر این روش به نتیجه برسد و ادامه پیدا کند در زمانی کوتاه یهودیان در همه جا پخش خواهند شد و آینده‌ای پیروز و درخشان خواهند داشت.\nهمه آنها برای این اهداف عالی تلاش می‌کنند. یک مرد یهودی با موهای تیره و چشمان گیرا و حیله گرش ساعت‌ها در کمین طعمه و قربانی خود می‌نشیند تا بتواند او را به دست آورد.",
    "در سال‌های اول جوانی هیچ چیز به اندازه این که می‌دیدم اداره جهان به دست عده‌ای دلال افتاده مرا تحت تاثیر قرار نمی‌داد. این یعنی در واقع آینده ملت‌ها به برد و باخت دلالان بستگی داشت.",
    "موضع من از همان ابتدا مشخص بود، نفرت از جنایتکاران بی لیاقتی که سختی های مردم را می‌دیدند و همچنان مردم را فریب می‌دادند.",
    "اگر روزی با یهودیان به جنگ برخیزم جنگ من جهاد بزرگی است که از سوی خداوند فرماندهی خواهد شد.",
    "انگلیسی‌ها همیشه به دنبال یافتن نیازها و تجهیزات مورد نیاز خود بدون استفاده از جنگ و اسلحه بوده ولی همیشه برای احتیاط تعدادی سرباز نظامی‌مسلح برای مواقع اضطرار خود داشتند.",
    "بسیاری از معلمان تاریخ نمی‌دانند که هدف از درس تاریخ آموزش حوادث جنگی به دانش آموزان نیست و حوادث جنگی فایده ای برای دانش آموزان ندارد. این که دانش آموز بداند تاریخ وقوع جنگ ها چه زمانی بوده و مارشال چندم در چه تاریخی به دنیا آمده است بی فایده است. چیزی که در جنگ ها مهم هست، علت وقوع جنگ و تحقیق درباره نبردها و حوادث تاریخ است.",
    "ملتی که از پستی و ناچیزی به بالاترین و عالی‌ترین مقام‌های سیاسی و اقتصادی برسد، سقوطی عمیق تر و خطرناک‌تر خواهد داشت.",
    "ملت‌های متمدن با توجه به محدودیت‌های زمین خود، افزایش جمعیت را متوقف می‌کنند اما ملل غیر متمدن به جای پیش گرفتن این سیاست شروع به تربیت انسان‌هایی به مانند حیوانات وحشی می‌کنند و در نهایت، این سیاست آنها باعث می‌شود دنیا مملو از این افراد وحشی شود و یا اینکه دنیا به دست افرادی با تعداد اندک اما نیروی زیاد بیفتد که در این صورت دنیایی خواهیم داشت که با دنیای الان بسیار متفاوت خواهد بود.",
    "این که دولتی تصور کند با زور اسلحه و جنگ می‌تواند اقتصاد خود را حفظ و پیشرفت دهد تصوری اشتباه است و انگلیس همیشه از راه دوستی و صلح، سیاست بازرگانی و اقتصادی خود را دنبال می‌کرد و با این سیاست بعد از گذشت دو قرن توانسته بود صاحب قدرت اقتصادی شود.",
    "یک کشور باید موازنه سیاسی و اقتصادی خود را حفظ کند در کشورهای بدون زمین انقلاب‌ها و اعتصاب‌ها از طرف کارگران شکل می‌گیرد و در این اتفاق، همه ملت باید مشارکت داشته باشند تا حداقل بتوانند استقلال خود را حفظ نمایند.",
    "اینکه کشور آلمان در بسیاری از جوامع اهمیت خود را از دست داده، تعجب آور نیست چرا که اینگونه به مردم آموزش داده شده که باید حس وطن پرستی را به دور انداخت و سبکبار بود تا هرکس بتواند در جای دیگر غیر از آلمان زندگی کند.\nاین ضرب المثل معروف است که می‌گوید: «کسی که کلاهش را در دست داشته باشد، نمی‌تواند تمام کشورها را گردش کند»!\nولی در مسائل دیگر کاملا حالت عکس وجود داشت؛ و آن اینکه: هر آلمانی هر چه که هست و در هر وضعیتی که باشد باید از امپراتور خود اطاعت کند و هر چه او می‌گوید بپذیرد.",
    "جامعه مانند یک زن است که در هر شرایطی به پشتیبانی همسرش نیاز دارد. یک ملت هم مصداق همان زن ناتوان است که به یک رهبر نیاز دارد تا بتواند به حیات خود ادامه دهد،",
    "بدون شک اگر کسی که درست سال اول همین قرن می‌زیسته سر از خاک بردارد و با یک جوان امروزی مقایسه شود در رتبه پایینی قرار خواهد گرفت و هر چقدر هم که در زمان خود نابغه و با استعداد بوده باشد الان با یک جوان چهارده ساله برابری خواهد کرد. حتی شاید فلاسفه بزرگی مثل ارسطو و افلاطون هم در زمان حال افرادی عادی و مبتدی باشند.\nاین مثال‌ها به خوبی نشان می‌دهد که استعداد و هوش انسان بر اثر گذشت زمان تغییر می‌کند و برای این تغییر هیچ میزان و مقیاسی وجود نخواهد داشت.",
    "رهبر یک حزب هم باید صفات خاص خود را داشته باشد. اول از همه باید نظریه‌پرداز قابلی باشد و در مرحلهٔ بعدی باید یک روانشناس حرفه‌ای باشد و اختلافات و طرز فکر و سطح فکر افراد را بشناسد البته قبل از شناخت و قضاوت دیگران باید خود را به خوبی بشناسد و در ضمن توانایی نفوذ در افراد را داشته باشد خصوصیت بعدی که یک رهبر و بنیانگذار باید داشته باشد این است که به کاری که انجام می‌دهد ایمان داشته باشد.",
    "مخالفت نمایندگان مجلس (رایشتاگ) با امپراتور مرا خشمگین می‌کرد چون من اعتقاد داشتم کسی که رهبری جامعه به عهده اوست حق دخالت مستقیم در امور کشوری را دارد.",
    "تجربه نشان می‌دهد هر دولتی با انگلیس هم پیمان شده در جنگ پیروز شده و طبق گفته ناپلئون روسیه نان است و انگلیس آب!",
    "کدام قدرت است که قرار است آلمان را حفظ کند؟\nپاسخ قاطعی برای سوال خود نداشتم زیرا این مسئله به شرایط زمانی و مکانی و فعالیت موثر ملت بستگی داشت",
    "دولت به معنی ملت است و اگر دولت از ملت نباشد دولت زوال پذیر خواهد بود.",
    "این فلسفه که یک نویسندهٔ احمق خود را بالاتر از یک کارگر یا یک مکانیک می‌داند محصول تعلیم و تربیت جدید ماست و نتیجهٔ آن همان است که مارا از سر منزل تمدن دور می‌دارد!",
    "برای حفظ آزادی یک ملت باید آن ملت استقلال سیاسی داشته باشد هر چند قدرت صنعتی و بازرگانی وابسته به حسن سیاست دولت‌ها است.",
    "انسان زود به فقر و گرسنگی عادت می‌کند و به همه چیز بدبین می‌شود.",
    "چون نمی‌توانستم درک کنم که یک آلمانی یهودی هم می‌تواند آلمان را به اندازه آلمانی ها دوست داشته باشد.",
    "مسلم است که هیچ ملتی آنچه با زور و قدرت نمایی به دست آورده با میل و رغبت حاضر نیست به دیگران تقدیم نماید پس این گونه می‌شود که هر شخص برای حفظ خود و موجودیت خود و آن چیزی از حق او که از او گرفته شده تلاش می‌کند تا با زور و قدرت دوباره به دست آورد.\nاگر گذشتگان می‌خواستند با مهربانی و بخشش همه آن چیزی که دارند را به دیگران ببخشند اکنون ما مالک نیمی‌از چیزی که حالا در دست داریم هم نبودیم. مدتی دچار کناره گیری بودیم اما امروز ناچاریم مانند گذشتگان به سمت شرق پیشروی کنیم.",
    "یهودیان در پشت حیله‌گری ها و فریبکاری‌ها یک هدف بزرگ دارند و آن این است که روزی با ضعیف کردن دولت بتوانند دولت صهیونیستی ایجاد کنند اما باز هم این ظاهر کار است و در اصل ماجرا آنها به دنبال یک دولت مستقل مثل فلسطین نیستند که آن را به دست آورند و با استقلال زندگی کنند بلکه فلسطین را به عنوان مرکزی می‌خواهند تا با فعالیت گسترده خود بتوانند تمام دنیا را تحت نظر بگیرند و افکار مخرب خود را در همه جا توسعه دهند و در پناهگاه خود جنایتکاران زبردستی راتقویت کنند.",
    "در هر حال من بعد از دو سال به طور کامل نظریات سوسیال دموکرات را دریافتم و آنها را به خوبی شناختم.\nآنها مانند تروریست های اندیشمند بودند که روش های به خصوص خود را داشتند. آنها به مردم دروغ‌های بزرگی می‌گفتند و با این دروغ ها ترس و استرس بین رقیبان خود ایجاد می‌کردند و این کار را تا جایی ادامه می‌دادند تا رقبا را کنار بزنند و عده ای از ملت احمق را به امید داشتن آزادی تسلیم خود کنند.",
    "هوش و استعداد انسان بر اثر ارتباط با عوامل خارجی پیشرفت می‌کند و مسائل اجتماعی تاثیر مستقیم بر روی انسان خواهد داشت و تجربه به بزرگ شدن و پیشرفت انسان کمک شایانی خواهد کرد.",
    "تعادل در صنعت و تجارت اساس زندگی یک ملت است.",
    "بدون شک حفظ انسانیت روزی یکی از اساسی‌ترین علل جنگ‌های سخت خواهد بود",
    "تعادل در صنعت و تجارت اساس زندگی یک ملت است.",
    "دوران جوانی بهترین فرصت برای کسب تجربه و سرمایه گذاری برای آینده است و آنان که در سال های کهنسالی پیروز و موفق هستند در دوران جوانی به سرمایه گذاری و کسب تجربه پرداخته اند.",
