{
  "bookName": "گزارش یک مرگ",
  "taaghcheQuotes": [
    "به‌نظرش غیرمنصفانه آمده بود که چطور در زندگی ممکن است این‌همه اتفاقات بیفتد تا مرگی این‌چنین از پیش اعلام‌شده بتواند بدون قدمی به اشتباه، جامهٔ عمل بپوشد.",
    "گاهی اوقات که از گریه خسته می‌شد، به دیوانگی خودش می‌خندید.",
    "«زندگی یک ردیف فانوس نیست که به تناسب کنار هم آویخته شده باشند، زندگی هاله‌ای است نورانی، پاکتی است نیمه‌شفاف که ما از بدو تولد آگاهی‌مان تا مرگ در آن محبوسیم...»"
  ],
  "wikiQuotes": []
}