    "مسائل مالی و اقتصادی از نظر ما آلمانی ها اهمیتی نداشت از این رو خواهان اتحاد مالی و اقتصادی این دو کشور نبودیم اما اتحاد این دو کشور می‌توانست استقلال سیاسی آلمان ها را حفظ کند، آرزویی که ما داشتیم مانند این بود که از جوانان آلمانی بخواهیم به خانواده ها بیایند و کانون خانواده ها را حفظ کنند.",
    "در کل بعد از پیدایش یک تفکر و عقیده و مذهب پاک کردن یا از بین بردن آن از طریق نیروی نظامی‌تقریبا غیر ممکن است چون آن فکر مانند خون در رگ و اعصاب افراد آن حزب جریان دارد و انعقاد این خون به وسیله زور و فشار نظامی‌بسیار سخت است.",
    "نکته دیگر درباره مخالفت با افکار و عقاید جدید این است که هر چقدر یک عقیده مخالفان بیشتری داشته باشد طرفداران بیشتری را به سمت خود جذب می‌کند به همین دلیل است که این اعتقادات را باید در نطفه خفه کرد و نباید اجازه داد تا پیشروی کنند.",
    "مردم حاضر به دنبال کردن ایده آل به خصوص خود نیستند و برای خودشان اعتقاد مخصوص دارند. بدون اینکه ریشهٔ این اعتقاد را بشناسند.",
    "من با خشونت، ترور و ایجاد وحشت موافق بودم و آنها همگی در پی دموکراسی بودند. بحث و جدال در بین ما تا جایی پیش رفت که مرا مجبور به ترک گروهشان کردند و من چون یک تنه در مقابل آنها قرار گرفته بودم مجبور به ترک گروه آنها شدم.",
    "هر چقدر یک سیاستمدار از افکار خود کناره‌گیری کند باعث می‌شودزحمات و پیروزی‌های او ساده انگاشته شود و سریع و زود گذر باشد.",
    "بدون شک بسیاری از مردم در برابر مشکلات اینگونه عمل می‌کنند یعنی فکر می‌کنند همه چیز را می‌دانند اما یک مسئله ساده که هزاران بار در جلوی چشمان آنها اتفاق افتاده را نمی‌توانند حل کنند.",
    "بدون شک حفظ انسانیت روزی یکی از اساسی‌ترین علل جنگ‌های سخت خواهد بود",
    "همان طور که قبلا هم بارها گفتم روش آنها برای نابودی دشمن جنگ و مبارزه نیست بلکه آنها از روش نشر اکاذیب و افترا زدن به افراد برای مبارزه استفاده می‌کنند.",
    "قهرمانان دروغگو همیشه خود را افرادی درست و با تقوا نشان می‌دادند که با حیله‌گری اشتباهات خود را به گردن دیگران می‌اندازند",
    "م کارل بوگر و حزب مسیحی",
    "در ابتدای سال ۱۹۱۴ سم‌پاشی یهودی‌ها نتیجه نداد و نتوانست در گروه کارگران نفوذ کنند اما با فاصله چند هفته آمریکایی‌ها با شعار دوستی و برادری با کارگران شروع به دخالت کردند.\nمتاسفانه فرماندهان و سیاستمداران آلمانی وظایف خود را به خوبی انجام نمی‌دادند و زمانی که می‌دیدند تفکرات ناسیونالیستی در بین کارگران درحال رشد است از آن جلوگیری نمی‌کردند و به هیچ عنوان قدرت تشخیص خطر را نداشتند و این ناکفایتی باعث شد در حالی که عده‌ای در جلوی جبهه‌ها جان‌فشانی می‌کردند در عقب جبهه یهودیان افکار منفی را پراکنده سازند.",
    "اتحاد اتریش و آلمان آرزوی هر آلمانی بود این آرزو تا آنجا پیشرفته بود که همین شهر کوچک مرزی که من در آن زاده شدم میدان جنگ های پی در پی و زیادی بود و جوانان شجاع و دلاوری در این راه حاضر نشدند تا خاک خود را به بیگانگان بسپارند و جان سپردند.",
    "اعتقاد من همیشه این بود که دوران جوانی بهترین فرصت برای کسب تجربه و سرمایه گذاری برای آینده است و آنان که در سال های کهنسالی پیروز و موفق هستند در دوران جوانی به سرمایه گذاری و کسب تجربه پرداخته اند.",
    "بعد از مدت ها دریافتم که نه تنها مارکسیست و سوسیال دموکرات باهم یکی نیستند بلکه چه چهره خبیثی در پشت این ماسک های زیبای تقوا و پرهیزگاری پنهان شده است. فهمیدم اگر این گروه به قدرتی برسند کشتارهای عظیمی‌رخ خواهد داد.",
    "من بعد از دو سال به طور کامل نظریات سوسیال دموکرات را دریافتم و آنها را به خوبی شناختم.\nآنها مانند تروریست های اندیشمند بودند که روش های به خصوص خود را داشتند. آنها به مردم دروغ‌های بزرگی می‌گفتند و با این دروغ ها ترس و استرس بین رقیبان خود ایجاد می‌کردند و این کار را تا جایی ادامه می‌دادند تا رقبا را کنار بزنند و عده ای از ملت احمق را به امید داشتن آزادی تسلیم خود کنند.",
    "بعد از تحقیق و مطالعه دریافتم که مدیر کارخانه ها و تولید کنندگان مواد آلوده و کثیف همه یهودی هستند، تهیه کننده اکثر قرص ها، داروها و مواد غذایی مسموم و تقلبی یهودی ها بودند و بعد به این نتیجه رسیدم هرچیزی که به دست یهودی ها در کارخانه ها و کارگاه‌ها تهیه و تولید شود تقلبی و آلوده هست.\nانحرافاتات ادبی که باعث انحراف و فساد جوانان می‌شد و هم چنین فیلم ها و نمایش‌های فاسد همه به دست کسانی ساخته و اداره می‌شد که یهودی بودند و یک صدم جمعیت کشور را تشکیل داده بودند.",
    "اراضی زیاد در یک کشور از پایه های زندگی سیاسی و اجتماعی است و هرچقدر زمین بیشتری در اختیار یک کشور و ملت باشد بهتر می‌تواند خود را نیرومند کند و از طبیعت و قوانین آن استفاده کند.\nکشورهای وسیع و بزرگ، قدرتمندتر از کشورهای کوچک و محدود هستند و کشورهای وسیع مقاومت بیشتری در مقابل حملات دشمنان از خود نشان می‌دهند.",
    "ملت آلمان برای او همیشه به عنوان سوالی بی جواب خواهد بود. چون کشور آلمان تنها کشوری بود که سال‌های طولانی با قدرت استثنایی توانست امپراتوری بزرگی را اداره کند اما درآستانه جنگ وضعیت تغییر کرد.\nآلمان مانند حیوانی بزرگ بود که ماری بر آن زهر ریخته باشد و او را ناتوان کرده باشد به گونه ای که این حیوان عظیم الجثه دیگر توان سرپا ایستادن را نداشت.\nاین مار با زهر کشنده، مارکسیست بود که در وجود این ملت رخنه کرده بود و توانسته بود ملتی با روحیه قهرمانی را این چنین ضعیف و ناتوان کند.",
    "عمق سقوط هر ملت به فاصله بین وضعیت حاضر و گذشته آن ملت بستگی دارد. ملتی که از پستی و ناچیزی به بالاترین و عالی‌ترین مقام‌های سیاسی و اقتصادی برسد، سقوطی عمیق تر و خطرناک‌تر خواهد داشت.",
    "ملتی که خود را تسلیم دیگران کند و اختیار خود را از دست بدهد آینده‌ای جز نابودی خود و آیندگان خود را ندارد و این سرنوشتی است که خود آنها برای خود انتخاب کرده اند و نباید بابت آن شکایتی داشته باشند.\nو در واقع این شکست است که زمینه یک پیروزی است.",
    "آنها را مانند یک زخم عفونی در بدن می‌دیدم که به محض فروبردن تیغ در آن، کرم های کثیف و آلوده از آن بیرون می‌زند.",
    "فلسفه یهودیان به گونه ای بود که پایه های زندگی انسانی و طبیعی را خراب می‌کرد و به ارائه نیروی غیرانسانی در جامعه می‌پرداخت. انها منکر ارزش های نژادی و شخصی می‌شدند و از رسیدن به تمدن خودداری می‌کردند و در کل آنها به دنبال نابودی افراد روی زمین بودند.\nشاید خدایی ناکرده این عقاید روزی در جهان دیده شود، مطمئن هستم آن روز آخر دنیا خواهد بود و مردمان یک روز خوش و آرام را نخواهند دید و طولی نمی‌کشد که هیچ موجود زنده ای روی زمین باقی نخواهد ماند.\nاین مسائل را می‌دانم و اگر روزی با یهودیان به جنگ برخیزم جنگ من جهاد بزرگی است که از سوی خداوند فرماندهی خواهد شد.",
    "بنابراین خوانندگان روزنامه ها سه دسته اند:\nاول: کسانی که همه آنچه می‌خوانند باور می‌کنند.\nدوم: کسانی که هیچ چیز از نوشته‌ها را باور نمی‌کنند.\nسوم: گروهی که همه چیز را به باد انتقاد می‌گیرند.",
    "گریستن برای کسانی که جان خود را برای وطن از دست داده اند جایز نیست.",
    "مردان بزرگ به خاطر افکار بزرگ و جدید خود است که تبدیل به مرد بزرگ می‌شوند چون حقایق را در اختیار مردم می‌گذارند و به همین علت است که از پایه گذاریجریان ها، مذاهب و ادیان همیشه استقبال می‌شود.",
    "هر چقدر فکر بزرگ‌تر باشد عملی کردن آن سخت تر خواهد شد",
    "در اثر تبلیغات منفی مارکسیست‌ها، آلمانی‌ها کم کم اعتقادات و مقدسات مذهبی خود را از دست دادند شاید این مسئله خیلی مهم به نظر نرسد اما در باورهای مردم تاثیر داشت.\nاین سستی عقیده بدون شک به دلیل سوءاستفاده احزاب مذهبی از مذهب بود.\nاین کارشکنی‌ها و بی نظمی‌ها نتایجی داشت که بیشترین فشار را بر سر ملت وارد می‌کرد و این ضعف در عقاید کم‌کم در مسائل اجتماعی نمایان شد و ملت آلمان را در سراشیبی سقوط قرار داد.",
    "که هر گاه کشوری قدرتمند باشد طبیعتا سرمایه آن هم رو به افزایش خواهد رفت و دولت باید از سرمایه ملی مراقبت نماید و آنها را در جهت پیشرفت کشور استفاده نماید و نباید آنها را به دست افرادی منفعت طلب بسپارد.",
    "از سوی دیگر از نظر اقتصادی دولت را به سمت ورشکستگی سوق می‌دهند و کنترل اقتصاد را به دست می‌گیرند و زمانی که یک دولت از نظر مالی تحت فشار باشد خیلی راحت می‌توان افکار انقلابی را در آن جامعه گسترش داد.",
    "از نظر سیاسی همه ازهمکاری با دولت بی پول و ورشکسته خودداری می‌کنند و با تبلیغات سیاسی اعتماد مردم را از دولت سلب میکنند و عوامل مقاومت را نابود می‌کنند.",
    "هم چنین فرهنگ و هنر کشور را تخریب می‌کنند و افکار مردم را منحرف ساخته و افکار محکم و درست آنها را از بین می‌برند. و حالا زمانی است که شروع به مسخره کردن دین و مذهب و آداب و رسوم می‌کنند و آخرین قدرت ملت را هم از آنها می‌گیرند.",
    "مجلس پارلمان برای نمایندگان، محل خدایی و آقایی است و بعد از اتمام دوره چهارساله نمایندگی، آنها همچون حیوانی رام و آرام می‌شوند و دست از عربده کشی و درندگی برمی‌دارند و مردم را برای دوره بعدی آماده می‌کنند، کارهایی که برای مردم انجام داده‌اند را بزرگنمایی می‌کنند و می‌خواهند که مردم یکبار دیگر پشت آنها بایستند و رای خود را به نفع آنها داخل صندوق‌ها بیاندازند.\nوقتی با جواب منفی از سوی مردم رو به رو می‌شوند به حیله و فریب و ظاهر سازی متوسل می‌شوند و قیافه حق به جانب به خود می‌گیرند و مردم را وادار به این بازی می‌کنند و مردم را دوباره فریب می‌دهند تا پای صندوق‌ها بیایند و رای خود را به نفع این حیله‌گران داخل صندوق بیاندازند.",
    "ااین اتفاق هر بار و هر دوره تکرار می‌شود و نمایندگان هم چون کرم‌هایی در درونسیاست پیله می‌کنند و زمانی که به خوبی خود را از سیاست بارور و قوی کردند و از برگ‌های سیاست به نفع خود تغذیه کردند؛ پیله را می‌شکافند و به پرواز در می‌آیند.\nعجیب‌تر این است که این اتفاق بارها در آلمان تشکیل می‌شود و ملت در دام این حیله‌گران قرار می‌گیرند و نتیجه این فریب چیزی جز غلبه قدرت ستمکاران بر آنها نیست.",
    "اتفاقات مهم سیاسی و نتایج آن همگی به ملت مربوط می‌شود و ملت باید درباره آن نظر دهند.",
    "به اعتقاد من و با توجه به تحقیقات من یهود هوش و استعداد نژادی ندارد تا بتواند یک تمدن منحصر به فرد را برای خودش به وجود آورد و همواره از دیگران هم چون میمونی تقلید کار، تقلید و الگوبرداری می‌کنند و ذهن خلاق برای ساخت افکار جدید و خلاقانه ندارند.\nآنها برای ایجاد یک تمدن جدید ساخته نشده‌اند و فقط برای خرابی و ویرانی یک تمدن به وجود آمده اند. آنها از مدت‌ها قبل کشور و دولت مخصوص به خود نداشته اند و در وجود آنها حک شده که باید بین دیگر مردم زندگی کنند و اگر یک روز آنها صاحب یک کشور و حد و مرز شوند نمی‌توانند دولت خود را حفظ کنند.\nیکی از مزایای اخلاقی آنها چادرنشینی است البته حتی نمی‌توان کاملا آنها را چادرنشین تلقی کرد چون چادرنشینان برای تامین زندگی خود کار می‌کنند و باهم همکاری دارند اما یهودیان هیچ‌گاه نمی‌توانند چنین اخلاقی داشته باشند چون آنها حتی نمی‌خواهند برای دیگران زحمت بکشند.",
    "اگر دولت یهود قصد توسعه یک زمین را داشته باشد آن زمین هیچ حد و مرز مشخصی ندارد و آنها ملتی هستند که حدودی را برای خود قائل نیستند و بنابراین کشور با این همه اوصاف و با وجود هوشیاری و استعداد یهودیان نمی‌تواند برای آنها تمدنی حقیقی در نظر بگیرد چون چیزی که آنها امروز به عنوان تمدن دارند چیزی است که از دیگران اخذ کرده اند و آن را کاملا تغییر داده و خراب کرده‌اند و به شکل یک تمدن خودساخته تحویل جوامع داده اند.",
    "در بین مسائل مختلف و سرگرمی‌ها به مسائل سیاسی علاقه زیادی داشتم، این علاقه هیچ گاه باعث نشد آزادانه راجع به مسائل سیاسی بحث کنم. همیشه اعتقاد داشتم باید با مطالعه و تفسیر فراوان پا در یک مسیر گذاشت و به بحث درباره یک مسئله پرداخت. در دوران کودکی عادت کرده بودم هر چیزی را که مطالعه می‌کنم در ذهنم حفظ کنم و تجزیه و تحلیل کنم و نتیجه بگیرم.",
    "از نظر من هنوز هم شیوه تدریس دو درس جغرافیا و تاریخ در آلمان و اتریش درست نیست، بسیاری از معلمان تاریخ نمی‌دانند که هدف از درس تاریخ آموزش حوادث جنگی به دانش آموزان نیست و حوادث جنگی فایده ای برای دانش آموزان ندارد. این که دانش آموز بداند تاریخ وقوع جنگ ها چه زمانی بوده و مارشال چندم در چه تاریخی به دنیا آمده است بی فایده است. چیزی که در جنگ ها مهم هست، علت وقوع جنگ و تحقیق درباره نبردها و حوادث تاریخ است.",
    "فلسفه یهودیان به گونه ای بود که پایه های زندگی انسانی و طبیعی را خراب می‌کرد و به ارائه نیروی غیرانسانی در جامعه می‌پرداخت. انها منکر ارزش های نژادی و شخصی می‌شدند و از رسیدن به تمدن خودداری می‌کردند و در کل آنها به دنبال نابودی افراد روی زمین بودند.\nشاید خدایی ناکرده این عقاید روزی در جهان دیده شود، مطمئن هستم آن روز آخر دنیا خواهد بود و مردمان یک روز خوش و آرام را نخواهند دید و طولی نمی‌کشد که هیچ موجود زنده ای روی زمین باقی نخواهد ماند.\nاین مسائل را می‌دانم و اگر روزی با یهودیان به جنگ برخیزم جنگ من جهاد بزرگی است که از سوی خداوند فرماندهی خواهد شد.",
    "تعادل در صنعت و تجارت اساس زندگی یک ملت است.\nزمانی که یک ملت تعادل بین نیازها و محصولات و زمین‌ها را برقرار سازدمی‌تواند استقلال خود را در برابر بیگانگان حفظ کند و در بحران‌های سیاسی، آزادی کامل برای آنها فراهم شود.",
    "کشور آلمان هم برای حفظ بقای خود راهی جز افزایش اراضی خود در اروپا ندارد.\nبه دست آوردن مستعمره یکی از مسائل مهم و اساسی برای آلمان است و کاملا مشخص است که با اوضاع اروپا در قرن نوزدهم این هدف بدون جنگ و خونریزی به دست نمی‌آید. رایش برای رسیدن به این هدف باید همه سیاست ها را کنار بگذارد و حقایق را در نظر بگیرد و با توسل به جنگ به مقصود خود برسد.\nهر چند جنگ مارا به هدف خود می‌رساند اما همین جنگ هم شرایط به خصوصی را می‌خواهد. شرایطی مثل تجهیزات کامل و اتحاد سیاسی.\nناپلئون اذعان کرده بود که اگر نان خود را از روسیه و آب را از انگلیس می‌گرفتم اکنون صاحب دنیا می‌شدم.\nسیاست آلمان هم باید به همین شکل می‌بود. اگر به دنبال زمین در اروپا بود باید با روسیه هم پیمان می‌شد و نان و غذای ملت را فراهم می‌کرد.",
    "مجلس پارلمان برای نمایندگان، محل خدایی و آقایی است و بعد از اتمام دوره چهارساله نمایندگی، آنها همچون حیوانی رام و آرام می‌شوند و دست از عربده کشی و درندگی برمی‌دارند و مردم را برای دوره بعدی آماده می‌کنند، کارهایی که برای مردم انجام داده‌اند را بزرگنمایی می‌کنند و می‌خواهند که مردم یکبار دیگر پشت آنها بایستند و رای خود را به نفع آنها داخل صندوق‌ها بیاندازند.",
    "خدا کند که قبرها باز نشوند و سربازان جوانی که در جبهه جنگ پرپر شدند از آنها بیرون نیایند و بدبختی ما را نبینند که اگر این اتفاق بیافتد به ما خواهند گفت که حق نداشتیم وقتی هنوز با هم مشکل داریم آنها را به جبهه بفرستیم.\nچرا خون سربازان به زمین ریخته شد و در پی آنها دوستانشان به ابدیت پیوستند؟ چرا جوان هفده ساله جان خود را در جبهه‌های جنگ فلاندر از دست داد؟ چرا سربازان آلمانی با بی خوابی و در گرما و سرما از خود فداکاری نشان دادند؟",
    "یهودیان در پشت حیله‌گری ها و فریبکاری‌ها یک هدف بزرگ دارند و آن این است که روزی با ضعیف کردن دولت بتوانند دولت صهیونیستی ایجاد کنند اما باز هم این ظاهر کار است و در اصل ماجرا آنها به دنبال یک دولت مستقل مثل فلسطین نیستند که آن را به دست آورند و با استقلال زندگی کنند بلکه فلسطین را به عنوان مرکزی می‌خواهند تا با فعالیت گسترده خود بتوانند تمام دنیا را تحت نظر بگیرند و افکار مخرب خود را در همه جا توسعه دهند و در پناهگاه خود جنایتکاران زبردستی راتقویت کنند.",
    "روزهایی را به یاد می‌آورم که در آن شهر به سختی تلاش می‌کردم و یک شاگرد نقاش بودم. با اینکه تمام روز تلاش می‌کردم باز هم بعضی از شب ها سر گرسنه بر بالین می‌گذاشتم.",
    "من بعد از دو سال به طور کامل نظریات سوسیال دموکرات را دریافتم و آنها را به خوبی شناختم.\nآنها مانند تروریست های اندیشمند بودند که روش های به خصوص خود را داشتند. آنها به مردم دروغ‌های بزرگی می‌گفتند و با این دروغ ها ترس و استرس بین رقیبان خود ایجاد می‌کردند و این کار را تا جایی ادامه می‌دادند تا رقبا را کنار بزنند و عده ای از ملت احمق را به امید داشتن آزادی تسلیم خود کنند.",
    "آنها مانند تروریست های اندیشمند بودند که روش های به خصوص خود را داشتند. آنها به مردم دروغ‌های بزرگی می‌گفتند و با این دروغ ها ترس و استرس بین رقیبان خود ایجاد می‌کردند و این کار را تا جایی ادامه می‌دادند تا رقبا را کنار بزنند و عده ای از ملت احمق را به امید داشتن آزادی تسلیم خود کنند.",
    "البته فساد مالی خود در دگرگون کردن یک جامعه، از یک جنگ واقعی موفق تر است!",
    "اگر در قرن‌های گذشته قهرمانان بزرگ دنیا خود را در میان جنگ به کشتن می‌دادند برای تحصیل نان روزانه خود نبود بلکه عشق به میهن و به منظور به دست آوردن افتخار، عزیزترین ذخائر زندگی-جان- خود را نثار می‌کردند.",
    "انسان فقط برای لذت بردن از از مسائل مادی زندگی نمی‌کند و این اصل مهم به انسان یاد خواهد داد که روزی فرا می‌رسد که آدمی‌بتواند حد اعلای سعادت را به طور شرافتمندانه از کار و زحمت خودبه دست آورد.",
    "اگر در یک اصطبل تعدادی اسب از یک نژاد باشد ممکن است بعضی از آنها خصوصیات بهتری داشته باشند، جدا کردن این دسته از اسب‌ها و جفت‌گیری آنها با ماده‌های اصیل می‌تواند باعث به وجود آمدن اسب‌هایی خاص و اصیل شود که با دیگر هم نژادان خود متفاوت است. این اصل را در هر زمینه‌ای که مطرح کنیم صحیح است و نتیجه مثبت خواهد داد.",
    "مسیحیت با ورود خود تنها آزادی را از ملت نگرفت. اگر چه مردم در آن روزها آزادی تفکر داشتند و می‌توانستند به میل خود فکر کنند و زندگی را با اندیشه‌های خود بگذرانند اما مسیحیت با ایجاد قیدوبندهای جدید و ترس از عذاب جهنم یک محیط خفقان را با ایجاد مقررات جدید بر مردم حاکم کرد چرا که یک مسیحی اگر در اندیشه خود نیز خطایی کند خود را در مقابل خداوند محکوم ساخته است.\nاگر چه این قید و بندها ابتدا برای مردم مهم نبود اما هر چه زمان گذشت مردم روشن‌تر شدند. احساس کردند که قرن‌های متمادی است که در اسارت و بندگی به سر می‌برند که در تاریخ قدیم هرگز نبوده است.",
    "وحشتی که مذهب در آنها ایجاد کرده بود باعث می‌شد دیگر نتوانند هر جا که می‌خواهند زندگی کنند و هر طور مایلند رفتار کنند در واقع وحشت مذهب همواره دنبال آنها بود.",
    "تعادل در صنعت و تجارت اساس زندگی یک ملت است.",
    "مردم، کشور را دوست داشتند و در آن زندگی می‌کردند اما حسی به کشور نداشتند، آن را نمی‌شناختند و برای آن ارزش قائل نبودند چون صفات و فضائل انسانی مردم ضعیف و تخریب شده بود.\nاینکه کشور آلمان در بسیاری از جوامع اهمیت خود را از دست داده، تعجب آور نیست چرا که اینگونه به مردم آموزش داده شده که باید حس وطن پرستی را به دور انداخت و سبکبار بود تا هرکس بتواند در جای دیگر غیر از آلمان زندگی کند.",
    "بدون شک حفظ انسانیت روزی یکی از اساسی‌ترین علل جنگ‌های سخت خواهد بود و انسان که مخلوطی از صفات مختلف مثل خود خواهی و نادانی است یک روز مجبور است برای حفظ انسانیت خود قیام کند.",
    "طبق گفته ناپلئون روسیه نان است و انگلیس آب!",
    "در این بنگاه‌های اقتصادی، معمولا انگلیسی‌ها و تاجران و دلالان را دور هم جمع می‌کردند و فعالین این دورهمی‌های اقتصادی آلمانی‌ها بودند و یهودیان هم با تیپ های بورژوا و ثروتمند، واسطه معاملات بودند.",
    "حقیقت این است که انسان موجودی است که نمی‌تواند بر طبیعت مسلط شود، او فقط یک فرد با اطلاع است که بر طبق شناسایی اصول و قوانین و اسرار طبیعت می‌تواند آقای دنیا شود اما هرگز نمی‌تواند آنچه را که طبیعت دنیا و جهان هستی هست را برهم زده و یا واژگون کند.",
    "گروه‌های مذهبی هم فعالیت‌های خاص خود را داشتند و اغلب آنها تحت تاثیر مطبوعات دشمن قرار گرفته بودند و در واقع تمام فعالیت آنها این بود که ملت را از مبارزات عمومی‌منحرف کرده و به جای اینکه کسی را به سوی مبارزه رهبری کنند، گروه مهم و قابل توجهی را سرگرم مبارزات بی‌نتیجهٔ مذهبی کرده بودند و اغلب جنبش‌های مذهبی به ضرر ملت تمام می‌شد و هیچ جنبه مثبت و مفیدی نداشت و از این جهت بود که جنبش تازه کار جوانان ما با یک برنامه‌ریزی دقیق قصد داشت رهبر این جنبش‌های مذهبی را که گروه راسیست نام داشتند و خود را نژاد برتر از دیگران می‌دانستند؛ جذب خود کند.\nاین گروه که البته طرفداران خیلی زیادی داشتند، دارای نام و نشانی مبهم بودند و دارای عقایدی بودند که با عقاید عمومی‌هیچ هماهنگی نداشت و هرکس مطابق فکر و سلیقه خود این حزب را تفسیر می‌کرد.",
    "گروه‌های مذهبی هم فعالیت‌های خاص خود را داشتند و اغلب آنها تحت تاثیر مطبوعات دشمن قرار گرفته بودند و در واقع تمام فعالیت آنها این بود که ملت را از مبارزات عمومی‌منحرف کرده و به جای اینکه کسی را به سوی مبارزه رهبری کنند، گروه مهم و قابل توجهی را سرگرم مبارزات بی‌نتیجهٔ مذهبی کرده بودند و اغلب جنبش‌های مذهبی به ضرر ملت تمام می‌شد و هیچ جنبه مثبت و مفیدی نداشت و از این جهت بود که جنبش تازه کار جوانان ما با یک برنامه‌ریزی دقیق قصد داشت رهبر این جنبش‌های مذهبی را که گروه راسیست نام داشتند و خود را نژاد برتر از دیگران می‌دانستند؛ جذب خود کند.\nاین گروه که البته طرفداران خیلی زیادی داشتند، دارای نام و نشانی مبهم بودند و دارای عقایدی بودند که با عقاید عمومی‌هیچ هماهنگی نداشت و هرکس مطابق فکر و سلیقه خود این حزب را تفسیر می‌کرد.",
    "افرادی در لباس دوستی و وطن پرستی جان هزاران نفر را به خطر انداخته اند.\nحالا سوال و مسئله اینجا مطرح می‌شود که این افراد از کجا آمده اند که به جای فداکاری و خدمتگزاری این کار را انجام می‌دهند و چه اتفاقی باعث شده که این افراد فاسد و خیانت کار در آغوش جامعه تربیت شوند؟\nآیا دولت ها زحمت آموزش حس وطن پرستی را به خود نداده‌اند؟\nپس برای تربیت جوانان خود چه کرده‌اند؟",
    "تنها سرگرمی‌من در آن سالها خواندن کتاب بود، سرگرمی‌که به خاطر به دست آوردن آن مجبور بودم اغلب اوقات خود را بدون غذا سر کنم به همین دلیل کتاب ها را با علاقه و عمیق مطالعه می‌کردم.",
    "اعتقاد من همیشه این بود که دوران جوانی بهترین فرصت برای کسب تجربه و سرمایه گذاری برای آینده است و آنان که در سال های کهنسالی پیروز و موفق هستند در دوران جوانی به سرمایه گذاری و کسب تجربه پرداخته اند.",
    "بورژواها مالکان و صاحب زمین بودند و کارگر ها کسانی که باید نان خود را با زحمت به دست می‌آوردند. بدیهی است که کنار آمدن این دو طبقه اجتماعی با یکدیگر بسیار سخت و در اغلب اوقات غیر ممکن بود.",
    "بدون شک حفظ انسانیت روزی یکی از اساسی‌ترین علل جنگ‌های سخت خواهد بود و انسان که مخلوطی از صفات مختلف مثل خود خواهی و نادانی است یک روز مجبور است برای حفظ انسانیت خود قیام کند. نیازهای انسان هرروز افزایش می‌یابد و او نمی‌تواند از حق و نیازهایش صرف نظر کند و تا سرحد مرگ برای نیازهایش تلاش خواهد کرد.",
    "دولت اگر بتواند با قدرتمند کردن زندگی سیاسی خودش از مارکسیست نجات یابد می‌تواند به اقتصاد خود کمک کند. دولت باید بین نیازها تعادل ایجاد کند تا عده‌ای مجبور به زحمت کشیدن برای طبقه‌ای ممتاز نباشند. جمله معروف در این باره این است: تعادل در صنعت و تجارت اساس زندگی یک ملت است.",
    "ناپلئون اذعان کرده بود که اگر نان خود را از روسیه و آب را از انگلیس می‌گرفتم اکنون صاحب دنیا می‌شدم.",
    "مثالی در این مورد وجود دارد که سربازان همیشه پا جای فرماندهان خود می‌گذارند و اگر فرماندهان بلغزند سربازان نیز خواهند لرزید.",
    "در هنگام اعزام به جبهه در ۱۹۱۴ بسیار خوشحال بودیم و تب و تاب جنگ داشتیم اما هنگام بازگشت از جنگ زمانی که جنگ به اتمام رسیده بود همه در سکوت و بغض بودیم.\nخوشحالی فقط این بود که زنده مانده بودیم و یکبار دیگر وارد وطن شده بودیم. اما غمی‌در دل ما بود چون با شرافت سربازی و وظیفه سربازی با دست خالی و شرمسار و شکست خورده بازگشته بودیم.",
    "زمانی که وظایف این جوانان را به آنها اعلام می‌کردم شعله‌های آتش را در چشمان آنها می‌دیدم که می‌خواستند با آن شعله‌ها جهان را به آتش بکشند.",
    "نادان ها در همه جا پراکنده و پر تعداد هستند.",
    "اینکه کشور آلمان در بسیاری از جوامع اهمیت خود را از دست داده، تعجب آور نیست چرا که اینگونه به مردم آموزش داده شده که باید حس وطن پرستی را به دور انداخت و سبکبار بود تا هرکس بتواند در جای دیگر غیر از آلمان زندگی کند.",
    "مردم، کشور را دوست داشتند و در آن زندگی می‌کردند اما حسی به کشور نداشتند، آن را نمی‌شناختند و برای آن ارزش قائل نبودند چون صفات و فضائل انسانی مردم ضعیف و تخریب شده بود.",
    "با نظریه‌پردازی و صدور تئوری نمی‌توان نیازهای جامعه را فراهم کرد فقط کار کردن اشخاص است که نفع یک جامعه را در پی دارد.",
    "با نظریه‌پردازی و صدور تئوری نمی‌توان نیازهای جامعه را فراهم کرد فقط کار کردن اشخاص است که نفع یک جامعه را در پی دارد.",
    "دو موضوع نظر من را به خود جلب می‌کند: یکی اشتیاق فراوانم برای ناسیولیست شدن که آن زمان برایش سر از پا نمی‌شناختم و دیگری علاقه به مطالعه تاریخ که باعث می‌شد شب و روز را به خواندن کتب تاریخی اختصاص دهم.",
    "بعد از سپری کردن آن روزها بود که به این حرف ایمان آوردم که انسان زود به فقر و گرسنگی عادت می‌کند و به همه چیز بدبین می‌شود. آن روزها بسیاری از کارگران را دیده بودم که چون اوضاع خوبی را در روستای خود داشتند با ملت و دولت دوست و مهربان بودند اما بعد از این که به شهر آمده بودند و از یافتن شغل مناسب بازمانده بودند احساس و عواطف انسانی خود را از دست داده بودند و خوی یاغی گری در آنها زنده شده بود و برای امرار معاش خود دست به هر کاری زده بودند.",
    "اگر یک ساختمان در یک جا قرار داشته باشد می‌توان یک ساختمان دیگر مثل آن بنا کرد ولی بنا کردن روی خرابه‌های ساختمان قدیمی‌مشکل است.",
    "زمانی که یک ملت تعادل بین نیازها و محصولات و زمین‌ها را برقرار سازدمی‌تواند استقلال خود را در برابر بیگانگان حفظ کند و در بحران‌های سیاسی، آزادی کامل برای آنها فراهم شود.",
    "طبیعت مرز سیاسی نمی‌شناسد. هرکس قدرت و زور بیشتری داشته باشد می‌تواند طبیعت را مهار کند و هرکس از همه قدرتمندتر باشد می‌تواند همه جهان را داشته باشد.",
    "عوام ملت فقط ظاهر امور را تشخیص می‌دهند و وارد عمق مسائل نمی‌شوند.",
    "گرسنگی و بی پولی دو یار با وفای من در وین بودند. با هزاران زحمت و با صرف نظر از بسیاری از هزینه های ضروری و با کار بسیار پول تهیه می‌کردم و کتاب های مطالعه و تمرین نقاشی را تهیه می‌کردم...این یکی از صحنه‌های نبرد من با روزگار بود.\nتنها سرگرمی‌من در آن سالها خواندن کتاب بود، سرگرمی‌که به خاطر به دست آوردن آن مجبور بودم اغلب اوقات خود را بدون غذا سر کنم به همین دلیل کتاب ها را با علاقه و عمیق مطالعه می‌کردم. مطالبی را که از آن کتاب ها آموختم هنوز هم بعد سالیان سال مورد استفاده ام قرار می‌گیرند. با مطالعه همین کتاب ها و در همین دوران بود که نظریات جدیدی در من شکل گرفت.",
    "اوضاع زمانی بدتر می‌شد که کارگر تشکیل خانواده داده بود و در بدبختی او همسر و فرزندانش هم سهیم بودند آن زمان بود که کارگر باید همزمان با دو جبهه می‌جنگید. یکی جبهه ای در خارج از منزل و یکی جبهه در منزل یعنی همسر و فرزندانش.\nاین درگیری ها و جنگ ها به جایی ختم می‌شد که دیگر عشق و علاقه بین پدر و فرزندان کمرنگ و کم کم محو می‌شد و خانواده ها از هم فاصله می‌گرفتند.",
    "جامعه مانند یک زن است که در هر شرایطی به پشتیبانی همسرش نیاز دارد.",
    "آنها ابتدا به دنبال رفع نیازهای طبقه کارگر بودند اما بعد از مدتی دریافتند که پیگیری مشکلات کارگران به صلاح آنها نیست، زیرا ممکن بود کارگرها بعد از حل مشکلاتشان از مبارزه با حزب بورژوازی خودداری کنند و دستورات حزب را اجرا نکنند.",
    "به عقیده من علت اصلی شکست آلمانی‌ها همین نکته بود چون هر چیزی که می‌شنیدند برخلاف واقعیت بود و آنها با چشمانی بسته و بدون هیچ اطلاعاتی مقابل دشمن قرار می‌گرفتند و معمولا در مقابل دشمن شکست می‌خوردند و عقب‌گرد می‌کردند.",
    "آنها مانند ضبط صوت محتوای سخنرانی‌ها را ضبط می‌کردند و آن را تبدیل به محتوای عوام فریب می‌کردند و تحویل مردم می‌دادند.",
    "از کلمه جنگ به عنوان یک استعاره استفاده می‌کنم چون همان طور که قبلا هم گفتم قهرمانان دروغگو همیشه خود را افرادی درست و با تقوا نشان می‌دادند که با حیله‌گری اشتباهات خود را به گردن دیگران می‌اندازند و چون صاحب قدرت هستند مردم عادی فکر نمی‌کنند که با این افراد درحال حیله‌گری هستند و در این صورت اتفاقی که نباید رخ دهد، رخ می‌دهد.",
    "شروع هر کدام به منزلهٔ شروع مشکل جدیدی است که از سیاست پارلمانی نشات می‌گیرد چون اعضای پارلمان همیشه افرادی بدگمان هستند که تصور می‌کنند ملت در حال شورش و انقلاب در مقابل دولت هستند و می‌خواهند قوانین و شرایط را تغییر دهند.",
    "مجلس پارلمان برای نمایندگان، محل خدایی و آقایی است و بعد از اتمام دوره چهارساله نمایندگی، آنها همچون حیوانی رام و آرام می‌شوند و دست از عربده کشی و درندگی برمی‌دارند و مردم را برای دوره بعدی آماده می‌کنند، کارهایی که برای مردم انجام داده‌اند را بزرگنمایی می‌کنند و می‌خواهند که مردم یکبار دیگر پشت آنها بایستند و رای خود را به نفع آنها داخل صندوق‌ها بیاندازند.\nوقتی با جواب منفی از سوی مردم رو به رو می‌شوند به حیله و فریب و ظاهر سازی متوسل می‌شوند و قیافه حق به جانب به خود می‌گیرند و مردم را وادار به این بازی می‌کنند و مردم را دوباره فریب می‌دهند تا پای صندوق‌ها بیایند و رای خود را به نفع این حیله‌گران داخل صندوق بیاندازند.",
    "این که بخواهم ادعا کنم که سازمان نازی فقط با عقل و هوش افراد به وجود آمد و پایدار بود خیلی درست نیست چون تا مشکل مالی حل نمی‌شد نمی‌توانستیم امیدوار به پیروزی باشیم.",
    "زمانی که یک ملت تعادل بین نیازها و محصولات و زمین‌ها را برقرار سازدمی‌تواند استقلال خود را در برابر بیگانگان حفظ کند و در بحران‌های سیاسی، آزادی کامل برای آنها فراهم شود.",
    "مجلس پارلمان برای نمایندگان، محل خدایی و آقایی است و بعد از اتمام دوره چهارساله نمایندگی، آنها همچون حیوانی رام و آرام می‌شوند و دست از عربده کشی و درندگی برمی‌دارند و مردم را برای دوره بعدی آماده می‌کنند، کارهایی که برای مردم انجام داده‌اند را بزرگنمایی می‌کنند و می‌خواهند که مردم یکبار دیگر پشت آنها بایستند و رای خود را به نفع آنها داخل صندوق‌ها بیاندازند.\nوقتی با جواب منفی از سوی مردم رو به رو می‌شوند به حیله و فریب و ظاهر سازی متوسل می‌شوند و قیافه حق به جانب به خود می‌گیرند و مردم را وادار به این بازی می‌کنند و مردم را دوباره فریب می‌دهند تا پای صندوق‌ها بیایند و رای خود را به نفع این حیله‌گران داخل صندوق بیاندازند.\nااین اتفاق هر بار و هر دوره تکرار می‌شود و نمایندگان هم چون کرم‌هایی در درونسیاست پیله می‌کنند و زمانی که به خوبی خود را از سیاست بارور و قوی کردند و از برگ‌های سیاست به نفع خود تغذیه کردند؛ پیله را می‌شکافند و به پرواز در می‌آیند.",
    "مانند یک کودک است که از اوایل کودکی از رشد او جلوگیری شده و همواره سرکوب شده است و مشخص است که این کودک سرخورده در آینده توانایی استفاده خوب از فکر و اندیشه خود را نخواهد داشت.",
    "اگر در قرن‌های گذشته قهرمانان بزرگ دنیا خود را در میان جنگ به کشتن می‌دادند برای تحصیل نان روزانه خود نبود بلکه عشق به میهن و به منظور به دست آوردن افتخار، عزیزترین ذخائر زندگی-جان- خود را نثار می‌کردند.\nآیا این همان ایده آل نبود؟",
    "این که دولتی تصور کند با زور اسلحه و جنگ می‌تواند اقتصاد خود را حفظ و پیشرفت دهد تصوری اشتباه است و انگلیس همیشه از راه دوستی و صلح، سیاست بازرگانی و اقتصادی خود را دنبال می‌کرد و با این سیاست بعد از گذشت دو قرن توانسته بود صاحب قدرت اقتصادی شود.",
    "هوش و استعداد انسان بر اثر ارتباط با عوامل خارجی پیشرفت می‌کند و مسائل اجتماعی تاثیر مستقیم بر روی انسان خواهد داشت و تجربه به بزرگ شدن و پیشرفت انسان کمک شایانی خواهد کرد.",
    "از نظر من هنوز هم شیوه تدریس دو درس جغرافیا و تاریخ در آلمان و اتریش درست نیست، بسیاری از معلمان تاریخ نمی‌دانند که هدف از درس تاریخ آموزش حوادث جنگی به دانش آموزان نیست و حوادث جنگی فایده ای برای دانش آموزان ندارد. این که دانش آموز بداند تاریخ وقوع جنگ ها چه زمانی بوده و مارشال چندم در چه تاریخی به دنیا آمده است بی فایده است. چیزی که در جنگ ها مهم هست، علت وقوع جنگ و تحقیق درباره نبردها و حوادث تاریخ است.",
    "و روشنفکران چشمان خود را باز کردند فهمیدند که چه خطر بزرگی",
    "بسیاری از معلمان تاریخ نمی‌دانند که هدف از درس تاریخ آموزش حوادث جنگی به دانش آموزان نیست و حوادث جنگی فایده ای برای دانش آموزان ندارد. این که دانش آموز بداند تاریخ وقوع جنگ ها چه زمانی بوده و مارشال چندم در چه تاریخی به دنیا آمده است بی فایده است. چیزی که در جنگ ها مهم هست، علت وقوع جنگ و تحقیق درباره نبردها و حوادث تاریخ است.",
    "اراضی زیاد در یک کشور از پایه های زندگی سیاسی و اجتماعی است و هرچقدر زمین بیشتری در اختیار یک کشور و ملت باشد بهتر می‌تواند خود را نیرومند کند و از طبیعت و قوانین آن استفاده کند.\nکشورهای وسیع و بزرگ، قدرتمندتر از کشورهای کوچک و محدود هستند و کشورهای وسیع مقاومت بیشتری در مقابل حملات دشمنان از خود نشان می‌دهند.",
    "جامعه مانند یک زن است که در هر شرایطی به پشتیبانی همسرش نیاز دارد. یک ملت هم مصداق همان زن ناتوان است که به یک رهبر نیاز دارد تا بتواند به حیات خود ادامه دهد، در هر حال من بعد از دو سال به طور کامل نظریات سوسیال دموکرات را دریافتم و آنها را به خوبی شناختم.",
    "تبلیغات باید قابلیت جلب نظر داشته باشد مثلا آگهی یک نمایشگاه باید با وضوح مقصود را برساند، با چند کلمه و چند جمله کالا و امتیازات و ارزش آن را معرفی کند.\nمنتشر کننده آگهی هم باید با فکر مشتریان و نیازهای آنها آشنا باشد و کالایی با توجه به نیاز مشتریان عرضه کند. اگهی دروغی و غلط بعد از مدتی باعث سلب اعتماد مردم و مشتریان خواهد شد.",
    "هدف تبلیغ سیاسی باید مثبت و در جهت نیروهای خودی باشد مثلا بتواند نحوهٔ حملات، میزان اعتماد به نفس و نیرو و انرژی دشمن را کسب و به اطلاع نیروهای خودی برساند تا بتوانند شناخت خوبی نسبت به دشمن داشته باشند. پس در مقابل، باید امنیت اطلاعات را حفظ کرد تا اطلاعات در دست دشمن قرار نگیرد تا بتواند از آن سوءاستفاده کند.",
    "کسی که نظریه‌ای صادر می‌کند نباید فقط تلاش کند که نظریه را عملی جلوه دهد بلکه باید تلاش کند تا این نظریه خوب و به درستی نتیجه دهد در این صورت اگر نظریه به درستی اجرا شود مشکلات آن هم از بین خواهد رفت.",
    "مردان بزرگ به خاطر افکار بزرگ و جدید خود است که تبدیل به مرد بزرگ می‌شوند چون حقایق را در اختیار مردم می‌گذارند و به همین علت است که از پایه گذاریجریان ها، مذاهب و ادیان همیشه استقبال می‌شود.\nنکته جالب توجه این است که هر چقدر فکر بزرگ‌تر باشد عملی کردن آن سخت تر خواهد شد، کار همیشه برای بنیانگزار یک فکر سخت است چون همه انجام آن را تقریبا محال می‌دانند مثل بنیانگزاران ادیان که مردم آنها را در زمان زنده بودنشان نفرین می‌کنند و حقیر و کوچک می‌کنند چون از نظر مردم نظریات آنها واقعیت هست، اما غیرقابل اجراست.",
    "اساس فلسفه غیرانسانی مارکسیست آمیزش دو حس انسان دوستی و حیله گری است که اگر بتوان به نسبت معین از هر دو استفاده کرد می‌توان نتیجه شیطانی از آن گرفت که قسمت انسان دوستی آن بی اثر خواهد بود.",
    "بهترین و ساده‌ترین ابزاری که یهودیان برای به دام انداختن ملت از آن استفاده می‌کنند یکی جهل توده کثیری از مردم و دیگری کم بودن هوش و درایت در طبقه بالا جامعه است.",
    "یهودیان در پشت حیله‌گری ها و فریبکاری‌ها یک هدف بزرگ دارند و آن این است که روزی با ضعیف کردن دولت بتوانند دولت صهیونیستی ایجاد کنند اما باز هم این ظاهر کار است و در اصل ماجرا آنها به دنبال یک دولت مستقل مثل فلسطین نیستند که آن را به دست آورند و با استقلال زندگی کنند بلکه فلسطین را به عنوان مرکزی می‌خواهند تا با فعالیت گسترده خود بتوانند تمام دنیا را تحت نظر بگیرند و افکار مخرب خود را در همه جا توسعه دهند و در پناهگاه خود جنایتکاران زبردستی راتقویت کنند.",
    "ملتی که خود را تسلیم دیگران کند و اختیار خود را از دست بدهد آینده‌ای جز نابودی خود و آیندگان خود را ندارد و این سرنوشتی است که خود آنها برای خود انتخاب کرده اند و نباید بابت آن شکایتی داشته باشند.",
    "نژاد آریایی اساس تمدن‌های جهان بوده است، اما اگر قرار بود این نژاد از بین برود مسلما نمی‌توانست یک نژاد اصیل بماند. نژاد برتر باید به زندگی خود با قدرت ادامه بدهد تا بتواند سایر ملت‌ها را هم استوار و محکم سازد.\nمی‌توان گفت که از بین رفتن دولتی که با روح و فکر و نژاد اصیل آن کشور به وجو آمده، باعث می‌شود که نمایندگان و متفکران این نژاد نیز در این مسیر ویران شوند.",
    "ارزش و قدرت یک دولت را نباید با توجه به تمدن و یا دیگر ملت‌ها اندازه گرفت بلکه باید اینگونه سنجید که این دولت تا چه حد می‌تواند برای ملت خودش مفید باشد و شرایط ایده آل را را برای ملتش ایجاد کرده است. در مقابل این دولت‌ها، دولت‌هایی هستند که پیشرفت خود را بر روی اختلاط نژاد استوار کرده اند. بنابراین قضاوتی را که می‌توان درباره یک دولت کرد اول در فایده‌ای است که به ملت خود می‌رساند و همین مطلب است که تاریخ درخشان یک ملت را برای همیشه سربلند نگه می‌دارد.",
    "اگر سیاست جلوگیری از بچه دار شدن افراد ناتوان سیصد سال اجرا شود قطعا بشر از بسیاری از بدبختی‌ها نجات می‌یابد و بهداشت اجتماعی در کشور برقرار می‌شود و عوامل فساد و انحطاط ریشه کن می‌شود و مردم از ناتوانی‌های جسمی‌و روحی دور خواهند شد.",
    "یک جامعه هنگامی‌به درجهٔ اعلای رشد خود می‌رسد که طبقهٔ ممتاز آن جامعه نمونهٔ بهترین مردم باشند و دورهٔ فروپاشی یک جامعه هنگامی‌است که بدترین عوامل در آن حکومت ایجاد قدرت نماید!",
    "بسیاری از معلمان تاریخ نمی‌دانند که هدف از درس تاریخ آموزش حوادث جنگی به دانش آموزان نیست و حوادث جنگی فایده ای برای دانش آموزان ندارد. این که دانش آموز بداند تاریخ وقوع جنگ ها چه زمانی بوده و مارشال چندم در چه تاریخی به دنیا آمده است بی فایده است. چیزی که در جنگ ها مهم هست، علت وقوع جنگ و تحقیق درباره نبردها و حوادث تاریخ است.",
    "بعد از تحقیق و مطالعه دریافتم که مدیر کارخانه ها و تولید کنندگان مواد آلوده و کثیف همه یهودی هستند، تهیه کننده اکثر قرص ها، داروها و مواد غذایی مسموم و تقلبی یهودی ها بودند و بعد به این نتیجه رسیدم هرچیزی که به دست یهودی ها در کارخانه ها و کارگاه‌ها تهیه و تولید شود تقلبی و آلوده هست.\nانحرافاتات ادبی که باعث انحراف و فساد جوانان می‌شد و هم چنین فیلم ها و نمایش‌های فاسد همه به دست کسانی ساخته و اداره می‌شد که یهودی بودند و یک صدم جمعیت کشور را تشکیل داده بودند.",
    "اما متاسفانه یهود به همه جا رخنه کرده بود و صحبت های من بی‌نتیجه بود. به هر جمعی که می‌رفتم در آن وجود داشتند، آنها چند خصوصیت داشتند یکی این که شجاعت مقاومت در مقابل خطر نداشتند و در مواقع خطر فرار را بر قرار ترجیح می‌دادند هم چنین در دو به هم زنی استاد بودند، در مقابل گرانی سریعا اعتراض می‌کردند و برای رسیدن به حق خود در خیابان تجمع می‌کردند و شعار می‌دادند.",
    "اعتقاد من همیشه این بود که دوران جوانی بهترین فرصت برای کسب تجربه و سرمایه گذاری برای آینده است و آنان که در سال های کهنسالی پیروز و موفق هستند در دوران جوانی به سرمایه گذاری و کسب تجربه پرداخته اند.",
    "تنها سرگرمی‌من در آن سالها خواندن کتاب بود، سرگرمی‌که به خاطر به دست آوردن آن مجبور بودم اغلب اوقات خود را بدون غذا سر کنم به همین دلیل کتاب ها را با علاقه و عمیق مطالعه می‌کردم. مطالبی را که از آن کتاب ها آموختم هنوز هم بعد سالیان سال مورد استفاده ام قرار می‌گیرند. با مطالعه همین کتاب ها و در همین دوران بود که نظریات جدیدی در من شکل گرفت.",
    "دولت به معنی ملت است و اگر دولت از ملت نباشد دولت زوال پذیر خواهد بود",
    "دسته سوم که تعدادشان از دو گروه قبلی کمتر است روشنفکران هستند و اغلب امیال و خواسته‌های امپریالیسم را به صورت مبهمی‌اجرا می‌کنند بنابراین آنها نظر مساعدی روی دولت‌ها ندارند و می‌خواهند به جای دولت کسانی روی کار باشند که با ملت هم‌زبان باشد و از قدرت ملت خود برای تقویت بنیه خود استفاده کنند.",
    "دسته سوم که تعدادشان از دو گروه قبلی کمتر است روشنفکران هستند و اغلب امیال و خواسته‌های امپریالیسم را به صورت مبهمی‌اجرا می‌کنند بنابراین آنها نظر مساعدی روی دولت‌ها ندارند و می‌خواهند به جای دولت کسانی روی کار باشند که با ملت هم‌زبان باشد و از قدرت ملت خود برای تقویت بنیه خود استفاده کنند.",
    "روزنامه های آلمان قبل از جنگ برای اینکه ملت را مطیع دولت کنند مردم را دچار تردید کرده و اعتماد مردم را از دولت سلب کردند. آنها دموکراسی کشورهای دیگر را به رخ مردم کشیده و ملت را در اختیار جمعیت‌هایی که نام ملی داشتند؛ گذاشتند.\nاین روزنامه‌ها بودند که ملت آلمان را غیر طبیعی بار آوردند و عادات وصفات انسانی آنها را مورد تحقیر قرار داده و آنها را بی اراده و بی اعتماد به هم کردند.",
    "طبیعت مرز سیاسی نمی‌شناسد. هرکس قدرت و زور بیشتری داشته باشد می‌تواند طبیعت را مهار کند و هرکس از همه قدرتمندتر باشد می‌تواند همه جهان را داشته باشد.",
    "یهودی اهل صلح نیست و باید همه آنها را نابود کرد...",
    "در اصل ماجرا آنها به دنبال یک دولت مستقل مثل فلسطین نیستند که آن را به دست آورند و با استقلال زندگی کنند بلکه فلسطین را به عنوان مرکزی می‌خواهند تا با فعالیت گسترده خود بتوانند تمام دنیا را تحت نظر بگیرند و افکار مخرب خود را در همه جا توسعه دهند و در پناهگاه خود جنایتکاران زبردستی راتقویت کنند.",
    "ملتی که خود را تسلیم دیگران کند و اختیار خود را از دست بدهد آینده‌ای جز نابودی خود و آیندگان خود را ندارد و این سرنوشتی است که خود آنها برای خود انتخاب کرده اند و نباید بابت آن شکایتی داشته باشند.",
    "ملتی که خود را تسلیم دیگران کند و اختیار خود را از دست بدهد آینده‌ای جز نابودی خود و آیندگان خود را ندارد",
    "هر زمان که به کارمند بودن فکر می‌کردم و خودم را در یک اتاق چهاردیواری به شکل سلول زندان، زندانی می‌دیدم از خود متنفر می‌شدم حتی تصور کارمند شدن هم در من سخت بود.",
    "بعد از سپری کردن آن روزها بود که به این حرف ایمان آوردم که انسان زود به فقر و گرسنگی عادت می‌کند و به همه چیز بدبین می‌شود.",
    "از زمانی که میفهمیدم یهودی هستند نظرم نسبت به آنها تغییر می‌کرد چون نمی‌توانستم درک کنم که یک آلمانی یهودی هم می‌تواند آلمان را به اندازه آلمانی ها دوست داشته باشد.\nبه نظرم تنها تفاوت ما با هم در مذهب بود و البته این تفاوت کمی‌نبود، آنها به دین خود تعصب داشتند. از دیگران متنفر بودند. این تنفر تا جایی بود که در دعای صبحگاهی آنها آمده بود که حتی در گور هم خود را از مذاهب دیگر جدا کنید.",
    "احساس آنها هم شبیه به من بود و سعی می‌کردند خود را از ما جدا کنند، اما من رفتار متعصبانه تری داشتم، من عامل همه تحولات داخل و اختلافات اتحادیه ها و رواج مارکسیست را یهود می‌دانستم. یهودی ها هم از نظر عقیده دو دسته بودند: دسته اول عده کمی‌که یهودی های بی خطر و به دنبال آزادی بودند و دسته دوم یهودیانی که با دسته اول از نظر مذهب و عقیده مشترک بودند اما وابسته به صهیونیست بودند و نمی‌توانستند آلمان را به عنوان وطن بپذیرند.",
    "آنها ثروتمندانی بودند که در خانه ای کوچک و پر از کثافت زندگی می‌کردند و در عوض خانه خود را اجاره می‌دادند. لباس هایشان همیشه پر از چرک، ریش ها غالبا نتراشیده و خوردن غذا با دست از خصوصیاتی بود که باعث شناخته شدن یهودیان می‌شد. این خصوصیات اهمیت زیادی نداشت، نفرت زمانی زیاد می‌شد که افکار مریض و آلوده خود را از زیر قیافه زشت و کثیف خود بیرون می‌آوردند و سعی می‌کردند آن را به مردم تلقین کنند.",
    "تولید کنندگان مواد آلوده و کثیف همه یهودی هستند، تهیه کننده اکثر قرص ها، داروها و مواد غذایی مسموم و تقلبی یهودی ها بودند و بعد به این نتیجه رسیدم هرچیزی که به دست یهودی ها در کارخانه ها و کارگاه‌ها تهیه و تولید شود تقلبی و آلوده هست.",
    "انحرافاتات ادبی که باعث انحراف و فساد جوانان می‌شد و هم چنین فیلم ها و نمایش‌های فاسد همه به دست کسانی ساخته و اداره می‌شد که یهودی بودند و یک صدم جمعیت کشور را تشکیل داده بودند.",
    "یهودیان موجوداتی خودخواه، سهل انگار و خائن به کشور و خانواده خود بودند این خصوصیات حتی در روزنامه‌های آنها هم انعکاس داشت و دائما در مطبوعات خود به تبلیغات این صفات می‌پرداختند",
    "دولت باید بین نیازها تعادل ایجاد کند تا عده‌ای مجبور به زحمت کشیدن برای طبقه‌ای ممتاز نباشند. جمله معروف در این باره این است: تعادل در صنعت و تجارت اساس زندگی یک ملت است.",
    "انگلیسی‌ها برای آزادی خود می‌جنگند و اگر اقتصاد خوبی ندارند به خوبی کشورها را با یکدیگر درگیر می‌کنند و اقتصاد آنها را می‌ربایند.\nما برای رونق اقتصادی به دنبال متحد با خود هستیم ولی آنها از اتحاد دولت‌های اروپا بهره‌برداری می‌کنند.",
    "بنابراین درباره نژادها اینگونه می‌توان نظر داد:\nالف) اختلاف دو نژاد در یکدیگر باعث ضعیف شدن نژاد برتر خواهد شد.\nب) اختلاط دو نژاد باعث جلوگیری از پیشرفت یا کم شدن سرعت پیشرفت نژادها خواهد شد.\nاز نظر من که چندان مذهبی هم نیستم اختلاط دو نژاد جز گناهان کبیره محسوب می‌شود چون دست بردن در اراده خداوند است و مانند این است که یک گیاه خوب و پربار را به یک علف هرز پیوند بزنیمو رشد گیاه را متوقف کنیم.",
    "یهودیان نقطه مقابل آریایی‌ها هستند چون اساس زندگی خود را حفظ جان و منافع خود قرار دادند. علت اینکه یهودیان از هزاران سال قبل باقی مانده‌اند و هنوز هم در بین ما زندگی می‌کنند این است که همواره در حفظ جان و منافع خود تلاش کرده‌اند و منافع اجتماع را به منافع خود تقدم نداده اند از سوی دیگر هیچ ملتی مانند یهودیان نبودند که کمترین تغییر را داشته باشند.",
    "یهودیان نقطه مقابل آریایی‌ها هستند چون اساس زندگی خود را حفظ جان و منافع خود قرار دادند. علت اینکه یهودیان از هزاران سال قبل باقی مانده‌اند و هنوز هم در بین ما زندگی می‌کنند این است که همواره در حفظ جان و منافع خود تلاش کرده‌اند و منافع اجتماع را به منافع خود تقدم نداده اند از سوی دیگر هیچ ملتی مانند یهودیان نبودند که کمترین تغییر را داشته باشند.",
    "اگر کسی که درست سال اول همین قرن می‌زیسته سر از خاک بردارد و با یک جوان امروزی مقایسه شود در رتبه پایینی قرار خواهد گرفت و هر چقدر هم که در زمان خود نابغه و با استعداد بوده باشد الان با یک جوان چهارده ساله برابری خواهد کرد. حتی شاید فلاسفه بزرگی مثل ارسطو و افلاطون هم در زمان حال افرادی عادی و مبتدی باشند.",
    "یهودیان ملتی نبودند که تمدن خاصی که متعلق به خودشان باشد را داشته باشند بلکه تحت تاثیر دیگر تمدن‌ها قرار گرفتند",
    "وقتی به خوبی حزب و عقاید او را شناختم نظرم تغییر کرد شاید همین امروز هم ایشان را مردی متشخص و نژادپرست بدانم.",
    "طبیعت مرز سیاسی نمی‌شناسد. هرکس قدرت و زور بیشتری داشته باشد می‌تواند طبیعت را مهار کند و هرکس از همه قدرتمندتر باشد می‌تواند همه جهان را داشته باشد.",
    "طبیعت مرز سیاسی نمی‌شناسد. هرکس قدرت و زور بیشتری داشته باشد می‌تواند طبیعت را مهار کند و هرکس از همه قدرتمندتر باشد می‌تواند همه جهان را داشته باشد.",
    "تعادل در صنعت و تجارت اساس زندگی یک ملت است.",
    "در سال‌های اول جوانی هیچ چیز به اندازه این که می‌دیدم اداره جهان به دست عده‌ای دلال افتاده مرا تحت تاثیر قرار نمی‌داد. این یعنی در واقع آینده ملت‌ها به برد و باخت دلالان بستگی داشت.",
    "در سال‌های اول جوانی هیچ چیز به اندازه این که می‌دیدم اداره جهان به دست عده‌ای دلال افتاده مرا تحت تاثیر قرار نمی‌داد. این یعنی در واقع آینده ملت‌ها به برد و باخت دلالان بستگی داشت.",
    "چیزی که در جنگ ها مهم هست، علت وقوع جنگ و تحقیق درباره نبردها و حوادث تاریخ است.",
    "انسان زود به فقر و گرسنگی عادت می‌کند و به همه چیز بدبین می‌شود",
    "حزب سوسیال دموکرات توسط یهودیان رهبری می‌شود و مطمئن شدم که این حزب برای اجرای مارکسیست تاسیس شده.",
    "به هر جمعی که می‌رفتم در آن وجود داشتند، آنها چند خصوصیت داشتند یکی این که شجاعت مقاومت در مقابل خطر نداشتند و در مواقع خطر فرار را بر قرار ترجیح می‌دادند هم چنین در دو به هم زنی استاد بودند، در مقابل گرانی سریعا اعتراض می‌کردند و برای رسیدن به حق خود در خیابان تجمع می‌کردند و شعار می‌دادند.",
    "یهودیان موجوداتی خودخواه، سهل انگار و خائن به کشور و خانواده خود بودند این خصوصیات حتی در روزنامه‌های آنها هم انعکاس داشت و دائما در مطبوعات خود به تبلیغات این صفات می‌پرداختند.",
    "آنها از یک کمیته مخفی مزد دریافت می‌کردند و کارشان فقط گول زدن مردم و کارگران بود و ایجاد هرج و مرج و خرابکاری.",
    "هرکس قدرت و زور بیشتری داشته باشد می‌تواند طبیعت را مهار کند و هرکس از همه قدرتمندتر باشد می‌تواند همه جهان را داشته باشد.",
    "طبیعت مرز سیاسی نمی‌شناسد. هرکس قدرت و زور بیشتری داشته باشد می‌تواند طبیعت را مهار کند و هرکس از همه قدرتمندتر باشد می‌تواند همه جهان را داشته باشد.",
    "بسیاری از معلمان تاریخ نمی‌دانند که هدف از درس تاریخ آموزش حوادث جنگی به دانش آموزان نیست و حوادث جنگی فایده ای برای دانش آموزان ندارد. این که دانش آموز بداند تاریخ وقوع جنگ ها چه زمانی بوده و مارشال چندم در چه تاریخی به دنیا آمده است بی فایده است. چیزی که در جنگ ها مهم هست، علت وقوع جنگ و تحقیق درباره نبردها و حوادث تاریخ است.",
    "فرومایه.\nیک جامعه هنگامی‌به درجهٔ اعلای رشد خود می‌رسد که طبقهٔ ممتاز آن جامعه نمونهٔ بهترین مردم باشند و دورهٔ فروپاشی یک جامعه هنگامی‌است که بدترین عوامل در آن حکومت ایجاد قدرت نماید! بنابراین در هنگام درگیری‌ها ملت از آن طبقه‌ای که پیروز شده اطاعت خواهند کرد.\nاگر بهترین افراد پیروز شوند ملت به دنبال آنها به پیش می‌روند و اگر در راس امور افرادی فاسد قرار بگیرند ملت مخالفتی نمی‌کنند چرا که توده‌ای که در بین این دو قدرت قرار گرفته اند هرگز اهل مبارزه نیستند.",
    "ارزش و قدرت یک دولت را نباید با توجه به تمدن و یا دیگر ملت‌ها اندازه گرفت بلکه باید اینگونه سنجید که این دولت تا چه حد می‌تواند برای ملت خودش مفید باشد و شرایط ایده آل را را برای ملتش ایجاد کرده است.",
    "کسی که ناتوانی جسمی‌و معنوی دارد و در جامعه ارزشی ندارد نباید این ناتوانی را به کودک خود هم انتقال دهد و دولت باید جلوی بچه‌دار شدن این افراد را بگیرد.",
    "جامعه مانند یک زن است که در هر شرایطی به پشتیبانی همسرش نیاز دارد. یک ملت هم مصداق همان زن ناتوان است که به یک رهبر نیاز دارد تا بتواند به حیات خود ادامه دهد، در هر حال من بعد از دو سال به طور کامل نظریات سوسیال دموکرات را دریافتم و آنها را به خوبی شناختم.\nآنها مانند تروریست های اندیشمند بودند که روش های به خصوص خود را داشتند. آنها به مردم دروغ‌های بزرگی می‌گفتند و با این دروغ ها ترس و استرس بین رقیبان خود ایجاد می‌کردند و این کار را تا جایی ادامه می‌دادند تا رقبا را کنار بزنند و عده ای از ملت احمق را به امید داشتن آزادی تسلیم خود کنند.",
    "ملت‌های متمدن با توجه به محدودیت‌های زمین خود، افزایش جمعیت را متوقف می‌کنند اما ملل غیر متمدن به جای پیش گرفتن این سیاست شروع به تربیت انسان‌هایی به مانند حیوانات وحشی می‌کنند و در نهایت، این سیاست آنها باعث می‌شود دنیا مملو از این افراد وحشی شود",
    "جایگزین کردن دیکتاتوری به جای دموکراسی کردند.\n******\nاما چگونه این کار را انجام می‌دهند؟\nآنها با تحقیقات خود فهمیده‌اند که با استفاده از مارکسیست است که می‌توان ملت را در چنگ گرفت و با تشکیل یک حکومت دیکتاتوری مردم را مجبور به اطاعت از خود کرد. از طرف دیگر همزمان نقشه انقلاب اقتصادی و سیاسی را دنبال می‌کنند.\nدر داخل کشورها، دشمنان خود را پیدا می‌کنند و آنها را به دام جنگ می‌کشند و در موقع مناسب در میانه جنگ آتش یک انقلاب را روشن میکنند و جنگ وانقلاب را در هم می‌آمیزند. از سوی دیگر از نظر اقتصادی دولت را به سمت ورشکستگی سوق می‌دهند و کنترل اقتصاد را به دست می‌گیرند و زمانی که یک دولت از نظر مالی تحت فشار باشد خیلی راحت می‌توان افکار انقلابی را در آن جامعه گسترش داد.",
    "برای هدف واحد تلاش می‌کردند اصلی‌ترین این رقابت بین خانواده هابسبورگ و هوهتزلزن بود.\nهر دو گروه فکر می‌کردند برای رسیدن به هدف خود باید روشی که پیش گرفته‌اند را ادامه دهند و می‌خواستند راهی را که اتریش در آن زمان که یکی از کشورهای اروپا بود را پیش بگیرند اما هدف آنها ایجاد رایش آلمان نبود.",
    "انقلاب‌های مذهبی که بتوانند تفکرات گذشته را نابود کنند معمولا به وسیله یک شخص رهبری می‌شود و زمانی که به دست گروه‌ها افتاد خیلی سریع نابود خواهد شد.\nجنبش راسیست هم جز همین فلسفه بود...",
    "در انقلاب ۱۹۱۸ اتحاد سه‌گانه از بین رفت و قدرت از دست ملت خارج شد و پس از نابود شدن امپراتوری قدیم و از بین رفتن اساس و شکل دولت گذشته، به خودی خود حس ملی نیز از بین رفته و در نهایت دولت فرو ریخت. لذا برای اینکه انقلابیون بتوانند پیروز شوند باید عوامل اصلی مبارزه از بین بروند.\nبه هم خوردن اوضاع اجتماعی کشور و نابسامانی‌های موجود همانند اسیدی بود که ریشهٔ ارتش را خشکانده بود، این نارضایتی در حدی بود که به خاطر خراب شدن روحیهٔ مردم، کم کم ارتش از ملت جدا شد و بعد از چهار سال با همهٔ فداکاری و جانبازی‌هایی که کرده بودند؛ هنگامی‌که در مرکز درگیری قرار گرفتند حاضر نبودند از فرماندهٔ خود اطاعت کنند.",
    "البته فساد مالی خود در دگرگون کردن یک جامعه، از یک جنگ واقعی موفق تر است!",
    "همه ما خطر را می‌دیدیم اما از نتایج آن بی خبر بودیم و مبهوت‌شدگانی بودیم که هر لحظه بیشتر در دنیایی عجیب غرق می‌شدیم.",
    "حرکت نظامی‌و زورمندانه در مقابل یک جریان و فکر جدید دچار شکست می‌شود مگر این که یک فکر و اعتقاد جدید آغاز شود تا جایگزین فکر گذشته شود",
    "که ای رهگذر که به این کشور قدم می‌گذاری!\nبه ملتت این پیغام را برسان که زیر این خاک جوانی شجاع و وفادار و ظیفه شناس خفته است.",
    "یهودی اهل صلح نیست و باید همه آنها را نابود کرد...",
    "مذهب برای یهودیان یک بازیچه است مانند دیگر چیزهایی که از سایر ملل سرقت می‌کنند."
  ],
  "wikiQuotes": []
}